آزاده مختاری: 22 مرداد ماه گذشته، یکی ازساکنان خیابان شهید قرنی تهران، وحشت‌زده و سراسیمه با پلیس تماس گرفت و آنها را درجریان ناپدید شدن ناگهانی همسایه خود به نام تاشپر قرار داد.

وی به مأموران گفت: چند روزاست که از همسایه‌مان که پیرزن تنهایی است خبری ندارم و گمان می‌کنم اتفاق بدی برای او رخ داده است.

با این گزارش، مأموران کلانتری فلسطین به این خانه ویلایی در پلاک 11 کوچه باقری رفتند و در آنجا با جسد بی‌جان پیرزن 74 ساله به نام تاشپر روبه‌رو شدند که درجنایتی غافلگیرانه به قتل رسیده و جسدش کف آشپزخانه رها شده بود.

با آغاز تحقیقات جنایی از سوی بازپرس روشن و کارآگاهان اداره دهم آگاهی – ویژه قتل -  مشخص  شد که سارق در جستجوی اشیای قیمتی و طلاهای پیرزن ثروتمند خانه را به هم ریخته است، اما از آنجایی که تاشپر هیچ آشنایی در ایران نداشت و پس از مرگ همسرش که یک نظامی بود  به تنهایی زندگی می‌کرد، تعیین اجناس سرقتی ناممکن بود.

از آنجا که تحقیقات کارآگاهان بررسی صحنه جنایت پلیس، نشان می‌داد سارق احتمالا فرد آشنایی بوده که بدون استفاده از زور قدم به قتلگاه گذاشته، کارآگاهان فهرستی ازافراد آشنایی که به خانه پیرزن رفت و آمد داشتند تهیه کردند.

در این فهرست، کلیدی‌ترین مظنون یک نقاش ساختمانی بود که به گفته همسایه‌ها یک ماه قبل از جنایت در خانه مقتول مشغول به کار بوده است. به این ترتیب وی به‌عنوان نخستین مظنون تحت بازجویی قرار گرفت.

آیا نقاش، طرح جنایت را زده بود؟

وقتی مرد نقاش از سوی کارآگاهان جنایی تحت بازجویی قرار گرفت، مدعی شد او پس از پایان نقاشی دیگر هرگز به خانه پیرزن قدم نگذاشته است.

در حالی که تحقیقات به بن‌بست رسیده بود، مرد نقاش که خود را در مقابل اتهام قتل می‌دید ناگهان به‌خاطر آورد پس از پایان نقاشی، پدر و پسر آشنایی را به‌عنوان نظافتچی به پیرزن معرفی کرده و آنها نیز 3 روز در خانه مقتول کار می‌کرده اند.

با این سرنخ، تحقیقات پلیسی وارد مرحله جدیدی شد. عملیات اطلاعاتی پلیس این بار برروی پدر و پسر متمرکز شد و وقتی تحقیقات نشان داد جوان نظافتچی به نام مجید به کراک اعتیاد دارد، وی بازداشت شد.

از آنجا که کسی مجید را هنگام ورود به قتلگاه ندیده بود، وی به راحتی منکرهرگونه اطلاعی ازچگونگی قتل پیرزن شد، ولی وقتی کارآگاهان اقدام به بازرسی خانه وی کردند و تعدادی دکمه‌های طلایی لباس نظامی و یک انگشتر نقره قدیمی پیدا کردند ورق برگشت.

دکمه‌های طلایی برای افشای راز جنایت

کارآگاهان که می‌دانستند شوهر پیرزن یک نظامی بازنشسته بود، این احتمال را مطرح کردند که مجید با دیدن رنگ طلایی دکمه‌‌های لباس نظامی، آنها را به سرقت برده است، وقتی مجید نتوانست توجیهی برای در اختیار داشتن این  دکمه‌ها  ارائه کند، راهی به جز اعتراف به حقیقت نداشت.

وی در توضیح ماجرای جنایت گفت: مدتی قبل از قتل، برای خرید کراک، طلاهای مادرم را که با سختی طی سالیان زندگی‌اش خریداری کرده بود  دزدیدم. مادرم وقتی ازموضوع با خبر شد از من خواست طلاها را برگردانم، اما من که پولی نداشتم نمی‌دانستم  چه کار باید بکنم تا اینکه ناگهان به یاد خانه پیرزن که برای نظافت به آنجا رفته بودم افتادم، به نظر می‌رسید او پول و طلای زیادی داشته باشد.

با طراحی نقشه‌ قتل به خانه پیرزن رفتم. وقتی گفتم بار دیگر برای نظافت کردن به خانه‌اش آمده‌ام، او برای تمیز کردن آشپزخانه من را به داخل خانه‌اش راهنمایی کرد، در حالی که او داشت محلی را که باید تمیز کنم نشان می‌داد ناگهان به او حمله ور شده و او را خفه کردم.

سرگرد محمد نظری مسئول روابط عمومی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: متهم بعد ازکشتن تاشپر خانه وی را در جست و جوی یافتن اجناس قیمتی زیر ورو کرده بود، ولی سرانجام با سرقت 15هزارتومان، 6 انگشتر طلا و نقره، 2 دستگاه نوت بوک و 2 قرآن نفیس و دکمه‌های طلایی رنگ قتلگاه را ترک کرده بود.

بررسی‌ها روی این پرونده درحالی ادامه دارد که متهم دراولین جلسه بازجویی درشعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی مدعی شد درارتکاب این سرقت خونین همدستی داشته که قاتل اصلی این زن نیز او است.

کد خبر 31942

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار