گروه بین‌الملل: اشغالگران یهودی، حتی قبل از ایجاد دولت اسرائیل، گاهی اقلیت‌های مسیحی را به عنوان متحدین احتمالی خود به شمار می‌آوردند.

اما امیدشان نقش بر آب شد زیرا مسیحیان لبنان بزرگ، که تحت قیمومیت فرانسه در ۱۹۱۹ استقرار یافتند، در مجموع به این امر بی اعتنا ماندند.

«میشل شیها »، در مورد خطر بی ثباتی ای که حضور اسرائیل در سراسر خاور میانه بوجود می آورد، به لبنانی ها هشدار داد وآنها را از خصومتی که لبنان، به لحاظ کثرت گرایی قومی اش که نقطه مقابل انحصارطلبی قومی اسرائیلی ها بود، پیرامون خود به وجود آورده، آگاه کرد.

بی شک، آنکه بیش از همه، لبنانی ها را که با آزمون ظهور دولت اسرائیل مواجه شده بودند، متوجه سرنوشت پیچیده کشورشان کرد، یک کشیش مارونیت به نام « یوحکیم مبارک » بود که آثار پربارش را به گفتگوی اسلام و مسیحیت و جایگاه مرکزی لبنان و فلسطین اختصاص داده بود.

بنابراین خیلی جای تعجب ندارد که در جنگ ۱۹۴۸ ، ارتش لبنان، کنار ارتش های دیگر عربی در این مبارزات شرکت کند و در ۱۹۴۹ قرارداد آتش بس بین اسرائیل و این کشور امضا شود.

ارتش لبنان، عاقلانه از شرکت در جنگ ۱۹۶۷ دوری جست؛ جنگی که در طی آن اسرائیل، صحرای سینا را در مصر، بلندی های جولان در سوریه، قدس شرقی، کرانه های باختری رود اردن و نوارغزه را اشغال کرد. معهذا، لبنان موفق نشد از تنش روز افزونی که این جنگ در خاورمیانه به وجود آورده بود ، بگریزد.

وانگهی، ابعاد گسترده شکست کشورهای عرب و اشغال همه سرزمین های فلسطینی، موجب دگرگونی های عمیق در جامعه فلسطین و همچنین اعلام موجودیت جنبش مسلحانه فلسطین شد؛ این جنبش در اردوگاه ها ی پناهندگان، به خصوص در اردن و لبنان (که به نسبت جمعیت و مساحتشان بیشترین تعداد را پذیرفتند) به عضو گیری پرداخت.

پس از سرکوب جنبش های مقاومت فلسطینی توسط ارتش اردن در ۱۹۶۹ (سپتامبر سیاه) که به اخراج آنها از این کشور منجر شد، این گروه ها، پایه های خود را در لبنان بسط دادند و هر از گاه، عملیات چریکی علیه اسرائیل را از طریق مرز های این کشور ترتیب می دادند.

ضد حمله های گسترده ارتش اسرائیل علیه کشورهایی که این مبارزان را پناه داده بودند، از اینجا ناشی می شد.

دسامبر ۱۹۶۸ در لبنان، یک کوماندوی اسرائیلی از طریق هوایی، کشتی غیر نظامی نیروی هوایی لبنان را کاملا منهدم کرد که با این کار موجب به وجود آمدن تنش های عمیق سیاسی و فلج شدن دولت شد.

در واقع پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳، لبنان به یگانه میدان جنگ با اسرائیل تبدیل شد.

برای اسرائیل، وضعیت لبنان  بار دیگر طرح استراتژیکی ای که به اوایل سال های ۱۹۵۰ بر می‌گشت، را در دستور روز قرار داد؛ یعنی تلاش در جهت ایجاد دولت مسیحی ای که متحد دولت اسرائیل باشد؛ زیرا این امر وجود دولت اسرائیل را در خاورمیانه توجیه می کرد.

با اشغال جنوب لبنان تا مرز رودخانه لیتانی در سال ۱۹۷۸ ارتش این کشور مطابق نقشه قدیمی ای که توسط بن گوریون تهیه شده بود، میلیشایی از عناصر فاسد ارتش لبنان به رهبری یک افسر مسیحی ناراضی بوجود آورد؛ این میلیشیا در آوریل ۱۹۷۹ موجودیت دولت لبنان آزاد را اعلام کرد که در یک محدوده هشتصد کیلومتر مربعی قرار داشت و تا سال ۲۰۰۰ در اشغال ارتش اسرائیل باقی ماند.

منبع : لوموند دیپلماتیک نوامبر 2006

کد خبر 9586

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار