ظریفیان: توسعه و گسترش فن آوری های ارتباطی و ظهور تأثیرات گسترده آنها در عرصة اجتماع، توجه دانشمندان این حوزه را به روش شناسی علوم اجتماعی و ارتباطی جلب کرده است.

یکی از این روشهای پژوهشی تحلیل محتواست که در مدیریت اطلاعات، شناخت و رفع مشکلات و کاستی ها و تصمیم گیریها نقش بسزایی دارد.

تحلیل محتوا با طبقه بندی، تحلیل و تبیین داده ها پاسخ مناسبی در حل مسائل علمی ارائه می کند.

تحلیل محتوا، تحلیل سیستماتیک و نظام‌مند نمادهای ارتباطی در رسانه است که در آن متن بر اساس قوانین معتبر اندازه گیری با ارزش های عددی مقایسه می شود.

از دید برلسون تحلیل محتوا یک شیوة تحقیقی است که برای تشریح عینی، منظم و کمّی محتوای آشکار پیام های ارتباطی به کار می رود.

برلسون تأکید می کند: روش تحلیل محتوا معناشناسی آماری مباحث سیاسی است. در روش تحلیل محتوا آماری بودن روش، حکایت از کمّی بودن آن دارد.

از ویژگی های مشخصه تحلیل محتوا این است که باید در کمّی و کیفی بودن آن اتفاق نظر داشت.

تحلیل محتوا به دو روش تحلیل محتوای مبتنی بر کمیت (آشکار) و تحلیل محتوای مبتنی بر ارزشگذاری (پنهان) تقسیم می شود. در تحلیل محتوای آشکار پژوهشگر به مقوله هایی که فقط به نمادها و ترکیب های نمادی اشاره دارد، توجه کرده و آنها را انتخاب می کند.

در تحلیل محتوای پنهان  به خصوصیات دیگری غیر از نهادها توجه می شود. تحلیل محتوای پنهان شیوة انتقال معنی از متن به مخاطب را مورد توجه قرار می دهد. در تحلیل رسانه های متنی به ماهیت و روابط درون متن توجه می شود. متنی که می تواند کلمه، تصویر، فیلم و امثال آن باشد.

مالینوفسکی  می گوید: «مفهوم و معنی در دل کلمات نهفته نیست، بلکه معنی در اوضاع و احوال اجتماعی، وضع ادای کلمات، ساختمان جمله، اثر کلمات مجاور بر یکدیگر و دهها عامل دیگر متنی می باشد.»  به همین دلیل ارائه تعریفی مشخص از واژه ها بسیار مهم است.

مثلاً کلمة خوشبختی یا بدبختی، آسانی یا سختی را چگونه می‌توان تعریف کرد. خوشبخت کیست و خوشبختی چیست. آسانی و سختی با چه معیاری سنجیده می‌شود. در این گونه موارد اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد و هر پژوهشگر از دیدگاه شخصی خود به مفاهیم و موضوعات نگاه می کند.

برای رفع این مشکل نیاز به تعریفی واحد و جامع برای اینگونه واژه ها احساس می شود. واحدهای اندازه گیری بر اساس روش استاندارد برای تحلیل و بررسی مورد نیاز است. برای اندازه گیری های کمّی به آسانی می توان واحد سنجش استاندارد در نظر گرفت.

تحلیل محتوا با استفاده از روشهای تحلیل داده، دربرگیرنده عملیات مختلف مقوله بندی، تقسیم و تفسیر مجموعه اطلاعات یا شواهد است. در سطح روش شناسی تمایز بین پژوهش کیفی و کمّی آشکار تر می‌شود. روش‌شناسی را می‌توان چارچوبی عملیاتی مبتنی بر نظریه و در ارتباط با یک حوزة تجربی دانست.

پژوهش کیفی مبتنی بر این ایده است که حداقل برخی پدیده ها برای بیان و تعمیق مقولات تحلیلی نیاز به فرآیند پژوهشی خاصی دارد تا بتواند آزادانه در میان همه سطوح تحلیلی حرکت کند.

انتخاب روش به حوزه مورد مطالعه از ارتباطات رسانه ای و به هدف پژوهش بستگی دارد. مسایل متفاوتی از قبیل فرآیندهای تصمیم گیری سردبیری، خط مشی وروش نشریه در رسانه های خبری در این انتخاب سهم دارند.

از اهمیت تحلیل محتوا برای رسانه‌ها می‌توان به این موضوع اشاره کرد که دبیران سرویس و سیاستگذاران روزنامه ها از نتایج این تحقیقات علمی در پیشبرد اهداف رسانه استفاده می‌کنند.

آنها می‌دانند که میزان برجسته کردن مطالب با انگیزة القا و تأثیر بر الگوهای رفتاری جامعه و چگونگی فعالیت هایی مبنی بر تأثیرگذاری بر ارزشها و نگرش های مخاطبان را می توان با روش تحلیل محتوا مشخص کرد.

برای آنان آگاهی از محتوای رسانه ها به دلیل رابطة دو سویه بین رسانه و افکار عمومی حائز اهمیت است . اول به دلیل اینکه رسانه ها منعکس کننده نیازها و گرایش افکار عمومی اند و دوم اینکه رسانه ها خود تأثیرگذار بر افکار عمومی هستند.

به همین دلیل در انجام تحلیل محتوا به عنوان یک کار تحقیقی باید بی طرف بود. نگاه غیرحرفه ای و ساده انگارانه گاهی ارزش و اعتبار تحلیل محتوا را از بین می برد.  به گونه‌ای که نتیجة تحقیق دلخواه و مثبت می‌شود که به این ترتیب آسیب‌های جدی در پی دارد. اما با انتخاب مقوله های مناسب می توان از این مشکلات جلوگیری کرد.

یکی دیگر از مشکلاتی که مانع از پذیرش کامل تحقیقات تجربی می‌شود این است که میزان تطبیق این تحقیقات با واقعیات مشخص نیست. تا چه حد می‌توان به نتیجة تحقیقات اعتماد کرد؟

مشکل بعدی آن جاست که موضوعی که بطور نمونه توسط کسی بررسی می شود چه نسبتی با کل موضوع می تواند داشته باشد. آیا نمونه گیری صحیح انجام شده است. آیا میزان نمونه ها کافی است؟ دیگر اینکه آیا پژوهشگران در موضوع مورد بررسی خود به همان چیزی می رسند که آفرینندة موضوع مطرح کرده است.

به نظر می‌رسد برای رهایی از مشکلات موجود بر سر راه تحلیل محتوای ژورنالیستی باید موضوع، رسانه و مخاطب را شناخت؛ روش مناسب را انتخاب کرد؛ مقوله هایی مناسب انتخاب و آن ها را به شکلی واحد و در حد فهم افراد پژوهشگر تعریف کرد و در نمونه گیری تأکید بر روشهای علمی باشد.

و مهمتر اینکه در تمامی مراحل بالا از دخالت دیدگاه مستقیم پژوهشگران که ممکن است بر اساس پیشنیة ذهنی شکل گرفته باشد، پرهیز کرد.

مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای روزنامه همشهری

کد خبر 8315

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان