گروه حوادث: کارآگاهان پلیس تهران تحقیقات گسترده‌ای را برای دستگیری جوان فریبکاری که به بهانه ازدواج، دختر دانشجویی را وادار به سرقت طلاهای خانواده‌اش کرده بود آغاز کردند.

هفته گذشته دختر جوانی پس از 10روز فرار از خانه، درحالی که صورتش کبود شده بود به خانه برگشت و از ماجرای کلاهبرداری پسر جوانی که به بهانه ازدواج او را فریب داده بود پرده برداشت. 

والدین این دختر وقتی از زبان او شنیدند پسر جوانی به نام داریوش دخترشان را فریب داده است، همراه دختر خود به شعبه 6 بازپرسی در دادسرای ناحیه 5 رفتند و از او شکایت کردند. 

دختر جوان به نام  شکوه در جریان بازجویی‌ها به قاضی یونسی بازپرس شعبه 6گفت: چند ماه پیش زمانی که به عنوان دانشجو مشغول به تحصیل بودم با پسر جوانی به نام داریوش آشنا شدم.

داریوش ادعا می‌کرد دانشجوی فوق لیسانس است و علاقه زیادی به من دارد، در ابتدا به او توجهی نمی‌کردم، اما پس از گذشت چند روز وقتی با اصرار شدید مرد جوان مواجه شدم به تدریج به او علاقه مند شده و فریب حرف های وی را خوردم. 

داریوش همیشه می‌گفت فکرهای بزرگی برای آینده دارد، اما برای عملی کردن آنها مجبور است کلیه‌اش را بفروشد تا بتواند برای خودش سرمایه‌ای دست و پا کند. من هم که فکر می‌کردم می‌توانم به او در رسیدن به آرزوهایش کمک کنم، مادربزرگم را راضی کردم تا یک میلیون تومان به او قرض بدهد.

شکوه در ادامه گفت: مدتی از این ماجرا گذشت و من کم کم متوجه شدم او نه تنها دانشجو نیست بلکه یک جوان بیکار است که می‌خواهد از من سوءاستفاده کند.

برای همین قصد داشتم رابطه‌ام را با او قطع کنم ، اما او با چرب زبانی گفت همچنان به من علاقه دارد و می‌خواهد مرا خوشبخت کند و من هم بار دیگر فریب او را خوردم، اما خانواده‌ام به شدت با ازدواج من و داریوش مخالف بودند.

مدتی بعد مرد جوان از من خواست با فرار از خانه همراه او به یکی از شهرهای غربی بروم و در آنجا زندگی جدیدی را آغاز کنیم، من هم که فکر می‌کردم این تنها راه رسیدن به خوشبختی است قبول کردم.

یک روز قبل از فرار، داریوش تماس گرفت و از من خواست جواهرات خانوادگی و شناسنامه های پدر و مادرم را به سرقت ببرم ، من که می‌دانستم مخالفت با او فایده‌ای ندارد طلا و شناسنامه‌ها را به سرقت برده و از خانه فرار کردم. 

پس از فرار، او  مرا به خانه ای برد و  سعی کرد با استفاده از شناسنامه های پدر و مادرم مرا به عقد خودش در بیاورد ولی هیچ دفترخانه ای حاضر نشد این کار را انجام دهد و او وقتی که وضع را اینطور دید مرا در خانه‌اش زندانی کرد. 10 روز بعد در حالی که از این زندگی خسته شده بودم تصمیم گرفتم به خانه برگردم ولی داریوش حاضر نشد طلاها را به من پس بدهد و برای آنکه اجازه ندهد به خانه برگردم مرا به باد کتک گرفت که بر اثر کتک‌های او پرده یکی از گوشهایم پاره شد.

پس از اظهارات دختر جوان بازپرس یونسی دستور بازداشت داریوش را صادر کرد و تحقیقات پلیس برای دستگیری او آغاز شد.

بازپرس یونسی روز گذشته با اعلام این خبر با هشدار به دختران جوان گفت: متأسفانه دادن وعده دروغین ازدواج به دختران جوان شگرد بسیاری از جوانان اغفالگر است.

کد خبر 11935

برچسب‌ها