حسین تولایی: دو داستانک «آن‌ظهر» و «زخم داغ»

آن ظهر

سطر به سطر
چکاچک شمشیرها بیشتر می‌شد
و صورت کربلا داغ‌تر
نویسنده، آخرین سطر را هم نوشت؛
اسم داستانش را گذاشت:
«آن ظهر»
نویسنده
هنوز نمی‌دانست چه کسی
خودکار قرمز به دستش داده است!

زخم داغ

شمشیر
سکوت سرخ خاک را شکافت
و نوشت:
«عاشورا
زخم داغی‌ست بر پیشانی کربلا»
شمشیر خیره شد
 به غروب خورشید
فولاد دلش نرم شده بود!

ضمیمه «دوچرخه»

کد خبر 97997

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار