ترجمه مهرزاد فتوحی: کنیا- فقط چند ثانیه دیگر مانده! دست «موتیا» درد گرفته، اما همچنان در حال کشیدن است. هر گروهی که بتواند گروه دیگر را به‌طرف خودش بکشاند، برنده است. این یک جور طناب‌کشی بدون طناب است.

کاش یک طناب داشتند، آن‌وقت بازی‌شان لذت‌بخش­تر می‌شد! سردسته هر گروه، دانش‌آموزی است که کفش دارد. اینجا همه بچه­ها کفش ندارند و بیشتر پابرهنه هستند. اینها شاگردان تنها مدرسه «موزالالا»، روستایی در جنوب شرق کنیا هستند. مدرسه آنها  به تازگی یک توپ فوتبال تهیه کرده است و همه از این بابت خوشحال‌اند. اما توپ فوتبال را فقط بعدازظهرها به دانش‌آموزان می‌دهند.

موتیا نمی­تواند بعداز ظهر در مدرسه بماند. او باید به خانه برگردد و به خانواده­اش کمک کند. او در خانه با بطری­های خالی و کیسه‌های پلاستیکی برای خودش یک توپ فوتبال درست کرده، اما وقت زیادی برای توپ­بازی ندارد؛  باید بعد ازمدرسه به وظایفش در خانه بپردازد. او هرروز از چاه آب می­آورد و برای آتش، هیزم جمع می­کند؛ مراقبت و نگهداری از دو گاو هم که سرمایه بزرگ خانواده است، برعهده اوست.

طناب کشی بدون طناب، در حیاط تنها مدرسه روستای موزالالا، یکی از بازی‌های دانش‌آموزان این روستاست

دوران گرسنگی گذشته است؛ موتیا و خواهر وبرادرهایش ازمعدود بچه­های روستا هستند که کفش ولباس مرتب دارند

از وقتی خانواده دو گاو خریده‌اند ، مادر هر روز صبح حلیم خوشمزه­ای با شیر، ارزن و شکر درست می­کند

موتیا و « سیمبا»، سگ نگهبان خانه‌شان

این عکس نوزادی موتیاست که سال­ها پیش در نشریه« ژئو» منتشر و باعث شد شرایط زندگی این خانواده آفریقایی تغییر کند

چند سال پیش، گزارشی از زندگی‌ این خانواده و عکس­هایی از خانه آنها و موتیای نوزاد در یک نشریه آلمانی‌زبان منتشر شد؛ از آن پس کمک‌های زیادی از طرف خوانندگان این نشریه  برای این خانواده پرجمعیت کنیایی فرستاده می­شود. مثلاً یک سازمان خیریه هزینه تحصیل چهارتا از هشت فرزند این خانواده را برعهده گرفته است. موتیا خوب درس می­خواند تا بتواند سرمشق خوبی برای خواهر و برادرهای کوچک‌ترش باشد. وظیفه درس دادن به آنهایی که مدرسه نمی­روند با موتیاست.

او به خوبی می­داند که برای رهایی از فقر، باید فکرش را خوب به کار بیندازد و حسابی درس بخواند!

منبع: ژئولینو

کد خبر 92708

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار