حتی دوستان و متحدان نزدیک هم گاهی با یکدیگر مشکل پیدا می‌کنند؛ مشکلاتی که بین یک طرف عمدتا قدرتمند با متحد یا دوست ضعیف‌ترش به‌وجود می‌آید.

کره شمالی

باراک اوباما در دور نخست ریاست‌جمهوری‌اش هنگامی که با موج خروشان شهرک‌سازی‌ یهودیان در اراضی اشغالی فلسطینی‌ها روبه‌رو شد، این واقعیت را دریافت که با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل که تلاش می‌کرد به او درس بدهد نمی‌توان به‌آسانی کنار آمد. پس از آن نیز نتانیاهو در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته آشکارا جانب میت رامنی، رقیب جمهوریخواه اوباما را گرفت.روس‌ها نیز دچار چنین مشکلی با سوریه شده‌اند.

چین در حال حاضر از کره‌شمالی، دست‌پرورده قدیمی خود که وارد بازی ساخت سلاح هسته‌ای شده است، دلخور و ناراضی به‌نظر می‌رسد. مانند موقعیت مسکو و واشنگتن در قبال متحدانشان، پکن نیز بعید به‌نظر می‌رسد با وجود مشکلات کنونی رابطه‌ای را که طی دهه‌ها شکل گرفته است، به آسانی نادیده بگیرد؛ رابطه‌ای که فراتر از تعاریف معمول است. با این حال نشانه‌های آشکاری وجود دارد دال‌بر اینکه رابطه چین با کره‌شمالی رو‌به قطع شدن نیست، اما تحت فشار بسیاری قرار دارد.

مشکل فقط این نیست که هفته گذشته کیم جونگ اون، رهبر کره‌شمالی آشکارا درخواست‌های پکن را نادیده گرفت و دست به آزمایش هسته‌ای زد؛ بحث بر سر این است که رابطه دو کشور با گذر زمان بیش‌ازپیش کمرنگ و ضعیف شده است. وزارت امور خارجه چین رسما مخالفت جدی خود را با آزمایش هسته‌ای کره‌شمالی که در 100کیلومتری مرزهای چین رخ داد اعلام و سفیر پیونگ‌یانگ را برای ابلاغ نارضایتی خود از این موضوع احضار کرد. رسانه‌های دولتی در پکن نیز (به‌خصوص روزنامه ملی‌گرای گلوبال تایمز که به نوعی بلندگوی حزب کمونیست محسوب می‌شود) این آزمایش را نابخردانه و تأسف‌بار توصیف کرد و البته در همین حال گناه احساس ناامنی کره‌شمالی را به گردن ایالات متحده و رویه خصمانه‌اش در قبال پیونگ‌یانگ انداخت.

اما در رسانه‌های اجتماعی، به‌ویژه سایت weibo یا همان توییتر چینی بود که شهروندان عادی این کشور دولت پکن را به‌خاطر مماشات با حکومت خطرناک، دمدمی‌مزاج و بسته‌ای که ظاهرا اهمیتی به عرف بین‌المللی نمی‌دهد، مورد سرزنش قرار دادند. یک کاربر اینترنت بلافاصله پس از انتشار سرمقاله گلوبال‌تایمز در اظهارنظری در این‌باره چنین نوشت: مطمئنا علت ریشه‌ای [مشکل کنونی] این است که طی چنددهه، توالی دیکتاتورهای نامتعادل و شرور بر جمهوری خلق کره ادامه یافته است. ابراز چنین احساساتی تعجب‌آور نیست، اما نکته عجیب آن است که یک روزنامه تحت مالکیت حزب کمونیست اجازه می‌دهد چنین اظهارنظرهایی روی سایت این رسانه بماند.

سایر اظهارات کاربران سایت اما تندتر است. یک کاربر weibo در توییتر خود در این‌باره می‌نویسد: کیم جونگ‌اون با انجام چنین آزمایشی در کنار [مرزهای] ما و طی ایام سال نوی چینی گویی به ما سیلی زده است. کاربر دیگری می‌نویسد: چین هر ساله هزینه سنگینی برای نگهداری از این گرگ ناسپاس(کره‌شمالی) متحمل می‌شود. در این میان هو ژیجین، سردبیر گلوبال‌تایمز در این‌باره در صفحه خود در weibo چنین خاطرنشان می‌کند: امیدوارم دولت مخالفت جدی خود را با این اقدام کره‌شمالی در عمل نشان دهد، نه اینکه صرفا به ابراز نارضایتی اکتفا کند. دوستی بین چین و کره‌شمالی اهمیت دارد، اما چین نباید توسط حکومت پیونگ‌یانگ به گروگان گرفته شود. اما چرا افکار‌عمومی چین به‌خود زحمت می‌دهد تا مطرح کند دوستی با کره‌شمالی در مجموع مهم است؟ در واقع این نکته‌ای است گمشده در ترجمه. درحالی‌که غربی‌ها به سادگی کره‌شمالی را کشوری فقرزده و غیرقابل پیش‌بینی می‌دانند، چینی‌ها این کشور را همسایه‌ای می‌دانند که حائل بین کشورشان و فاجعه جنگ است. لحظه تعیین‌کننده در رابطه بین پکن و پیونگ‌یانگ در اکتبر سال 1950بود؛ زمانی که مائو‌تسه‌دونگ، رهبر چین کمونیست فرمان عبور بیش از یکصد هزار سرباز ارتش آزادیبخش چین را از رودخانه مرزی یالو صادر کرد؛ سربازانی که به مصاف نیروهای ایالات‌متحده و سازمان ملل که در شبه‌جزیره کره به سوی شمال پیش می‌آمدند رفتند. نیروهای چینی در برخی از خونبارترین درگیری‌های جنگ کره حاضر شدند؛جنگی که هنوز پکن از آن با عنوان جنگ برای مقاومت در برابر تخاصم آمریکا و کمک به کره‌شمالی یاد می‌کند. ارتباطی که طی آن جنگ بین دو کشور به‌وجود آمد، هنوز پایدار است، گرچه این رابطه با گذر زمان تضعیف شده است.

درک چنین وضعیتی باعث شد زحمت پیاده‌روی را تا داندونگ به‌خود بدهم، یک شهر مرزی کوچک و آرام در حاشیه مرز چین و کره‌شمالی و در حاشیه رودخانه یالو که در مقابل شهر کره‌ای سینویی‌جو در آن سوی رود قرار دارد. بیش از یک سال پیش بود و جاده پل پیروزی برای اتصال دو شهر در دست احداث؛ پلی که قرار است جایگزین پل قدیمی و یک‌بانده‌ای شود که عمدتا مسیر تردد کامیون‌های تدارکاتی است؛ کامیون‌هایی که حجم عمده تجارت بین دو کشور را در دو سوی مرز که سالانه بالغ بر سه میلیارد دلار می‌شود جا‌به‌جا می‌کنند.

در حاشیه خیابان اصلی شهر کره‌ای، سری به رستوران سونگ‌تایوآن زدم، یکی از غذاخوری‌های شهروندان کره‌شمالی که متخصص پخت انواع غذا از گوشت سگ است؛ از هات پات (نوعی خوراک گوشت و سبزیجات که به‌صورت تنوری پخته می‌شود) تا خورشت سگ و استیک سگ. در سن این رستوران، خوانندگان در پوشش لباس‌های سنتی و رنگارنگ کره‌شمالی مشغول سرگرم کردن حامیان چینی بی‌اعتنای خود بودند. البته این بی‌اعتنایی تا زمانی بود که خوانندگان ترانه جنگ داوطلبانه خلق را خواندند. ناگهان به‌نظر می‌رسید تمام افراد بالای 65سال حاضر در رستوران از جای خود بلند شدند و با تمام وجود با این ترانه همسرایی می‌کردند و با به یاد آوردن خاطره تارومار کردن امپریالیست‌های آمریکایی در کوهستان چوسان اشک می‌ریختند.

در همان سفر، با شماری از تجار محلی چینی که دائما برای تبادلات دوجانبه از مرز عبور می‌کنند، هم‌کلام شدم. آنها در ابراز نظر صریح بودند و عمدتا نگاهی منفی داشتند. تجار چینی آشکارا همتایان کره‌شمالی خود را غیرقابل اعتماد توصیف می‌کردند و داستان‌هایی ترسناک از معاملاتی دغل‌بازانه به زبان می‌آوردند، از محموله‌هایی که یکجا توقیف یا مصادره می‌شوند، قوانینی که در یک لحظه تغییر می‌کنند و نظامیان کره‌شمالی که در دزدیدن و به سرقت بردن کالاهای چینی با تجار خودسر کره‌ای همدستند. چینی‌ها می‌گفتند ترجیح می‌دهند در آن سوی رودخانه در قلمروی چین به معامله با کره‌ای‌ها بپردازند، چه، به نظام قضایی و پلیس کشورشان بیشتر اعتماد دارند.

این تجار افرادی عملگرا و سرسخت بودند، هرچند عملگرایی‌شان تا حدی به‌خاطر جوانی‌شان بود. نسل آنها با نسل چینی‌هایی که زمانی تشکیلات حکومتی پکن را اداره می‌کردند، تفاوت‌های بسیاری دارد. خاطرات اشک‌آلود و نوستالژیک تارومار کردن آمریکایی‌ها در آن سوی رود یالو و به یاری برادران کره‌ای خود شتافتن، احساس چندانی در آنان برنمی‌انگیزد.

در این‌باره باید اشاره داشت که شی‌جین پینگ، رهبر جدید حزب کمونیست چین نیز متعلق به همین نسل جدید است. رئیس‌جمهور آینده چین با 59سال سن، سه سال پس از عبور نیروهای چینی از رود یالو به دنیا آمد. سال‌های کودکی او، نه با جنگ علیه خصومت آمریکایی‌ها که با انقلاب فرهنگی مائو مصادف بود. وی شاید یک ملی‌گرا و مدیری سختگیر باشد. موضع چین علیه ژاپن در جریان مشاجره کنونی دو کشور بر سر جزایر دریای زرد شاهد این مدعاست. اما شی همچنین به حفظ رابطه خوب با ایالات متحده (اگر این رابطه به وی اجازه دهد اقتصاد کشورش را براساس الگوی رشد مصرف همچنان به جلو براند) باور دارد.

به همین سیاق یادآوری اینکه کیم‌جونگ اون، رهبر جوان کره‌شمالی نیز از نسلی است که با تجارب جنگی پدران خود فاصله گرفته حائز اهمیت است؛ جنگی که در واقع عامل برقراری رابطه و اتحاد نزدیک دو کشور بود. در واقع به‌نظر می‌رسد وی چندان دغدغه‌ای برای آنکه خود را نزد حامیان قدرتمند پکن عزیز جلوه دهد ندارد. کیم حتی از زمان به قدرت رسیدنش هنوز برای دیدار با ولی‌نعمت‌های کشورش در پکن راهی همسایه غربی خود نشده است. البته این موضوع را می‌توان به‌حساب آن گذاشت که چین در بحبوحه تغییر رهبری جدید خود قرار دارد. شی در‌ماه نوامبر به‌عنوان دبیرکل جدید حزب کمونیست انتخاب شد و در واقع رهبری خود را بر این کشور از‌ماه مارس آغاز خواهد کرد. با این حال باید درنظر داشت روابط بین چین و کره‌شمالی در واقع رابطه‌ای است از جنس ارتباط بین دو حزب حاکم کمونیست در پکن و پیونگ‌یانگ. البته فاصله بین دو پایتخت چندان زیاد نیست.

از این‌رو می‌توان با احتیاط انتظار رابطه‌ای سردتر را بین دو کشور طی سال‌های آینده داشت و البته شاید گفت‌وگوهایی صریح‌تر را بین دو پایتخت. اما قطع رابطه دو طرف انتظار بی‌جا و نامحتملی است. خاطرات و احساسات بین نخبگان دو کشور هنوز آنقدر عمیق است که چنین اتفاقی رخ ندهد. شی وکیم طی سال‌های پیش رو باید یکدیگر را تحمل کنند. با این حال موقعیت رهبر جوان کره‌شمالی به‌عنوان متحد ظاهری پکن به این معنا نخواهد بود که وی مایه دردسر رهبران چین نخواهد شد. موقعیتی مانند باراک اوباما که این روزها خود را آماده می‌کند برای دیدار با بنیامین نتانیاهو راهی اسرائیل شود.

کیث ریچبرگ

کد خبر 202629

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز