دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۶ - ۱۸:۳۶

مهدیه مصطفایی: نیمه شب 11 اسفند ماه 85، در حالی که از شب گذشته باران شدیدی باریدن گرفته بود، پیدا شدن جسد مردی میانسال به مأموران کلانتری پرند گزارش شد.

در تاریک و روشن سحرگاه، کارآگاهان جنایی به محل پیدا شدن جسد در بلوار جمهوری رباط‌کریم رفتند، جسد مقتول که با چندین ضربه چاقو وسنگ از پای درآمده بود، طاق باز روی زمین افتاده بود.

واضح بود که مقتول در جای دیگری به قتل رسیده و سپس به این‌جا کشیده شده است، طنابی کوتاه و تکه سنگی خونین که در کنار جسد افتاده بود، تنها سرنخ‌های قابل توجه در قتلگاه بود، اما باران شدید، خون و آثار انگشت روی جسد را شسته و از بین برده بود.

در حالی که هیچ مدرک شناسایی‌ای همراه مقتول نبود، نخستین بررسی‌های پلیسی برای یافتن راز قتل مرد ناشناس که هیچ مدرکی به همراه نداشت آغاز شد.

خودرویی مشکوک

3 روز از پیدا شدن جسد نگذشته بود که کارآگاهان پلیس از توقف 3 روزه خودروی پژوی مشکوکی در منطقه عبدل آباد اطلاع پیدا کردند، یکی از اهالی منطقه در تماس با پلیس 110، گفت: لحظاتی قبل یک زن و شوهر جوان و مرد دیگری به سراغ خودرو آمده‌ بودند، اما وقتی من که به ماجرا مشکوک شدم به سراغ آن‌ها رفتم، زوج جوان به سرعت فرار کردند، اما توانستم با ترفندی، به بهانه تلفن زدن گوشی مرد همراه آن‌ها را بگیرم و با آن با گوشی خودم تماس بگیرم و به این ترتیب شماره او را به دست بیاورم.

وقتی خودروی پژو به پارکینگ پلیس منتقل شد، با پیدا شدن لکه‌های خون روی صندلی جلوی آن، احتمال وقوع جنایتی خونین قوت گرفت، با استعلام شماره خودرو این احتمال بیشتر تقویت شد، چرا که خودرو متعلق به یک راننده خطی مسیر تهران – رشت بود که پسرش ناپدید شدن عجیب او را به پلیس اطلاع داده بود.

شماره تلفن، راز جنایت را فاش کرد

با مشخص شدن این موضوع، مأموران که احتمال می‌دادند 3 زن و مرد مرموز باید راز جنایت را درسینه داشته باشند، با ردگیری شماره موبایل مرد ناشناس، پاتوق این مرد به نام نادر را در یکی از محله‌های مشکین‌شهر استان اردبیل شناسایی کرده و 20 شهریور ماه وی را در یک عملیات ضربتی به دام انداختند.

من مالخر هستم، اما قاتل نیستم » این ادعای نادر، لحظاتی بعد از دستگیری اش خطاب به کارآگاهان جنایی بود.

او که از شنیدن اتهام قتل بسیار وحشتزده شده بود گفت: وقتی دوستم به نام یاسر به من تلفن کرد و گفت خودروی مدل بالایی را سرقت کرده که می‌خواهد آن را با قیمت خوبی بفروشد، به آن‌جا رفتم، اما چیزی درباره قتل راننده آن نمی‌دانستم.

 با اعترافات نادر، کارآگاهان یاسر و همسرش را در میان آباد اسلامشهر دستگیر کردند.

اعتراف به جنایت در شب بارانی

وقتی یاسر و همسرش فرحناز در آگاهی رباط کریم تحت بازجویی قرار گرفتند، وی گفت: مدتی قبل با آنکه حسابی به بی‌پولی خورده بودیم، به سرمان زد که به شمال مسافرت کنیم، وقتی به رشت رسیدیم، تصمیم به سرقت از یک موبایل فروشی گرفتیم، اما گیر افتادیم.

یک هفته در بازداشت بودیم، ولی با دادن ضمانت تا زمان دادگاه آزاد شدیم، اما دیگر پولی برای بازگشت به خانه نداشتیم، به همین خاطر دوباره به فکر سرقت افتادیم.

با هم قرار گذاشتیم خودرویی را دربست کرایه کنیم و در میان راه من خودم را به خواب بزنم و فرحناز با راننده شروع به صحبت کند و من یکدفعه از خواب بیدار شوم و وانمود کنم که از رابطه همسرم و راننده عصبانی شده‌ام و سپس برای شکایت نکردن از راننده اخاذی کنیم.

ما وقتی که قصد داشتیم نقشه‌امان را به اجرا بگذاریم، راننده چون توجهی به فرحنازنکرده بود، از تهدید‌های ما نترسید و مقاومت کرد که در همین هنگام همسرم با اشاره من طنابی را که همراه داشتیم به دور گردن راننده انداخت و بعد هم با ضربات چاقو و سنگ او را به قتل رساندیم.

در زیر شرشر باران جسد را به بلوار جمهوری انتقال دادیم و بعد از برداشتن 20 هزار تومان پول و گوشی همراه راننده،خودرو را در عبدل آباد رها  کرده و فرار کردیم،اما روز بعد طمع به سراغمان آمد و تصمیم به فروش خودرو گرفتیم که راز جنایت فاش شد.

سرهنگ ابراهیم صالحی نیا- فرمانده انتظامی شهرستان رباط‌کریم- با اعلام خبر دستگیری این زوج گفت: متهمان هم اکنون با دستورفرهمند- بازپرس شعبه 2 دادسرای رباط‌کریم- با قرار قانونی در بازداشت به سر می‌برند، تا تحقیقات تکمیلی در این خصوص صورت گیرد.

کد خبر 31721

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار