مهدی تهرانی: کمدی ماجراجویانه آخرین قطار محصول ۲۰۰۲ سینمای اروگوئه، یک فیلم سرخوشانه خوش ساخت است.

اگرچه نماد گرایی فراوان درآن ممکن است زیاد به چشم بیاید و شعارزدگی ارجحیت سنت بر مدرنیته مدام تکرار شود، با این همه روایت‌های فیلم ساده و دلنشین است.

راه آهن حومه مونته ویدیو، و قطار قدیمی آن نماد شهر و مردم آن به شمار می‌آید. ترن 33 نام قطاری است قدیمی که بیش از 5 نسل از مردم با آن آشنایی دارند و خاطرات فراوانی با آن اندوخته اند. با این همه قطار 33 ملک خصوصی است و پاول مالک بدجنس و جاه طلب آن مدتها است که قصد دارد به هرنحوی که شده این میراث آهنی را به فروش بگذارد.

خوشبختانه در طی این سالها خریداری با قیمتی که پاول پیشنهاد داده پیدا نشده و اهالی محل از این قضیه خوشنودند. اما یکی روز خبر همه جا می پیچد که قرار است راه آهن 33 ، به آمریکا نقل مکان کند و در فیلم های هالیوودی از آن استفاده شود. مقدمات کار با آمدن چند نماینده از شرکت های فیلمسازی آمریکایی شروع می‌شود و برنامه ریزی برای انتقال قطار 33 می‌رود که اجرایی شود که ناگهان قطار غیب می‌شود...

آخرین قطار اگرچه روایتی تاریخی را بیان می‌کند و در این راستا از یک غول آهنی به عنوان قهرمان ماجرا استفاده می‌نماید اما در لابه لای داستانک‌های خود به فرهنگ و مردم توجه می‌کند و در واقع هر داستانی که مرتبط به قطار 33 می‌شود به نوعی ریشه در فرهنگ و زندگی آدم‌ها دارد.

کارگرانی که اکنون به دهه 70 زندگی خود رسیده‌اند، لوکوکوتیو رانانی که بهترین سال‌های عمر خود را با قطار 33 گذرانیده‌اند، تکنسین‌ها و مهندسین این خط، همگی ترن 33 را جزیی از زندگی خود می‌دانند و هرگز حاظر نیستند که این غول آهنی از جغرافیای زندگی آنها جدا شود. به نوعی آخرین قطار بیان حفظ میراث فرهنگی و گذشته های پربار است. دیه گو آرگوسا کارگردان فیلم نیز بسیار هوشمندانه عمل می‌کند و برای بیان داستان فیلمش چندین نسل از مردم منطقه را در جریان اصلی روایتش به عنوان افراد تاثیر گذار قرار می‌دهد. از آلتروی 70 ساله که به پروفسور ملقب است و مغز متفکر گروه است تا گیتو ، پسر 9 ساله و همسایه نوه پروفسور همگی جزیی از بدنه مردمی و فرهنگی هستند که غول آهنی یا همان قطار 33 را پاره تن خود می دانند.

زیرساخت آخرین قطار به شدت ضدامپریالیستی است. مسیر قطار قرار است از یک شهر آمریکای جنوبی به لس آنجلس و هالیوود که نماد سرمایه داری است باشد اما دیه گو آرگوسا مسیر اصلی قطار را دقیقا برعکس نشان می دهد .و جالب اینجااست که در این مسیر مردم نیز همه جا به کمک پروفسور و افراد گروه می آیند.

بامزه اینجااست که در داستان اصلی و روایت فیلم لحظه به لحظه سوسپانس و گاهی اکشن هم داریم. در ابتدای فیلم وقتی سروکله نمایندگان کمپانی های فیلم سازی هالیوودی پیدا می شود و وقتی پاول مالک ترن 33 ، باآنها به توافق میرسد، همگان کار را تمام شده می پندارند. شروع فیلم نیز به معرفی قطار 33 اختصاص دارد و تماشاگر نهایتا تصور می کند باید سرنوشت این قطار محبوب را در آمریکا دنبال کند یا اصلا داستانک ها در هالیوود رخ می دهد.

 غافل از اینکه اصلا قرار نیست محیط قصه از آمریکای جنوبی خارج شود. و ایده دزدی ترن واقعا از سوی کارگردان فیلم که نویسنده فیلم نامه هم هست بسیار هوشمندانه جلوه گری می کند. حتی فکر دزدیدن این غول آهنی ابتدا به ساکن غیرقابل تصور است چه برسد به اجرای آن اما در ادامه حرکت خودجوش مردم محل نشان می دهد که چقدر این کار ساده است. مسیر نیز ساده است. دقیقا برعکس آنچه قرار بوده انجام شود. اگر پیش از این در توافقات پاول با نمایندگان کمپانی های فیلمسازی قرار بوده تا ترن 33 ابتدا تا آنجا که مسیر ترن های آمریکای جنوبی اجازه می دهد ، به جلو بتازد و سپس با کشتی به لس آنجلس برسد با دزدیدن قطار توسط گروه آلتریو ، مسیر دیگر به سمت شمال و آمریکا نیست. بلکه با یک چرخش 180 درجه ای ، قطار را به سمت جنوب و برزیل حرکت می دهند.

آخرین قطار

با همه این جذابیت‌ها به هرحال با یک کمدی ماجراجویانه سروکار داریم. یعنی به هرتقدیر باید طرف خیر بر گروه شر پیروز شوند. این قواعد ژانر است و باید پیاده سازی شود. از مرحله ای که آلتریو ، به سوریانو پیشنهاد دزدیدن قطار را می دهد تا وقتی که یواشکی و طی برنامه ریزی ترن 33 به سمت جنوب حرکت می کند اتفاقات ریز و درشتی رخ می دهد که اگرچه همه آنها منطقی نیست اما قرار نیست برایمان تو ذوق زننده هم باشد. قطار را آلتریو و سوریانو به سمت شهرهای کوجک می رانند. صحنه ای که قطار در شهر مونتنا منفجر می شود نمونه ای خوبی از این دست است. یک قطار قدیمی با 50 سال سن به دلیل سرعت بالا از نفس افتاده ، اما این دو پیرمرد حاضر نیستند دست از کار بکشند و می خواهند هرچه زودتر به برزیل برسند. غافل از اینکه هدفشان اگرچه نجات ترن 33 بوده اما خودشان آگانه دارند این یادگار ارزشمند را به هلاکت می رسانند. مدتی بعد قطار با آسیب جدی در مونتنا توقف می کند و اینجااست که جمله کلیدی فیلم از زبان آلتریو عنوان می شود که رو به قطار پیر و حزن آلود می گوید : یا نابودت می کنم و یا نجاتت می دهم به هرروی قرار نیست که تو به دست غریبه ها بیفتی نگران نباش...

دوستی و تعامل بین نسل ها نیز در آخرین قطار به خوبی نشان داده می شود. در حالیکه عمدتا جدایی نسل ها و عدم درک یکدیگر را در دهه های اخیر و در بسیاری آثار سینمایی شاهد بوده ایم اما در این فیلم نمایندگان نسل های مختلف به خوبی با هم به تعامل می رسند.و اگرچه این درک متقابل زمانبر هم بوده است اما در نهایت به یک درک والا منجر می شود. در حین عبور قطار از شهرهای مختلف نیز می شود این درک متقابل هم برای علت و انگیزه دزدیدن قطار 33 و هم کمک به این گروه نصفه و نیمه را از سوی مردمان این شهرهای کوچک را استنباط کرد.

یک نکته قابل توضیح استفاده از یک وسیله نقلیه در فیلم است. عمدتا وقتی یک وسیله نقیله عمومی یا همگانی در فیلمی به عنوان یکی از ابزارها و یا کاراکترهای اصلی مورد استفاده قرار می گیرد ، همه چیز تحت الشعاع کیفیت و قابلیت های فنی نیز قرار می گیرد. فیلم های مسابقات رانندگی یا فیلم های اکشن که درآن موتور سواری حرف اول است و یا آثار بسیاری که در این فرم دیده اید همگی همانا از برند قابل اعتبار و کیفیت بی نظیر وسیله حکایت دارد. اما در قطار 33 با اینکه یک وسیله نقلیه قهرمان اصلی فیلم است تنها چیزی که ندارد همین قابلیت های فنی است. نفس قطار 33 در هر 10 کیلومتر می‌گیرد و مجبور است بایستد و این آلتریو است که بالای سر موتور این لکوموتیو قدیمی می‌آید و ابتدا با داد و بیداد و سرآخر با التماس از این آهن آلات قدیمی و فرسوده می‌خواهد کمی غیرت به خرج دهند و چند کیلومتر دیگر راه بروند. این نهایت ظرافت برای برداشت و دریافت این استفاده معنوی از این کاراکتر است 

کد خبر 161680

برچسب‌ها