جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۸:۳۶

معلم: اگر آهن در هوای باز بمونه، چی می‌شه؟

دانش‌آموز: معلومه آقا، زنگ می‌زنه.

معلم: طلا چه‌طور؟

دانش‌آموز: این فرق می‌کنه آقا. طلا ناپدید می‌شه!

مهران شاهی از اسلامشهر

* * *

در قطار

مسافر اولی: ببخشین، این چمدونی که بالای سر من گذاشتین، ممکنه در اثر سرعت قطار، پرت بشه روی سرم.

مسافر دومی: اشکالی نداره آقا، داخلش شکستنی نیست!

بیژن حسینی از کرج

* * *

هوای سرد

اولی: اون در رو ببند؛ هوای بیرون خیلی سرده.

دومی: حالا مثلاً اگه من در رو ببندم، هوای بیرون گرم می‌شه؟!

صدف بیضایی از تهران

* * *

احتمال

اولی: چرا توی خونه، کت پوشیدی؟

دومی: خب امروز تعطیله و شاید یهو مهمون بیاد.

اولی: پس چرا زیرشلواری پوشیدی؟

دومی: خب شاید هم نیاد!

علی هاشمی از تهران

* * *

نویسنده‌ی بزرگ

معلم: واقعاً این داستان رو خودت نوشتی؟

دانش‌آموز: بله، خودم نوشتم.

معلم: اوه، مارک تواین عزیز! من فکر می‌کردم شما مردین! می‌شه کتابتون رو برام امضا کنین؟!

زهرا کاظمی از تهران

* * *

شاگرد زرنگ

معلم: بگو ببینم، در سال 604 هجری قمری چه اتفاقی افتاد؟

دانش‌آموز: آقا، مولوی به‌دنیا اومد.

معلم: آفرین. حالا بگو ببینم در سال 611 هجری قمری چه اتفاقی افتاد؟

دانش‌آموز: آقا، مولوی رفت مدرسه!

مریم خامسی از شیراز

* * *

خواب راحت

اولی: چرا با جوراب خوابیدی؟

دومی: چون دیشب که با کفش خوابیدم، خیلی اذیت شدم!

شیرین زارعی از بندرانزلی

کد خبر 230608

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار