چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۶

معلم: پنج‌تا حیوان وحشی نام ببر.

دانش‌آموز: دوتا شیر و سه‌تا پلنگ!

مهدی شفیعی از قرچک

* * *

نقاشی

معلم نقاشی: می‌تونی یه گاری بکشی؟

دانش‌آموز: نه آقا! این چه حرفیه؟ این که کار من نیست؛ کار اسبه!

بیژن غفاری‌ساروی ازساری

* * *

کمک

معلم: مگه پدرت توی تکالیفت بهت کمک نمی‌کنه؟

دانش‌آموز: نه؛ از وقتی که به انشاش صفر دادین، قهر کرده!

آذر آزادگو از سنندج

* * *

ته چاه

اولی: برای چی رفتی ته چاه؟

دومی: چون می‌خوام عمیق فکر کنم!

یوسف مینایی از تهران

* * *

تعیین تکلیف

قاضی: تو چه‌طور جرئت کردی نصفه‌شب وارد خونه‌ی مردم بشی؟

دزد: آقای قاضی! اومدی و نسازی! تکلیف ما رو روشن کن. اون‌دفعه هم که اومدم این‌جا، گفتی چه‌طور جرئت کردی توی روز روشن بری دزدی... پس من کی به کار و کاسبی‌ام برسم؟!

امیر بهمنی از تهران

* * *

گربه

اولی: چرا دیشب گربه‌ات این‌قدر سروصدا می‌کرد؟

دومی: چون از وقتی که یه قناری خورده، فکر می‌کنه می‌تونه آواز بخونه!

بیژن تهرانی از تهران

کد خبر 240961

دیدگاه خوانندگان