جمعه ۴ دی ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۸
۰ نفر

حسین تولایی: دو داستانک «آن‌ظهر» و «زخم داغ»

آن ظهر

سطر به سطر
چکاچک شمشیرها بیشتر می‌شد
و صورت کربلا داغ‌تر
نویسنده، آخرین سطر را هم نوشت؛
اسم داستانش را گذاشت:
«آن ظهر»
نویسنده
هنوز نمی‌دانست چه کسی
خودکار قرمز به دستش داده است!

زخم داغ

شمشیر
سکوت سرخ خاک را شکافت
و نوشت:
«عاشورا
زخم داغی‌ست بر پیشانی کربلا»
شمشیر خیره شد
 به غروب خورشید
فولاد دلش نرم شده بود!

ضمیمه «دوچرخه»

کد خبر 97997

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

دیدگاه خوانندگان

وبگردی