چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۳

دانش‌آموز اولی: وضع درس و مشقت چه‌طوره؟

دانش‌آموز دومی: خیلی خوبه. معلم‌هام این‌قدر من رو دوست دارن که دو ساله نمی‌ذارن برم کلاس بالاتر!

صلاح‌الدین کیان‌تاج

از سنندج

 

دندان

بیمار: آقای دکتر! من که این دندونم درد نمی‌کرد، شما اشتباهی دندونم رو کشیدین!

پزشک: عجله نکن جانم! مگه شیش‌ماهه به دنیا اومدی؟ کم‌کم به اونم می‌رسیم!

مائده حسینی

از ابهر

 

تور

اولی: تور چیه؟

دومی: یه سری سوراخه که با طناب به هم وصل شدن!

فؤاد روحانی

از تهران

 

زمان

معلم: بگو ببینم جمله‌های «من می‌روم»، «تو می‌روی»، «او می‌رود»، «ما می‌رویم» چه زمانی هستن؟

دانش‌آموز: زمانی که زنگ آخر خورده و مدرسه تعطیل شده!

بیژن غفاری ساروی

از ساری

 

پنج دقیقه

مادری به پسرش گفت: من دارم پنج دقیقه می‌رم خونه‌ی همسایه. حواست باشه که تا من بیام، هر نیم ساعت به نیم ساعت به غذا سر بزن که نسوزه!

سارینا کاظمیان اصلی

از کرج

 

چشم

دانش‌آموز اولی: چرا آقای معلم این‌قدر امروز به تخته می‌زد؟

دومی: احتمالاً می‌خواست بچه‌ها چشم نخورن!

هژبر یزدانی

از سنندج

کد خبر 220076

دیدگاه خوانندگان