دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۰۵:۲۳

نگهبان حفاظت محیط‌زیست: چندبار باید بگم این‌جا ماهی‌گیری ممنوعه؟

ماهی‌گیر: من که ماهی نمی‌گیرم، فقط دارم به کرمم شنا یاد می‌دم!

ارمغان مهربان از تهران

 

شناخت

اولی: عمو سروش برام یه دست کامل، قاشق و چنگال فرستاده. ولی حیف که نقره نیست.

دومی: چه‌طور؟ مگه تو نقره‌ی اصل رو می‌شناسی؟

اولی: نه، ولی عمو سروش رو می‌شناسم!

علی‌محمد رجبی از تهران

 

سود

دزد اولی: از دزدی ماه پیش، چیزی دستت رو گرفت؟

دزد دومی: آره... یه پلیس!

سودابه خسروی از مشهد

 

دروغگو

قاضی از مرد قوی‌هیکلی که متهم به قتل بود، پرسید: اسمت چیه؟

متهم: آقا کوچیک.

قاضی: ببین! از همین الآن داری دروغ می‌گی!

راضیه تکمچی از تبریز

 

نصیحت

پدر: پسرم، همیشه سعی کن روی پای خودت وایسی.

پسر: چشم پدر، اما چه‌طور مگه؟

پدر: چون الآن 10 دقیقه است روی پای من وایسادی!

یاسمن احمدی از کرج

 

تعارف

اولی: خیلی آقایی.

دومی: ما بیش‌تر!

پریا مجیدی از همدان

 

شکار

اولی: چرا شما بدون فشنگ، شکار می‌کنین؟

دومی: برای این‌که هم ارزون‌تره و هم نتیجه‌اش یکیه!

شیوا سهروردی از شیراز

کد خبر 229392

دیدگاه خوانندگان