-
سبک زندگی شهید سیدمجید حسینی به روایت همسرش
ماجرای عجیب پیدا شدن پیکر شهید سیدمجید
گویا اشکالی در شلیک ضدهوایی پیش آمده بود و در حال رفع اشکال بودند که یک فروند هرمس مستقیم به سیدمجید و ۲ نفر از دوستانش شلیک میکند و همگی به شهادت میرسند. پیکر دوستانش همان جا بوده، اما پیکر آقاسیدمجید را پیدا نمیکردند تا اینکه همرزمانش روضه حضرت علیاکبر(ع) خواندند و پیکر پیدا شد.
-
مسافران جهادگر تهران | روایتی از ۶۰روز فعالیت بیادعای «جهادگران فاطمی»
۱۵سال قبل، آشنایی با سبک زندگی و منش یک شهید، جرقه تولد این گروه جهادی را زد. با تعدادی کمتر از انگشتان دست اقدامات جهادی را در روستاهای محروم شهرستان کاشان شروع کردند.
-
آغوشِ معلم شهید؛ آخرین پناهگاه همایون | روایتی کودکی که از میناب پرواز کرد
پدر شهید همایون زینلی: نکته دردناک اینجاست که پیکر تکهتکه همایون در آغوش معلم شهیدش پیدا شده بود؛ جوری که انگار خانم نعیمی-که نور به قبرش ببارد- همایون و چند کودک دیگر را زیر دستانش جمع کرده بود.
-
از شکار جاسوس تا جارو کردن کوچه | روایتی متفاوت از زندگی معاون رئیس شورای عالی امنیت کشور
او مرد جادههای بینام و میدانهای سخت بود؛ کسی که بنا بر ادعای دشمنان ایران، نامش در لیستهای بینالمللی با عنوان "تحت تعقیب" قرار داشت. اما در پس این چهره پرصلابت دوران جهاد، علیرضا بیات را باید در قاب سجدهاش مقابل همسایه و گریههایش برای محدودیتهای مالی زائران ایرانی کعبه جست.
-
زندگی و شهادت مجتبی عباسی به روایت مادر
چشمبهراه علمدار
ارادتش به شهدا باعث شده بود مطالعه زندگینامه آنها را در برنامه هفتگی داشته باشد. مجتبی عباسی ۲۴ ساله فقط یک سال از زندگی مشترکش میگذشت که ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ در حمله آمریکا و اسرائیل همراه با همه همکارانش در فلکه چهارم تهرانپارس به شهادت رسید. این گزارش ماحصل گفتوگو با مادر شهید منصوره عصار است.
-
میکائیل؛ روایتی از زندگی ناتمام یک کودک
همهچیز برای سحر قناعتی از دیدن یک تصویر شروع شد؛ تصویری که یکی از کاربران ژاپنی از «میکائیل» منتشر کرده بود و نوشته بود: این عکس بهتنهایی عمق فاجعه را نشان میدهد.
-
چند روایت از زندگی و شهادت مردی که مردم او را «گرهگشا» میشناختند
راز محبوبیت فرمانده
محمد سرلک فقط یک فرمانده نبود؛ مردی بود که اگر کسی گرهی در زندگیاش داشت، شماره او را میگرفت؛ از مشکلات اداری و معیشتی گرفته تا استخدام و درمان. این جمله خیال طرف مقابل را آسوده میکرد: «حاجی گفت پیگیری میکنم.»
-
پدر شهید یوسف شیری از خاطرات پسر ۱۷ سالهاش میگوید
یادگار یک میثاق | راز گردنآویز ذوالفقار
شهید یوسف شیری در حمله دشمن به ایست و بازرسی خیابان ارتش به شهادت رسید. پدرش میگوید از سفر نجف به بعد، همه چیز در زندگی یوسف رنگ دیگری گرفت؛ نام «علی» در رمز گوشی، عکس پسزمینه و حتی پلاکی به شکل شمشیر ذوالفقار که همیشه به گردن داشت، دیده میشد.
-
مادر آنا جهانگرد، دانشآموز جانباز مدرسه میناب، با دلخوری میگوید:
هیچ برجک نگهبانی در مدرسه نبوده | به زخم خانوادههای میناب نمک نپاشید!
مادر آنا جهانگرد، دانشآموز جانباز مدرسه میناب، با اطمینان میگوید: «ما که همیشه به مدرسه رفتوآمد داشتیم، مطمئنیم که هیچ برجکی در داخل حیاط مدرسه نبود. این خبر دروغ است. در باره کسانی هم که این جنایات را توجیه میکنند میگویم بهتر است اول تحقیق کنید و بعد حرف بزنید.»
-
روایت زندگی و شهادت مجتبی عباسی به نقل از مادر
چشم به راه علمدارم هستم
مجتبی عباسی ۲۴ ساله بود و تنها یک سال از زندگی مشترکش را پشت سر میگذاشت. برای اداره این زندگی نوپا در یک شرکت برنامهنویسی در فلکه چهارم تهرانپارس کار میکرد که ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ توسط آمریکا و اسرائیل مورد اصابت قرار گرفت و مجتبی به همراه تمام همکارانش به شهادت رسیدند.
-
کاش من هم شهید میشدم! | روایت دردناک آنا، نوجوانی که زیر آوار مدرسه میناب ماند
این داستان، روایتی از جنایت جنگی میناب، فراموشی جانبازان و دلی شکسته است که هنوز به امید عدالت میتپد. بخشهایی از صحبتهای آنا جهانگرد را که حالا با کابوسهای شبانه و زخمهای جسمی و روحی ناشی از تهاجم وحشیانه آمریکا دستوپنجه نرم میکند میخوانیم.
-
خوشاخلاقی و مردمداری شهید کوچکی مثالزدنی بود
امضای بهیادماندنی محمدحسین
«قرار بود برای افطار خانه باشد. شام ماکارونی پخته بودم، اما نیامد و من بهدنبالش به بیمارستان رفتم...» زهرا رسولخانی، همسر شهید محمدحسین کوچکی، با بیان این جملات، روایت ۳ سال زندگی مشترک عاشقانه را برایمان آغاز میکند.
-
تا اطلاع ثانوی فقط خدمات جهادی | تجربه حرفهای ۲۶ ساله در خدمت آسیبدیدگان جنگ
حرفهاش شیشهبری است و ۲۶ سال است که در این حرفه فعالیت میکند و هیچگاه تجربه کار جهادی نداشت اما در روزهای جنگ تحمیلی سوم وقتی خیلی اتفاقی از اطلاعیه گروهی جهادی برای جذب یک شیشهبر حرفهای باخبر شد، تصمیم گرفت حمایت از هموطنان آسیبدیده را با کار جهادی شروع کند.
-
مادر و برادر شهید خزایی از رؤیاهای خاص عزیزشان میگویند
تحقق رؤیای عرفان | برایم گریه نکنید
دلسوز همه اطرافیان و خانواده، مهماندوست و خوشبرخورد بود. در فروش مصالح ساختمانی با برادرش مقداد فعالیت میکرد. شعر «همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی / چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی» را بیشتر اوقات با خود زمزمه میکرد.
-
مرور زندگی نوجوانی که در ایست و بازرسی بزرگراه ارتش شهید شد
جهاد در ۱۷ سالگی
دم غروب بود و زمان افطار. مادر سفره را پهن کرد و چشم به راه حسین نشست، اما برای حسین جعفری آن غروب، طلوع پریدن و پرواز بود؛ نوجوان ۱۷ ساله قدم در مسیری گذاشت که سالها با دلش پیموده بود؛ مسیر شهادت. نام حسین حالا میان مدافعان و عاشقان ولایت و ایمان جا گرفته و دعای وصالش مستجاب شده.
-
خواهر شهید سمانه گودرزی در برنامه «جان ایران» تلویزیونهمشهری ازتلخترین وداع میگوید
شهادت قبل از تولد | شهیده بارداری که از روی جنینش شناسایی شد
خواهر شهید سمانه گودرزی که بر اثر تهاجم وحشیانه صهیونیستی-آمریکایی به میدان دانشگاه در محله جنتآباد، مظلومانه و به همراه محمدحسن، فرزندی که هنوز به این دنیا پا نگذاشته بود، به شهادت رسید.
-
سبک زندگی شهید «علی میرزایی» در گفتوگو با مادرش
رفیقمان بود | ماجرای پرچمی که روی پیکر علی کشیده شد
علی ۳روز مانده بود به پایان سال ۱۳۷۰در روز ۲۱ رمضان به دنیا آمد و ۳۴سال بعد یعنی ۲۰ اسفند سال ۱۴۰۴،مصادف با ۲۱ماه رمضان، در حمله هوایی به ایست بازرسی انتهای بلوارارتش،شهید شد.
-
شهید محمدمهدی وصالی در سال سوم دبیرستان درس میخواند
شهادت در آزادی
انگار سرنوشت شهید محمدمهدی وصالی، از همان لحظه تولد با شهادت گره خورده بود؛ کسی که از بدو تولد محل پاتوقش موکب حضرتزهرا(س) بود، خردسالیاش در بسیج محل و مجالس روضه اهلبیت(ع) سپری شد و در هیئتهای مختلف برای امامحسین(ع) ذکرخوانی میکرد...
-
جوانان قرارگاهی در جنوبغرب پایتخت بعد از آموزش، جایگزینی شیشههای شکسته در جنگ را برعهده میگیرند
با همه توان در خدمت مردمیم | ابتکار در کار جهادی
با اینکه در دوران آتش بس هستیم،اما سایه جنگ و حملات دشمن در دوران جنگ تحمیلی سوم هنوز بر خانههای تهرانیها سنگینی میکند و بسیاری از منازل شیشهها و پنجرههایشان آسیب دیدهاند.جوانان داوطلب گروه جهادی جنوب غرب تهران با همت خالصانه، پرچم خدمترسانی را برافراشته و مرهمی بر این زخم میگذارند.
-
گفت و گو با خواهر شهید محمد مسعودی که در مجتمع بین راهی ابهر به شهادت رسید
پشت و پناهم رفت | ماجرای شهادت محمد مسعودی در مجتمع بینراهی
محمد مسعودی متولد سال ۶۸ بود که پنجشنبه ۱۴ اسفند ماه ۱۴۰۴ براثر اصابت موشک به مجتمع بین راهی، تهران-ابهر، به شهادت رسید. خدیجه مسعودی، خواهر شهید از برادر کوچکترش برایمان روایت می کند.
-
پرواز خونین فائزه زینالی در حمله موشکی به مجتمع پاسارگاد به روایت مادرش
بمب انرژی و مهربانی بود
فائزه زینالی اهل ورزش و طبیعتگردی بود، صبر و خانوادهدوستیاش او را در نظر همه عزیزتر جلوه میداد، موتورسواری را یاد گرفت و گاهی بچه خواهرش را با موتور میبرد
-
پای صحبتهای خانواده شهید زهره شهریاری که در میناب آسمانی شد
ماجرای عجیب معلم مینابی | آموزگاری که ۳ماه دیگر مادر میشد
زهره شهریاری، معلم کلاس دوم در مدرسهمیناب بود که همراه دانش آموزان پسرش پرکشید. او باردار بوده و ۳ماه دیگر قرار بود صدای گریه نوزادش را بشنود.
-
روایت شهادت احسان جنگروی در حمله موشکی جنگ تحمیلی سوم از زبان برادر
هدیه تولدش شهادت بود
شهید احسان جنگروی در مساجد و پایگاههای بسیج خراسان قد کشید. پس از ازدواج، صاحب یک دختر ۴ ساله بنام کوثر شد، اما فقط ۴ سال توانست طعم شیرین پدر بودن را بچشد. او در ۲۵سالگی دقیقا روز تولدش ۹ اسفند ۱۴۰۴ در محل کارش ستاد کل سپاه با اصابت موشک به شهادت رسید.
-
علی شب عید آسمانی شد | دلداده تاریخ ری و حرم عبدالعظیم بود
قرار بود شب عید اهل فامیل در خانه خالهاش در کاشان دور هم جمع شوند و تدارک شام عید بهعهده علی و همسرش باشد. علی میخواست صبح زود، ۲۹ اسفند از تهران ماهی تازه بخرد و خودش را به خانواده برساند اما نمیدانست شب قبل از آن به شهادت خواهد رسید.
-
نگاهی به سبک زندگی شهیدان «اقدس اعظمی» و «اکبر عربلو» که در حمله هوایی به کلانتری ۱۱۱ منطقه ۱۰ به شهادت رسیدند
جمعه خونین هفتچنار
«صدای جنگندهها را که شنیدم، اضطراب تمام وجودم را گرفت. با پدرم تماس گرفتم، گفتم صدای جنگنده میآید، کجایی؟ گفت من توی حیاطم، میروم نان میگیرم، میآیم… . همین که گوشی را قطع کردم، صدای انفجار شنیدم. دوباره زنگ زدم به پدرم، اما هرچه تلاش کردم، جواب نداد.»
-
گفتوگو با خانواده شهید هنرمند پوریا شهبازی
پوریا تازهداماد بود | خانه آباد شدم، خانهات آباد حسین(ع)
پوریا شهبازی، یکی از آنهاست که دهم فروردینماه در ایست و بازرسی در کرج به شهادت رسید. او متولد سال۱۳۷۹ بود و در زمینه تئاتر، موسیقی و سرود فعالیت میکرد. و که دانشجوی مدیریت فرهنگی بود تنها ۴ماه زندگی مشترک را تجربه کرد و به کاروان شهدا پیوست.
-
از چاپخانه مخفی تا دفاع از سوسنگرد | مروری بر زندگی شهید محمد بنکدار
شهید محمد بنکدار پیش از آنکه در جبهه جنگ تحمیلی حاضر شود و نامش در فهرست شهدا بنشیند، در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی جزو گروهی متشکل از جوانهای انقلابی همراه و همفکر بود که در آن روزها برای آرمانهایشان مبارزه میکردند.
-
همکار شهید علی آریا از اخلاق و منش پزشک دلسوز بیمارستان سینا میگوید
میتوانست برود، اما ماند
برخی انسانها بیسروصدا میآیند، عاشقانه خدمت میکنند و آنگاه که وقت رفتن میرسد، با رفتارهایی مثالزدنی مهر تأیید بر اخلاصشان میزنند. دکتر علی آریا، رزیدنت سال آخر رشته تخصص ارتوپدی دانشگاه تهران در بیمارستان سینا، از همین تبار بود.
-
خانواده آسمانی | شهادت خانوادگی آرزوی پسرم بود
شهیدان «زینب تیموریان»، «حسین مرادی»،«فاطمه مرادی» ۶ ساله و«مجتبی مرادی» یک سال و سه ماهه در دومین روز جنگ تحمیلی سوم بر اثر حمله اسرائیلی- صهیونسیتی در خانه مسکونیشان در محله مجیدیه به شهادت رسیدند.
-
گفتوگو با امید ذاکری، از خانواده شهدای مدرسه شجره طیبه
معلم مینابی با دخترش پرکشید
حنانه و مادرش، الهام کریمی، با هم از مدرسه شجره طیبه میناب پرکشیدند، اما نه در آغوش هم. مادر حنانه، معاون مدرسه، در حالی که کودکان را دلداری میداد و آنان را در گوشهای جمع میکرد، کمی دورتر از پارهتن خود، حنانه آسمانی شد. امید ذاکری، پدر حنانه و همسر این معلم شهید، از این داغ سنگین میگوید.