آیدن چمبرز؛ ترجمه مینو همدانی‌زاده: غریبه‌ای قصد داشت از «استرود» به «سیر نستر» برود.

بعد از اینکه با زور و زحمت از تپه «چالفورد» بالا رفت، حسابی به هن‌هن افتاد و گیج و ویج بود که چه‌قدر راه مانده است؟! همان موقع سروکله کشاورزی پیدا شد که از راه دیگری می‌رفت.

غریبه پرسید: «چه‌قدر راه تا سیر نستر مونده؟»

کشاورز گفت: «با گاو یا بدون گاو؟»

غریبه گفت: «گمونم بدون گاو.»

کشاورز گفت: «پس نمی‌تونم بهت بگم، چون من هیچ وقت این راه رو بدون گاو نرفته ام.»

کد خبر 93086

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار