تیتر سه زیرسرویس

  • باد و برف و چند شعر دیگر

    باد و برف و چند شعر دیگر

    باد پیکر نحیف آنتن را جابه‌جا می‌کند

  • صیـد و چند شعر دیگر

    صیـد و چند شعر دیگر

    می‌خندد نسیم صبحگاهی لابه‌لای موهایم

  • حالا نوبت شماست!

    حالا نوبت شماست!

    «دوچرخه باید مثل گذشته از بچه‌ها سؤال کنه و بچه‌ها رو به فعالیت‌کردن و نوشته‌دادن تشویق کنه. من خیلی دوست دارم هرهفته برای دوچرخه متن بفرستم، ولی موضوع مناسبی پیدا نمی‌کنم.

  • فرمول فیزیک روی میز

    فرمول فیزیک روی میز

    وارد کلاس می‌شوم. به میز نگاه می‌کنم. چه کرده این بغل‌دستی عزیز! کل میز پر شده از فرمول‌های فیزیک. آن‌هایی را که مهم‌تر است با آبی و بقیه را با سبز نوشته.

  • کوک و چند شعر دیگر

    کوک و چند شعر دیگر

    صدایت را کوک کرده‌ام روی نم‌نم باران

  • دلم برای مدرسه تنگ نمی‌شود

    دلم برای مدرسه تنگ نمی‌شود

    تا همین پارسال برای شروع مدرسه‌ یک‌عالم هیجان داشتم، اما حالا از خودم می‌پرسم چرا نمی‌توانم همان زینب خوش‌حال سال گذشته باشم؟

  • پاییز طلایی

    پاییز طلایی

    یک روزهایی،‌ همان روزها که کم‌کم دارد سرمای پاییز از راه می‌رسد و باد سرد از لای پنجره می‌آید تو، دلمان به خواندن نامه‌ای گرم می‌شود. به خواندن نامه‌ی سارا نجفی که نوشته: «ممنونم که می‌دانی کم‌کاری‌ام به‌خاطر درس و مدرسه و آزمون و کنکور است، نه این‌که به تو فکر نمی‌کنم. بدان که به یادت هستم و هر پنج‌شنبه می‌خوانمت.»

  • خانه  لرزید

    خانه لرزید

    پدر در راه خانه بود. مادر غذای دل‌خواهم را درست کرد.

  • هلال لب‌های پیرمرد

    هلال لب‌های پیرمرد

    صبح‌ها، هیچ‌گاه میلم به خوردن صبحانه نمی‌رود. همیشه چای با عطر خوش هل حالم را جا می‌آورد، آن هم در روزهای سرد زمستان.

  • جای چیزی خالی است

    جای چیزی خالی است

    دارم نامه‌ی زینب محمدی را برای دوچرخه می‌خوانم. نوشته: «جای خالی چیزی در دوچرخه به‌شدت حس می‌شود.»