همشهری آنلاین-دکتر علی صباغیان: ترکیب شرکت کنندگان در نشست سران گروه 8 در سال 2009 در لاکوئیلای ایتالیا و نیز مباحث مطرح شده در آن نشان داد که در دنیای کنونی مسائل و مشکلات فرا روی رهبران جهان بسیار پیچیده وگسترده است و انحصار قدرت گروه 8 برای رویارویی با مشکلات جهانی شکاف بر داشته است.

روزهای هشتم تا دهم ژوئیه 2009 شهرلاکوئیلای ایتالیا شاهد برگزاری نشست سران گروه 8 بود. اگر چه دستور کار نشست لاکوئیلا نیز همچون نشست های سال های قبل سران هشت کشور صنعتی طیف وسیعی از موضوعات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهان را در برمی گرفت اما نوع نگاه سران به چگونگی جستجوی راه حل برای چالش های بزرگ جهانی و نیز ترکیب شرکت کنندگان دیگر غیر از سران گروه 8 در این نشست نشان از ماهیت به شدت متحول عرصه جهان و در پرتو آن ظهور هرچه بیشتر ناتوانی گروه 8 در حل و فصل بحران ها و رویارویی با چالش های جهانی و در یک کلام فرا رسیدن پایان عصر انحصار گروه 8 دارد.

" گروه 8 دیگر بهترین ابزار مناسب برای ارائه یک استراتژی اقتصادی جهان نیست.بنابراین ما گروه 14 رابه عنوان یک مجمع مسنجم که نماینده بیش از 80 درصد اقتصاد جهان و مواجه با یک اراده جهانی برای پیشرفت است را ایجاد کردیم. چرا که این ساختار ایده ال برای بحث و مذاکره واقعی است."این جمله از سخنان سیلویو برلسکونی نخست وزیر ایتالیا و رئیس دوره نشست سران گروه 8 است که در دومین روز از نشست لاکوئیلا برگزار شده و به نشست مشترک سران گروه 8 با سران پنج کشور برزیل، چین، هند، مکزیک، و افریقای جنوبی و نیز کشور مصر اشاره دارد. هچنین استفان هارپر نخست وزیر کاناد که سال آینده ریاست نشست سران گروه 8 را برعهده خواهد گرفت در آخرین روز نشست لاکوئیلا گفته است"گروه 8 یک مجمع منتخب در دنیای مدرن نیست.این گروه نمایندگی قدرت جهان نیست. این گروه نماینده واقعیت ها اقتصادی جهان مدرن نیست. گروه 8 مجمع مناسبی برای مدیریت جهانی نیست."

اگر چه مدت بیش از 30 سال سعی شده تا چنین وانمود گردد که نشست سران 8 کشور صنعتی جهان موسوم به گروه 8 به عنوان یک مجمع غیر رسمی برای اداره امور جهان به ویژه امور اقتصادی آن است اما از یک دهه قبل سخنان و فراتر از آن نحوه عمل سران شرکت کننده در آن خط بطلانی بر این انگاره کشیده است . سخنان فوق الذکر سران ایتالیا و کانادا نمونه از این اعترافات به ناکارامدی سیاست های گروه 8 و در نتیجه تغییر ماهیت و هویت آن می باشد. بعلاوه اگر چه امروز سران گروه 8 ناگزیر تحت اجبار شرایط زمانه تن به این واقعیت و اذعان به ناکارایی سیاست های این گروه داده اند اما نارضایتی و ناخشنودی مردم جهان از سیاست های گروه 8 از زمان شکل گیری این گروه در دهه 70 19 میلادی به طرق مختلف اعلام شده است. یک نمونه از این نارضایتی ها را می تواند در اعتراضات گسترده مخالفان سیاست های گروه 8 در نشست دوره قبل سران این گروه در ایتالیا مشاهده کرد. در تابستان سال 2001 اعتراضات مخالفان گروه 8 در شهر جنوای ایتالیا محل برگزاری آن نشست از چنان شدتی برخوردار بود که به کشته شدن یک جوان ایتالیایی انجامید و در تاریخ مخالفت های ضد سیاست های سرمایه داری لیبرال  تحت رهبری گروه 8 به عنوان یک نقطه اوج ثبت شد. 

واقعیت این است که موضوعات گسترده ای که در دستور کار نشست سران گروه 8 در ایتالیا و یا نسشت های سال های قبل آن قرار گرفته فراتر از آن است که یک کشور یا گروه خاصی از کشورهای هرچند قدرتمند قادر به حل و فصل آنها باشند. این ها مسائل و چالش های جهانی هستند که با زندگی مردم در کشورهای مختلف در پنج قاره جهان مرتبط می باشد.به عنوان نمونه موضوعاتی همچون فراهم نمودن فضای رهبری مسئول برای آینده پایدار، اقدام در جهت منع گسترش هسته ای، مبازره با تروریسم، اقدام در جهت بهبود مصرف انرژی و تغییرات آب و هوایی، جلوگیری از گرم شدن زمین، حفظ محیط زیست، فراهم نمودن بهداشت، آب سالم، ایجاد امنیت غذایی و مبارزه با فقر که در دستور کار نشست لاکوئیلا قرار داشته در عمل با زندگی همه مردم جهان و سیاستگذاری های ملی همه کشورهای جهان مرتبط می باشد و تحقق آن نیز بدون همراهی و همکاری همه کشورها و ساکنان آنان میسر نیست.

اگر در پرتو فضای بر آمده از جنگ سرد تصور می شد تنها با تصمیمات سیاسی ابر قدرت ها و یا قدرت های بزرگ و بدون مشارکت فعال کشورهای کوچک و بزرگ اداره امور جهان در مسیر مطلوب قرار خواهد گرفت اکنون تجربه 30 ساله حیات گروه 8 خلاف این را نشان می دهد. اگر پرتو فضای جنگ سرد و در چارچوب آموزه های هژمونی سنتی، آمریکا به پشتوانه قدرت نظامی و اقتصادی خود در صدد حاکم کردن بلا منازع  هژمونی خود بر جهان سرمایه داری بود اما این آرزو نیز دیری نپاید و با بروز اولین بحران اقتصادی بزرگ جهان پس از جنگ جهانی دوم امریکا برای رویارویی با این بحران که ناشی از بحران نفتی بود و به نوعی کل نظام سرمایه داری را تحت الشعاع قرار داده بود با فاصله گرفتن از هژمونی یکجانبه خود به سمت حل وفصل چند جانبه البته در درون اردوگاه سرمایه داری معطوف شد. در این راستا شکل گیری نشست سران کشورهای صنعتی جهان در دهه 1970 که امروزه به گروه هشت موسوم شده است در واقع گامی بزرگ برای خروج از عرصه هژمونی سنتی با یک قدرت هژمون در راس آن بود.

عاملی که در نوامبر سال 1975 سران شش کشور فرانسه، آمریکا، آلمان غربی آن زمان، ژاپن و ایتالیا را در فرانسه گرد هم آورد چاره جویی برای بحران اقتصادی آن زمان که بزرگترین بحران اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم تلقی می شد بود.در واقع این نشست که سال 1967 با پیوستن کانادا به آن به گروه هفت موسوم شد بررسی اقتصاد جهان و هماهنگ کردن سیاست های ملی برای رویارویی با چالش های ناشی از آن بود. و نکته جالب اینجاست که اکنون 30 سال بعد از شکل گیری نشست سران کشورهای صنعتی آنچه بیش از هرچیز دغدغه نشست سران در ایتالیا بود بحران کنونی اقتصاد جهانی است که گفته می شود بزرگترین بحران اقتصاد جهانی در طول تاریخ محسوب می شود، با این فرق که اکنون دیگر امیدی به اینکه گروه 8 به تنهایی به تواند حلا مشکلات باشد وجود ندارد. البته آنچه به این وضعیت منجر شده روندی است که از دو دهه آخر قرن بیستم شرو ع شده است.

تحولات دو دهه 1980 و 1990 به ویژه سقوط کمونیسم و فروپاشی شوروی فضای جهان را به گونه ای تحت تاثیر قرار داد که در آن طنین صدای کنسترت گروه 8 به خوبی شنید نمی شد وهمین امر تغییر در ترکیب این کنسرت را ضروی کرد. در پرتو این تحولات در دهه 1990 با عضویت روسیه به عنوان عضو هشتم گروه هفت به گروه هشت تغییر نام داد. با این وجود با ورود جهان به قرن بیست و یکم روند تحولات و به موازت آن روند فاصله گرفتن جهان از هژهونی سنتی به هژمونی ساختاری سرعت بیشتر به خود گرفت.توجه کشورهای گروه 8 به نقش کشورهای در حال توسعه و نیز سازمان های بین المللی در رویارویی با چالش های جهانی بیانگر این واقعیت است.

اگر در دوران بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم آمریکا و در ربع آخر قرن بیستم گروه هفت تا حد زیادی به یمین قدرت اقتصادی ،قدرت هژمون تلقی می شدند، اما با ورود به قرن بیست و یکم  و ظهور قدرت های اقتصادی خارج از این حلقه به نوعی حلقه هژمونی گروه اندک از کشورها شکاف برداشت و شرکای جدیدی خود را بر این جمع محدود تحیمل کردند. تحولاتی که در سال های پایان قرن بیستم و شروع قرن بیست و یکم در عرصه اقتصاد جهان و به ویژه ظهور قدرت های جدید نوعی و دیالوگ و تعامل گروه 8 با این کشورها ضروی شد. اولین گام در این خصوص در نشست سال 2003 گروه 8 در فرانسه بر داشته شد.

در سال 2003 به دعوت کشور فرانسه که ریاست بیست و نهمین نشست سران گروه 8 را بر عهده داشت سران کشورهای چین، برزیل، هند، مالزی، مکزیک، عربستان سعودی و پنج کشور افریقایی شامل مصر، سنگال، نیجریه، الجزایر، و افریقای جنوبی در یک نشست غیر رسمی به دیالوگ با گروه 8 پرداختند. در ادامه این مسیر در نشست سران گروه 8 در سال 2005 در انگلیس سران گروه هشت نشست هایی را به ترتیب با سران کشورهای چین، برزیل، هند، مالزی، مکزیک و افریقای جنوبی و نیز سران هفت کشور افریقایی الجزایر، اتیوپی، غنا، نیجریه ، سنگال،افریقای جنوبی و تانزانیا برای بررسی اقتصاد جهانی، تغییرات آب و هوایی و سایر مسائل مهم بین المللی برگزار کردند. در نشست های بعدی گروه 8 در روسیه، آلمان و ژاپن نیز نشست های مشترکی بین اعضای گروه 8 و کشورهای درحال توسعه به ویژه 5 کشور برزیل، چین، هند،مکزیک، و افریقای جنوبی در خصوص یافتن راه حل های مناسب برای مشکلات جهانی برگزار کردند.

اینکه اکنون رئیس دوره ای گروه 8 این گروه 8 را بهترین ابزار برای حل مشکلات اقتصادی جهان نمی داند یک تعارف سیاسی نیست.این امر یک واقعیت انکار ناپذیر است که مفری از آن نیز برای قدرت های بزرگ وجود ندارد.

 آنچه از نتایج مباحث مطرح شده در نشست سران گروه 8 در سال 2009 در لاکوئیلای ایتالیا و نیز ترکیب شرکت کنندگان در آن یعنی حضور سران کشورهای درحال توسعه ، کشورهای فقیر آفریقا و روسای سازمان های بین المللی بر می آید این است که اولا در دنیای کنونی مسائل و مشکلات فرا روی رهبران جهان بسیار پیچیده وگسترده است و نیازمند راه حل های دسته جمعی است؛ثانیا دوران سطه یک یا چند کشور هرچند قدرتمند دیگر سپری شده است و انحصار قدرت آنها برای رویارویی با مشکلات جهانی شکاف بر داشته است.

منبع:همشهری دیپلماتیک- شماره37  مرداد 1388

کد خبر 89837

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار