مجید مهرابی دلجو: گفت و گو با غلامرضا مصباحی مقدم درست در زمانی انجام گرفت که بررسی صلاحیت نامزدهای هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی از سطح هیات های اجرایی گذشته و هنوز وارد سطح هیات‌های نظارت نشده بود

 مصباحی مقدم اگر چه اصرار دارد که این گفت وگو فارغ از موضع سخنگویی‌اش در  جامعه روحانیت مبارز انجام شود، اما در فرازهایی از مصاحبه ناگزیر از موضع گیری در همین جایگاه است. نماینده 56 ساله مجلس هفتم  رقابت احزاب را دلیل بر رقابتی بودن انتخابات نمی داند بلکه معتقد است که می شود بین احزاب رقابت نباشد ولی افراد در یک انتخابات باهم رقابت کنند.

  • گویا قرار بود که جامعه روحانیت مبارز با وارد شدن حسن روحانی به عرصه انتخابات فهرست جداگانه ای از فهرست 6+5 بدهد. توضیحاتی در این باره می دهید که هدف از این تصمیم چه بود و چرا با انصراف روحانی، جامعه روحانیت از این موضع پس کشید؟

هیچ گاه در این دوره از انتخابات جامعه روحانیت به فکر نیفتاد که فهرست مستقل از جبهه متحد ارائه دهد بلکه در صدد بود که ائتلاف جبهه متحد شکل بگیرد و بعد از شکل گیری هم استقرار و ثبات پیدا  کند، برای همین نظر جامعه روحانیت این بود که با افراد و گروههای خارج از  مجموعه جبهه متحد صحبت شود تا آنها هم به این جبهه بپیوندد و با جبهه متحد هم صحبت هایی شد که چتر خود را بازتر کنند تا افراد خارج از جبهه به این مجموعه وارد شوند. در مورد دکتر حسن روحانی نیز باید بگویم  البته نظر جامعه روحانیت این بود که ایشان جزو فهرست تهران معرفی شود و روی این مساله تاکید هم داشت اما با توجه به اینکه آقای روحانی ثبت نام نکردند موضوع منتفی شد. با این وجود سایر پیشنهاداتی که جامعه روحانیت به جبهه متحد داده بود توسط جبهه متحد پذیرفته شدند و روحانیونی مورد پیشنهاد این جامعه در فهرست گنجانده شدند. در هر صورت باید بگویم فهرست جبهه متحد را جامعه روحانیت تائید می کند.

  • به غیر از آقای روحانی چه کسانی را پیشنهاد کرده بودید؟

با توجه به اینکه اعضای جبهه متحد سید رضا تقوی و بنده را در فهرست خودشان گنجانده بودند، 2 نفر دیگر از اعضای جامعه روحانیت به عنوان سایر روحانیونی که می توانستند در فهرست تهران قرار بگیرند پیشنهاد شد که این 2 نفر سید رضا اکرمی و ابوالحسن نواب بودند که مورد پذیرش جبهه قرار گرفتند و در نامشان در فهرست قرار گرفت.

  • بحثی پیش آمده از طرف جناح اصلاح طلب که گفته می شود با وجود رد صلاحیت های پیش آمده امکان انتخابات رقابتی از بین رفته و انتخابات تبدیل شده به یک رقابت درون جناحی برای جبهه اصولگرایان. آیا این را قبول دارید؟

اصولا این خط کشی را که بگوییم  نامزدهای رد صلاحیت شده یا از اعضا اصولگرایان هستند یا از اعضا اصلاح طلبان، ما قبول نداریم.  واقعیت مساله این نیست. کسانی که در مرحله هیات های اجرایی رد صلاحیت شده اند هم از کسانی هستند که موسوم به اصلاح طلب بوده و هم از کسانی که موسوم به اصولگرا هستند .

بخشی هم از اکسانی هستند که نه در این مجموعه می گنجند و نه در آن مجموعه! ضمنا رد صلاحیت ها در مرحله کنونی نقش قابل توجهی در انتخابات مجلس شورای اسلامی ندارد.چون این رد صلاحیت ها ممکن است بعد از شکایت در هیات نظارت مورد تائید قرار بگیرد و مبدل به تائید صلاحیت بشود یا در شورای نگهبان این اتفاق بیفتد. بنده اعتقادم این است که حتما چنین اتفاقی خواهد افتاد و بر این اساس نمی توان اظهار نظر کرد که انتنخابات رقابتی نیست یا رقابتی است. اصلا رقابتی بودن انتخابات به این است که در یک حوزه انتخاباتی 2 و یا چند نفر باقی مانده باشند که اینها از افراد مختلفی باشند که صلاحیتشان تائید شده باشد و این یعنی انتخابات رقابتی.

 رقابتی بودن اننتخابات به معنای رقابتی بودن احزاب نیست ممکن است رقابت بین احزاب نباشد ولی رقابت بین افراد باشد. از کجا معلوم که در همه حوزه های انتخاباتی مدعیان اصلاح طلبی نامزدی شایسته داشته باشند تا بگویند که اینجا ما انتخاباتمان رقابتی نبود چرا که نامزد ما رد صلاحیت شده است.  مثل نامزدهای انتخابات خبرگان!  در انتخابات خبرگان به تعداد مورد نیاز کشور اصلاح طلبان متحد نداشتند. بنابراین در یک چنین شرایطی ادعای اینکه انتخابات رقابتی نبوده است ادعای بی معنایی است. این ادعای غیر  رقابتی بودن انتخابات زمانی می تواند معنا باشد که مدعیان افراد دارای شرایط به اندازه کافی داشته باشند.

  • یعنی معتقدید اصلاح  طلبان به اندازه کافی افراد دارای شرایط نداشتند؟

عرایض من هرگز به معنای این نیست که عدم احراز صلاحیت توسط هیات های اجرایی درست یا دقیق بوده ، من این احتمال را می دهم که اینها در مواردی دچار اشتباه شده اند یا مستندات کافی برای رد صلاحیت نداشته اند.یا برای احراز صلاحیت مستندات کافی نداشته اند.

 بنابراین قانون برای بازنگری در صلاحیت ها، حالا چه تائید آن و یا رد آن راههایی را در نظر گرفته است که به معنای این است که امکان اشتباه در مرحله نخستین بررسی صلاحیت ها وجود دارد.  این امکان را قانون پذیرفته و نباید با اولین برخوردها چنین واکنش های تندی صورت بگیرد که ما رد صلاحیت ها را فله ای می بینیم یا رد صلاحیت ها موجب عدم رقابتی شدن در انتخابات خواهد بود. آنچه  که نهایتا و پس از گذراندن مجموعه مراحل تحقق پیدا می کند مبنای انتخابات خواهد بود و نشان می دهد انتخابات رقابتی است یا نه؟

  • فکر می کنید رایزنی های بزرگان دوم خرداد برای تائید صلاحیت، رد صلاحیت شده ها موثر باشد؟

من تصور می کنم تمام این رایزنی ها و دیدارها منجر به تاکید بیشتر بر اجرای قانون خواهد بود اگر هیات های اجرایی، هیات های نظارت و شورای نگهبان بر مبنای قانون حرکت کنند هیج نیازی به یک چنین رایزنی هایی نیست و تصور من این است که با توجه به سازوکارها و مبانی قانونی که دقیق و کاملا شفاف و روشن است صرفا باید از این مجموعه خواست که قانون را مراعات کنید. من تصور نمی کنم چیزی فراتر از تاکید بزرگان بر اجرای قانون نتیجه ای گرفته شود.

  • در واقع معتقد هستید که اگر که این بزرگان الان دارند رایزنی می کنند درجهت همان اجرای قانون است ؟

من تصورم این است که در جهت اجرای قانون است

  • یعنی هیات های اجرایی در اجرای قانون کوتاهی کرده اند ؟

معنایش این نیست. از دید خوشان نگاه کنید نه از دید دیگران. آنها از دید خودشان قانون را اجرا کرده اند. ولی معنایش هم این نیست که اشتباه نکرده اند.  اگر همان قانون به دقت اجرا شود اشتباه اینها توسط هیات نظارت و هیات عالی نظارت و شورای نگهبان برطرف خواهد شد.

  • موضعی که برخی از تندروها در برابر اقدام هیات های اجرایی گرفته و اعلام کردند ضرورتی بر شرکت در انتخابات غیر رقابتی نیست را چگونه ارزیابی می کنید؟

این جور موضع گیری ها هم در مناسبات داخلی ما زیان بار است و هم انعکاس خارجی آن زیان بار است. البته کسانی که موضع گیری کردند مساله را به صورت شرطی مطرح کردند و آن اینکه اگر قرار باشد رقابت از بین برود حضور ما بی معناست و تلویحا از تحریم انتخابات صحبت کرده بودند.مطرح کردن این اگر ها و شایدها فضای انتخاباتی را یک فضای ملتهب می کندو خود این صحبت که کسی بگوید ممکن است حضور ما در انتخابات بی معنا باشد یک بازتاب منفی در اذهان مردم ما خواهد داشت.

اگر کسی این را به دقت بازبینی کند این نوع موضع گیری ها یک بی اعتمادی به نظام اجرایی ما ایجاد می کند و همچنین نوعی بی اعتمادی نسبت به آنچه که باید براساس قانون اجرا شود.  حدود 30 سال از پیروزی انقلابمان می گذرد و نزدیک به 30 انتخابات داشته ایم. متاسفانه در 10 ساله اخیر این گونه صحبت ها به دلیل مواضع سیاسی غیرمتین  مطرح شده و اثر خوبی هم نداشته است.

نه در داخل کشور که فضا را فضای غیر سالم انتخاباتی جلوه می دهد و نه از نظر بین المللی برای ما مفید بوده است به دلیل اینکه دقیقا همین سخنان را کسانی سیگنال به نفع تخریب نظام می دهند و می نشینند و می گویند انتخابات رقابتی نبوده است یا اگر فلان افراد یا فلان گروهها رای نیاورند ما از آنها حمایت می کنیم که رای بیاورند. یک چنین موضع گیری هایی به نظر من موضع گیری های غیر حکمیانه است.

 موضع گیری حکیمانه حرکت از طریق قانون است. اگر قانون راه را باز نگذاشته بود. جا داشت که این نگرانی ها مطرح شود و هم بازتاب عمومی و مطبوعاتی پیدا کند ولی با وجود اینکه قانون مستحکم است و ما هم انتظاری جز اجرای قانون نداریم به نظرم بهتر این است که بر روی اجرای قانون چه در هیات های اجرای چه در هیات های نظارت و چه در شورای نگهبان تاکید کنیم. بنده معتقدم این دوره نقش شورای نگهبان تا حدودی متفاوت تر از دوره های پیشین می شود.

  • به چه لحاظ فکر می کنید این نقش متفاوت است؟

دوره های پیشین بعد از خرداد 72 در انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری بیشتر سهل انگاری ها در نگاه به شرایط نامزدها از سوی هیات های اجرایی بود و هیات های نظارت اینجا در مقابل هیات های اجرایی می ایستادند و سفت تر برخورد می کرد. اما الان که هیات های اجرایی سفت تر برخورد کرده اند لازم است که هیات های نظارت دقت بیشتری کنند که مبادا حقی از حقوق نامزدها از بین برود و تصور می کنم شورای نگهبان هم چنین موضعی خواهد داشت که مبادا اقدامات هیات های اجرایی موجب سلب حق قانونی کسی شود.

  • در صحبتتان اشاره کردید به حمایت جریان خارج از کشور از یکی از جناح های داخل کشور. این موضع گیری را چه نوع موضع گیری می دانید آیا واقعا کسانی هستند که برای جناحی خاص دلسوزی می کنند یا که هدف و نیت دیگری در پس این موضع گیری وجود دارد؟

به نظرم این موضع گیری ها از ناحیه  رئیس جمهوری آمریکا ناشیانه است و از روی عدم آگاهی و شناخت به مسائل داخل کشور صورت گرفته است. معتقدم که آنها بافت مردم ما را نمی فهمند و از آن جهت چنین پیامهایی را می دهند. خوشبختانه غالب گروههای اصلاح طلب و شخصیت های آنها در مقابل چنین اظهار نظری واکنش نشان دادند و حمایت دولت آمریکا از اصلاح طلبان را بدون ارزش تلقی کردند. در عین حال آنچه که موجب طمع دولت آمریکا شده است حمایت از اصلاح طلبان هم نباید باشد بلکه حمایت از آنهایی است که خواهان براندازی نظام هستند.

 این مجموعه درون خود اصلاح طلبها هم موقعیت بالایی ندارند و بنده معتقدم گروههای اصلاح طلب لازم است خط فاصل روشنی بین خودشان و گروههایی که نیت براندازی دارند بکشند و آنها را از خودشان طرد کنند. اینطور نباشد که با این گروه از اصلاح طلبان مبهم برخورد کنند. برخورد ابهام آمیز آنها موجب می شود که در داخل و خارج در مورد همه آنها داوری یک کاسه داشته باشند و این به نفع آنها نیست.

  • اتهاماتی به مجلس هفتم می زنند مبنی بر اینکه علیرغم مماشات اولیه مجلس با دولت، اما در این روزهای آخر و در آستانه انتخابات نمایندگان علیه دولت موضع گیری می کنند؟ به نظرتان این اتهامات وارد است؟

این نکته قابل توجه است که هم دولت اصولگراست و هم مجلس  و از این جهت درمبانی با هم مشترکند. اگر اختلافاتی  هست اختلاف نظرهای کارشناسی است. هرگز نباید از مجلس انتظار داشت که تابع و پیرو خط مشی ها و جهت گیری های دولت باشد مجلس قانونگذار است و به تعبیر مقام معظم رهبری ریل گذاری می کند و دولت مجری است و می باید روی آن ریل حرکت کند.

بنده که در این مجلس  بودم شهادت می دهم که این مجلس یک مجلس فعال  پرکار و حامی دولت و منتقد دولت است. نشان این مساله این است که در مواقعی که همخوانی نظری بوده است در قانونگذاری سریع پیش رفته اند و در مواقعی که ناهماهنگی بین دولت و مجلس بوده مجلس غالبا مواضع خود را دنبال کرده است. شما ببیند در انتخاب کابینه،  چهار وزیر رای نیاورد. با اینکه دولت و مجلس باهم همگرایی داشتند چند بار مساله استیضاح وزیران مطرح شد و سوالاتی که نمایندگان از این دولت کردند چندین برابر مجلس گذشته و مجالس گذشته  بوده است. 

 تذکراتی که این مجلس به دولت و اعضای هیات دولت دادند چند برابر تذکراتی بود که نمایندگان در دولتهای گذشته داده اند.  تحقیق و تفحص هایی که در این دوره مجلس انجام شده است چندین برابر مجالس گذشته بوده است. به نظرم مجلس قوی برخورد کرده است. بله!  در یک مواردی نه مجلس که برخی از اعضای هیات رئیسه مجلس منفعل در برابر دولت عمل کردند که آنها را نباید به پای مجلس گذاشت. در همان شرایط بدنه مجلس هم از برخی موضع گیرهای تعدادی از اعضای هیات رئیسه در مقابل دولت ناراضی بود. حالا واکنش های اخیری هم که حمل بر موضع گیری های انتخاباتی می شود، حاصل یک انباشتگی است. بنابراین بنده معتقد نیستم که مجلس انفعالی برخورد کرده است. در واقع نمی توان عملکرد بعضی از اعضای هیات رئیسه را به پای مجلس نوشت.

  • ترکیب مجلس هشتم را چگونه پیش بینی می کنید؟

فکر می کنم که ترکیب مجلس هشتم با یک اکثریت قاطع اصولگرایان و اقلیت قوی تر از جریان اصلاح طلب شکل می گیرد.یعنی اقلیتی که امروز در مجلس است این اقلیت در مجلس بعدی جمع بیشتری را خواهد داشت ولی ترکیب اصلی به هم نمی خورد. علاوه بر اینکه به نظر می رسد با توجه به بالاتر بردن سطح معلومات نامزدها و از طرفی بالاتر بردن سطح سن انتخاب کنندگان احتمال اینکه مجلس آینده کارشناسی تر باشد بیشتر است.

کد خبر 44308

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار