همشهری دوچرخه

  • وجود دوچرخه ضروری است

    «شهریار شمس‌مستوفی»، سردبیر روزنامه‌ی همشهری:

    وجود دوچرخه ضروری است

    نفیسه ماتاق سردبیر کمی فرق دارد؛ نزدیک تحریریه است و با دیوارهای نازکی از تحریریه جدا شده. همهمه‌ی تحریریه، مثل موسیقی پس‌زمینه، از دور به گوش می‌رسد.

  • دوچرخه‌ی شماره‌ی ۹۸۰منتشر شد

    دوچرخه‌ی شماره‌ی ۹۸۰منتشر شد

    هفته‌نامه‌ی دوچرخه، پنج‌شنبه‌۳ بهمن ۱۳۹۸، شماره‌ی کاغذی ۹۸۰خود را برای نوجوانان منتشر کرد.

  • کاش می‌شد این آب را ذخیره کرد

    وقتی دشت‌های سیستان ‌و بلوچستان دریا شدند

    کاش می‌شد این آب را ذخیره کرد

    نفیسه مجیدی‌زاده: وقتی دشت‌های خشک سیستان و بلوچستان، دریاچه‌های بزرگی شده بودند که ماشین‌ها و خانه‌ها را می‌بلعیدند، با خود می‌گفتم نمی‌شد این آب‌ها را ذخیره کرد تا مرهمی باشد برای روزهای کم‌آبی مردم منطقه و عطش این دشت‌های خشکیده؟

  • هم‌یار میراث فرهنگی شوید!

    «لیلا کفاش‌زاده»، قصه‌گو و مدیر دفتر کودک و نوجوان پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری:

    هم‌یار میراث فرهنگی شوید!

    نیلوفر نیک‌بنیاد: «لیلا کفاش‌زاده» از آن افرادی است که اسمش شما را یاد موزه، داستان و میراث فرهنگی می‌اندازد. سال‌های زیادی از زندگی‌اش را صرف قصه‌گویی، پژوهش و برگزاری کارگاه‌های فرهنگی کرده و به‌تازگی هم کتابی به‌نام «قهرمانی به نام آستر بدرقه» از او منتشر شده که نتیجه‌ی یکی از کارهای فرهنگی‌اش است.

  • همه بافنده‌ایم*

    بازدید از موزه‌ی فرش تهران

    همه بافنده‌ایم*

    نیلوفر شهسواریان: چنگیزخان، هولاکوخان، اسکندر، لویی‌شانزدهم و ده‌ها دوست تاریخی‌شان، همه روی یک فرش بزرگ بافته شده‌اند؛ مثل یک عکس قدیمی.

  • نفس‌کشیدن بین شاخص صفر تا ۵۰

    هفته‌ی هوای پاک آغاز شد

    نفس‌کشیدن بین شاخص صفر تا ۵۰

    نفیسه مجیدی‌زاده: هوای پاک، یعنی شاخص آلودگی‌ها بین صفر تا ۵۰ درصد باشد؛ زندگی‌کردن در این هوا، هیچ پیامدی بهداشتی ندارد. ۲۹‌دی، روز هوای پاک است. روز هوای پاک هم یعنی بیایید کاری کنیم در هوایی نفس بکشیم که آلودگی‌اش بین صفر تا ۵۰درصد باشد!

  • هزاران سفر به دریاها

    گشتی در نمایشگاه «انسان و دریا» در موزه‌ی ملی ایران

    هزاران سفر به دریاها

    طاهره نمرودی: در یکی از طبقات موزه‌ی ملی ایران، دری هست که وقتی از آن عبور می‌کنید مانند تونل زمان به سفری دریایی و دور و دراز می‌روید. سفری که هم ما را به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد و یا اواخر سلسله‌ی قاجار و هم اوایل دوره‌ی‌پهلوی می‌برد!

  • بارسلون؛ شهر فوتبال و معماری و دریا

    بارسلون؛ شهر فوتبال و معماری و دریا

    آرش خانی: درست روز بازی فینال لیگ قهرمانان اروپای سال ۲۰۱۵ میلادی، بین تیم‌های بارسلونا و یوونتوس وارد بارسلون شدم که البته این بازی در شهر برلین برگزار می‌شد. شهر، چهره‌ای کاملاً فوتبالی به‌خود گرفته بود.

  • دوچرخه‌ی شماره‌ی ۹۷۹ منتشر شد

    دوچرخه‌ی شماره‌ی ۹۷۹ منتشر شد

    هفته‌نامه‌ی دوچرخه، پنج‌شنبه‌،۲۶دی۱۳۹۸ ، شماره‌ی کاغذی ۹۷۹خود را برای نوجوانان منتشر کرد.

  • دوچرخه‌ی شماره ۹۷۸ منتشر شد

    دوچرخه‌ی شماره ۹۷۸ منتشر شد

    هفته‌نامه‌ی دوچرخه، پنج‌شنبه‌،۱۹دی۱۳۹۸ ، شماره‌ی کاغذی ۹۷۸خود را برای نوجوانان منتشر کرد.

  • عروسکی که از  میراث فرهنگی می‌گوید

    عروسکی که از میراث فرهنگی می‌گوید

    در دنیا شخصیت‌هایی که آموزش میراث فرهنگی می‌دهند، زیاد نیستند. شاید بشود به «پاتریموینویا»، عروسک اسپانیایی و «دوکوموداکی»، عروسک‌ ژاپنی اشاره کرد. این شخصیت‌ها در حوزه‌ی میراث فرهنگی و میراث طبیعی برای کودکان و نوجوانان فرهنگ‌سازی می‌کنند.

  • آماده در روزهای سخت!

    به مناسبت روز ایمنی در برابر زلزله و کاهش بلایای طبیعی

    آماده در روزهای سخت!

    نفیسه مجیدی‌زاده : «اگر معلم وارد کلاس شود و یک‌دفعه بگوید برگه‌ها روی میز، امتحان ریاضی داریم، همه می‌ترسید! اما وقتی از قبل اطلاع بدهد فردا امتحان ریاضی می‌گیرم، از قبل آمادگی دارید و بدون اضطراب امتحان می‌دهید.

  • یلدا و مکافات

    یلدا و مکافات

    علی مولوی: لابد توی دلتان می‌فرمایید مکافات هم مکافات‌های قدیم! «یلدا» که دیگر مکافات نمی‌شود. این «مکافات‌نامه» هم دیگر شورش را درآورده. یلدا، جشن است و سرور و شبی است که دور هم در آن می‌خوریم و می‌آشامیم و فال می‌گیریم و کیفش را می‌بریم.

  • آلودگی هوا و  روزهای تعطیل

    آلودگی هوا و روزهای تعطیل

    نفیسه مجیدی‌زاده: دیگر پدر تنها طرفدار شبکه‌ی خبر در خانه‌ی ما نیست؛ من هم کنترل را زمین نمی‌گذارم و چشمم را از زیرنویس‌ها برنمی‌دارم. اصلاً درست از روز تعطیل استفاده نمی‌کنم تا جواب این سؤالم را بگیرم که آیا فردا تعطیل است؟

  • بیداری

    بیداری

    الهه صابر: یک مورچه، زندگی را چه ساده می‌گیرد. مثل صفحه‌ای بزرگ برای پیمودن و گم‌نشدن. انگار که همه‌جا، خانه‌ی مورچه‌هاست و همه‌جا هم برایشان دانه‌ای هست.

  • سفر به سرزمین قهرمانان

    گفت‌وگو با «مجید شفیعی»، نویسنده

    سفر به سرزمین قهرمانان

    نیلوفر نیک‌بنیاد: «مجید شفیعی»، نویسنده‌ی پرانرژی و خوش‌ذوقی است که کتاب‌های زیادی برای کودکان و نوجوانان نوشته و فهرستی بلندبالا از جوایز گوناگون ادبی در کارنامه‌اش دارد. او در بسیاری از کارهایش به‌سراغ داستان‌های کهن رفته و با بازآفرینی آن‌ها آثار ارزشمندی را قلم زده است.

  • یلدای مهربانی

    یلدای مهربانی

    چند ساعتی می­‌شود که کرسی را آماده کرده و خوراکی­‌ها را رویش چیده. هندوانه­ را قاچ کرده و آجیل­ را در کاسه ریخته. چای هل‌دارش را هم فراموش نکرده. لباس گل­‌گلی‌­اش را پوشیده و چشم‌­انتظار است؛ چشم­‌انتظار نوه‌­های کوچکش و دو فرزند دُردانه‌­اش.

  • یلدای دوست‌داشتنی

    یلدای دوست‌داشتنی

    داستان زندگی من از شب یلدا شروع شد، پس یلدا برایم خیلی دوست‌داشتنی‌تر است!

  • لذت دوست داشتن

    لذت دوست داشتن

    بچه‌تر که بودم، درست وقتی تمام آرزوهایم در دنیای ورزش و زرق و برق‌ قهرمان‌شدن خلاصه می‌شد، وقتی می‌شنیدم شب یلدا طولانی‌ترین شب سال است، بدم می‌آمد.

  • حواست به شادی‌های من هست

    حواست به شادی‌های من هست

    یاسمن رضاییان : داشتم به تضادها فکر می‌کردم. راستش همه‌چیز از صبح امروز شروع شد. بی‌حوصله بودم و کمی هم دیر از خواب بیدار شدم. با خودم کلنجار رفتم تا بالأخره توانستم از تختم دل بکنم، بلند شوم و کار مفیدی انجام بدهم؛ اما نشد.

  • خشمت را قورت بده!

    خشمت را قورت بده!

    نفیسه مجیدی‌زاده: «خشمت را از روی میز بردار، آن را داخل لیوان آب جوش بینداز، بعد بنشین کنار پنجره، یک چاشنی شیرین به آن اضافه کن و مثل دمنوشی تلخ یا گس، مزه‌مزه‌اش کن.»این پیشنهاد درونم بود، حاصل نجوایی درونی؛ وقتی حسابی عصبانی و خشمگین بودم.

  • این عروسک‌ها، پرستار کودکــان  بیمار هستند!

    این عروسک‌ها، پرستار کودکــان بیمار هستند!

    طاهره نمرودی: همیشه فکر می‌کنیم اختراع‌کردن کار خیلی سختی است و هرکسی هم از پس آن برنمی‌آید، اما خبر نداریم خلاقیت می‌تواند کاری کند که حتی در بدترین شرایط هم اختراعی کنیم که نه تنها خودمان بلکه صدها نفر دیگر از آن استفاده کنند.

  • روزهای قصه ‌گویی!

    روزهای قصه ‌گویی!

    قطار بیست و دوم جشنواره‌ی بین المللی قصه‌گویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به ایستگاه ‌پایانی نزدیک می‌شود. اختتامیه‌ی این جشنواره در دو بخش ملی و بین‌المللی از ۲۶ تا ۳۰ آذر درحال برگزاری است.

  • دور کُرسی یلدا  با اهالی ادب

    دور کُرسی یلدا با اهالی ادب

    نیلوفر نیک‌بنیاد : با نزدیک شدن به پایان پاییز، تصمیم گرفتیم یک شب یلدای متفاوت دوچرخه‌ای داشته باشیم. برای همین سراغ چند نفر از اهل ادب، یعنی نویسنده‌ها، شاعرها و مترجم‌های حوزه‌ی کودکان و نوجوانان رفتیم تا چند و چون یلدا را از آن‌ها بپرسیم و ببینیم برای قشنگ‌تر شدن این رسم دیرینه چه پیشنهادهایی دارند.

  • نوشتن حالم را خوب می‌کند

    گفت‌وگو با «سجاد افشاریان»، نویسنده و بازیگر

    نوشتن حالم را خوب می‌کند

    نوجوانی آدم‌ها معمولاً از جالب‌ترین دوران زندگی‌شان است و معمولاً همه، خاطره‌های جالبی از آن دوران دارند. برای همین وقتی امکان گفت‌وگو با «سجاد افشاریان»، نویسنده، طنزپرداز، بازیگر و کارگردان تئاتر برایم میسر شد، یک‌راست به سراغ خاطرات نوجوانی‌اش رفتم.

  • قورباغه‌ی قرمز در صف بنزین

    گشتی در موزه‌ی پمپ بنزین

    قورباغه‌ی قرمز در صف بنزین

    نیلوفر شهسواریان: از دور فولکس قورباغه‌ای قرمز و پژوی سفید قدیمی که در صف بنزین ایستاده‌اند، توجه عابران را به‌خودشان جلب می‌کنند؛ ماشین‌هایی که به‌نظرم از ماشین‌های امروز، بهتر و محکم‌تر ساخته شده اند.

  • روزی که بابا برگشت

    روزی که بابا برگشت

    فاطمه سرمشقی: مامان همیشه می‌گفت: «از دختر خاله‌ات یاد بگیر!» فرقی نمی‌کرد کِی کجا و برای چه؛ این حرف همیشگی‌اش بود. شنیدن این جمله برایم آن‌قدر عادی شده بود که دیگر حتی عصبانی‌ام هم نمی‌کرد.

  • دانشمندی بدون چهره!

    دانشمندی بدون چهره!

    مهسا لزگی: این‌جا کافه‌علم، کافه‌ی «آلبرت اینشتین» است. من مارمولک فراک‌پوشم و این‌جا زندگی می‌کنم. همین که عموآلبرت پایه‌ی نُت را تنظیم کرد و کتاب نت را ورق زد،

  • سرزمین کتاب‌ها

    سرزمین کتاب‌ها

    من در کوچه پس‌کوچه‌های کتاب‌خانه‌ی کوچک کنج اتاقم زندگی می‌کنم؛ تنها جای رؤیایی‌ زندگی‌ام همین‌جاست. آن‌جا پرواز می‌کنم، می‌خندم و رهایی عجیبی دارم که کسی غیر خودم آن را نمی‌فهمد. گاهی ساعت‌ها در اتاق می‌مانم و می‌خوانم و می‌خوانم تا هم از دنیا فاصله بگیرم، هم دنیا را بیش‌تر بفهمم!

  • طهران در تهران

    دور گردون دست ماست

    طهران در تهران

    آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم. بعضی ضرب‌المثل‌های ایرانی خیلی درست‌اند؛ مثل این ضرب‌المثل. دقیقاً هم به کسانی اشاره دارد که تمام هفته‌ی کسالت‌بارشان را با این انگیزه می‌گذرانند که بالأخره بعدازظهر چهارشنبه فرامی‌رسد و با خانواده راهی شمال می‌شوند!