چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۵

شما هم می‌توانید لطیفه‌های دست‌اولتان را برای هفته‌نامه‌ی دوچرخه به نشانی «تهران، صندوق پستی: ۵۴۴۶-۱۹۳۹۵» بفرستید.

*

بدخطی

پدر: چرا تکالیف مدرسه‌ات رو نمی‌نویسی؟

پسر: چون معلممون گفته، اگه می‌خوای بازم بدخط بنویسی، اصلاً ننویس!

فرشته اسدزاده از تهران

*

راه حل

سردبیر یک مجله با ناراحتی به ویراستار مجله می‌گوید: این چه وضعیه آقا؟ باز هم که مجله پر از اشتباهه. هرروز صدها نفر از خواننده‌های مجله با نامه و تلفن دارن اعتراض می‌کنن.

ویراستار با خونسردی می‌گوید: خب این‌که کاری نداره. می‌خواین نشونی و شماره‌ی تلفن رو هم اشتباه چاپ کنیم که دیگه نتونن تماس بگیرن و اعتراض کنن!

مهرداد اسماعیلی از همدان

*

لباس

دختر: مامان... این لباسی که برام دوختی، اندازه‌ام نیست. یقه‌اش این‌قدر تنگه که به‌سختی می‌تونم نفس بکشم.

مادر: لباس هیچ اشکالی نداره دخترم. تو سرت رو کردی توی آستین لباس!

الهام قاسمی از تهران

*

در میهمانی

میزبان: پسرم، بذار باز هم برات غذا بکشم.

پسر: نه، دستتون درد نکنه. دیگه جا ندارم.

میزبان: پس چندتا میوه بذار توی جیب کتت که موقع برگشتن، توی راه بخوری.

پسر: خیلی ممنون، اما جیبم هم دیگه جا نداره!

محمدعلی بابایی از کرج

*

مزاحمت

مادر: کجا بودی؟

پسر: یه سر رفته بودم خونه‌‌ی نیما.

مادر: مزاحمشون که نشدی؟

پسر: اصلاً... اتفاقاً مامانش تا من رو دید گفت فقط تو رو کم داشتیم!

امیر صادقی از تهران

*

رضایت

اولی: از ماشین جدیدت راضی هستی؟

دومی: خودم نه، اما مکانیکم خیلی راضیه!

علی یزدانی از تبریز

*

رفع گرسنگی

مشتری: من با این غذای شما سیر نشدم. خیلی کم بود. به‌نظرتون چی برام بیارین سیر می‌شم؟

پیشخدمت: فکر کنم اگه صورت‌حساب رو براتون بیارم به اندازه‌ی کافی اشتهاتون کور بشه!

لیلا ایوبی از تهران

*

دعوا

اولی: از دعوای دیروز، چیزی به گوشت رسیده؟

دومی: آره... یه سیلی محکم!

حمید موسویان از اراک

*

گاو

پدر: آقا... خوب به من نگاه کنین... من شبیه گاوم؟

معلم‌: نه آقا... این چه حرفیه؟

پدر: پس چرا به پسر من گفتین گوساله؟!

ترانه سعیدی از تهران

کد خبر 259167

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان