همه می‌گویند «جیپسی»، دختر خوش‌بختی است؛ موهای بلند طلایی‌اش را کسی ندارد، زیبایی کم‌نظیرش را از مادرش به ارث برده و در خانه‌ای زندگی می‌کند که با شکوفه‌های صورتی محاصره شده.

کابوس تکراری

جیپسی همهچیز دارد، این را همه میدانند، ولی نمیدانند شبها جیپسی از کابوس تکراری جانوری زخمی و سیاه با وحشت از خواب میپرد.

«وُودرو»، پسرخالهی جیپسی، چندان خوشبخت نیست. در آلونک فقیرانهای به دنیا آمده، لباسهای کهنهی پدرش را میپوشد و عینک تهاستکانی میزند و روزی به ناگهان، مادرش ناپدید میشود.

باهم‌بودن، زندگی هردو را تغییر میدهد و درد از دستدادن، آنها را به هم نزدیک میکند. رازهای سیاه زندگیشان آشکار میشود و یاد میگیرند ببخشند! این داستان مبارزهی دردناک نوجوانهاست با اتفاقات تلخ زندگیشان. اینکه بدبختی وجود دارد و اگر باهوش باشی، یاد میگیری نگذاری سرنوشت تو را بردهی خودش کند...

پسرخاله وودرو

نویسنده: روت وایت

مترجم: محبوبه نجفخانی

ناشر: نشر افق (۶۶۴۰۸۱۶۱)

نگار مطیع، ۱۵ساله

خبرنگار افتخاری از اهواز

کد خبر 433025

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =