همشهری آنلاین: حسن جواهری‌نیا یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس که عوارض پنهان شیمیایی‌اش از چند ماه پیش عود کرد، پس از مدتی بستری در یکی از بیمارستان‌های تهران صبح امروز به یاران شهیدش پیوست.

delavar-javherinia

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس «حسن جواهری‌نیا» پس از تحمل یک دوره بیماری ناشی از عوارض و مصدومیت‌ صبح امروز در بیمارستان مهراد تهران به همرزمان شهیدش پیوست.

وی که 46 سال داشت، در دوران جنگ تحمیلی به عنوان سرباز وظیفه ناجا به جبهه‌های غرب اعزام شد که به علت اصابت ترکش به پایش 10 درصد جانبازی داشت؛ وی که مدتی پیش به دلیل عود عوارض شیمیایی در بیمارستان مهراد تهران بستری شده بود، صبح امروز به دیدار حق شتافت.

زهرا دزیانی 2 روز پیش از درگذشت همسرش در گفت‌وگو با خبرنگار ایثار و شهادت فارس اظهار داشت: تاکنون تصور می‌کردیم تنها مشکل جراحت همسرم همان ترکشی است که در پایش مانده بود و با این نگاه چند سالی که مشکلاتی در خواب و تنفس داشت را مربوط به پولیپ و ... می‌دانستیم.

وی ادامه داد: همسرم تا چند سال گذشته هیچگونه بیماری نداشت اما ناگهان در مدت کوتاهی مشکل قند، فشار و غیره پیدا کرد! البته آن پایی که ترکش داشت حالتی شبیه خونریزی داشت.

دزیانی بیان داشت: ایام جنگ که همسرم مجروح شد، ترکش را نتوانستند خارج کنند چون ریسک آن بالا بود و خطراتی داشت به همین دلیل ترجیح داد با آن ترکش کنار بیاید. پس از سال‌ها، آن پا خونریزی کرد اما پزشکان نتوانستند مشکل او را تشخیص دهند.

وی اظهار داشت: هنگامی که به بیمارستان ساسان مراجعه کردیم پزشکان خونریزی پا را عفونت حاصل از ترکش تشخیص دادند که وارد خونش شده است. در همان مدت یک شب دچار تب و لرز شدیدی شد و بدنبال آن تمام بدنش به جز صورت تاول‌ زد. تصور می‌کردیم تاول‌‌ها آبله‌مرغان یا مشکلاتی شبیه آن است اما تشخیص پزشک عفونت بود.

دزیانی ابراز داشت: بیمارستان ساسان عوارض شیمیایی را تأیید کرد و اکنون پزشک بیمارستان مهراد سرطان خون را تأیید کرده است.

همسر این جانباز دفاع مقدس گفت: همسرم جانباز 10 درصد بوده و بنابراین مزایای جانبازی به وی تعلق نمی‌گیرد. بخش عمده هزینه‌ها را شخصاً به عهده داشتیم البته مدت کوتاهی است که از بیمه تکمیلی ایرانیان استفاده می‌کنیم که پس از آن تنها هزینه کمی را می‌‌پردازیم. ‌

وی بیان داشت: یکی دیگر از مشکلات ما در این مدت، پله‌های منزل است. خانه ما در طبقات بالا واقع است و حدود 30 پله دارد. به دلیل اینکه اکنون همسرم توانایی بالا رفتن از پله‌ را ندارد فعلاً در زیرزمین منزل یکی از دوستانش ساکن شده‌ایم تا روزهایی که همسرم از بیمارستان می‌آید به آنجا بیاید.

دزیانی اظهار داشت: با بنیاد شهید و امور جانبازان تماس گرفتیم که از ما خواستند برای تعیین درصد، همراه با همسرم به مرکز هفت تیر برویم. به سختی پزشک را راضی کردیم که اجازه خروج از بیمارستان بدهند. البته تنها با آمبولانس و همراه پرستار!

وی ادامه داد: داروها بسیار کم است و هزینه‌هایش بسیار گران. برای تأمین هزینه‌ها از افراد زیادی قرض گرفته‌ایم. البته نیروهای هلال احمر بسیار همت کردند و مشکل کپسول اکسیژن همسرم را در هر ساعتی از شبانه روز که تماس بگیریم حل می‌کنند.

همسر این جانباز دفاع مقدس بیان داشت: امیدوارم بنیاد شهید و امور ایثارگران به وضعیت همسرم رسیدگی کنند تا حداقل اندکی مشکلات جانبی ما رفع شود.

حسن جواهری‌نیا امروز دیگر از همه دردها و رنج‌هایش رهایی یافت اما این همسر اوست که در میانه راهی بس طولانی به انتظار بدون همراه و یاورش مانده است.

کد خبر 163715

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار