فرهاد حسن‌زاده: حالا او دیگر میان سفیدی‌هاست. سفیدی، سفیدی، سفیدی. سفیدی کاغذ، سفیدی نور، سفیدی جهانی که دریچه‌هایش رو به خورشید باز می‌شود. مردی که از جنس کلمه بود و به داستان عشق می‌ورزید.

از کودکی تا نوجوانی، از جوانی تا میان‌سالی، از پیری تا پس از مرگ. و بالاتر از کلمه، مردی بود که شیفتة تصویر بود و نقاشی.

مهدی سحابی کسی است که حق زیادی بر ادبیات داستانی کشور ما دارد. او با تسلطی که به زبان‌های انگلیسی و ایتالیایی و فرانسوی داشت توانست آثار خوب و متفاوتی را از ادبیات جهان به فارسی ترجمه و ایرانی‌ها را در لذت بردن از این کتاب‌ها شریک کند.

«دیوید کاپرفیلد» چارلز دیکنز، «بارون درخت‌نشین» ایتالو کالوینو، «انقلاب مکزیک» ماریو دمیکلی، «مرگ وزیرمختار» الکساندر گریبایدوف، «دانه زیر برف» اینیاتسیو سیلونه، «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» مارسل پروست، «همه می‌میرند» سیمون دوبووار، «تربیت احساسات» گوستاو فلوبر و «سرخ و سیاه» استاندال از جمله آثاری هستند که در کارنامه‌ ترجمه‌ سحابی به ثبت رسیده‌اند.

بخشی از کارنامه حرفه ای سحابی را روزنامه نگاری به خود اختصاص داده است. او ابتدا به عنوان مترجم وارد مطبوعات شد و سپس حوزه هایی مثل نقد سینمایی ، گزارش و ... را نیز تجربه کرد.

سحابی اهل نوشتن هم بود. رمان‌های «ناگهان سیلاب» و «پیچک کاغذی» به همراه مجموعه‌ داستان «خیابان مارگوتا شماره‌ 110» از جمله‌ آنها هستند. از آثارنقاشی  او چند نمایشگاه در ایران و کشورهای دیگر برگزار شده است.

کد خبر 95363

برچسب‌ها