حسینعلی مکوندی: همیشه می‌شنویم مامان و بابا به ما می‌گویند دروغ چیز خوبی نیست و آدم‌های بد دروغ می‌گویند. من از دوستانم در باره دروغ‌گویی پرسیدم و هر کدام از آنها چیزی گفت.

* اولین کسی که به من دروغ گفت، کاسب محل بود. ‌رفتم ماست بخرم، پرسیدم: آقا این ماست تازه و شیرینه؟

گفت: بله.

گفتم: ترش نیست؟

گفت: نه.

آوردم خانه، مامان گفت: بهت دروغ گفته، هم ترش و هم مانده است.

* اولین دروغ را خودم گفتم. توی اتاق فوتبال بازی می‌کردم، زدم آینه را شکستم. به مامان گفتم من نشکستم، کیوان  شکست!

* من یک دوست دارم که خیلی خالی‌بند است. اگر یک گل زده باشد می‌گوید چهار تا گل زدم. کلاً دروغ‌گویی با خالی بندی فرق دارد.

* از دروغ بدم می‌آید، به خاطر همین در دیکته‌ام دروغ را با قاف نوشتم...

* پدرم دروغ‌گو نیست... بدقول است! از پارسال تا به حال قول داده اگر شاگرد اول بشوم، ‌برایم دوچرخه بخرد که هنوز نخریده و...

* یک روز از پدرم پرسیدم دروغ از کی پیدا شده، گفت: در کتیبه‌های قدیمی که متعلق به دوره داریوش است، نوشته: «خدایا ما را از دروغ و خشکسالی نجات بده!» پس معلوم می‌شود دروغ سابقه زیادی دارد.

حالا نمی‌شود هر کس دروغ گفت واقعاً شاخ در بیاورد یا دم یا مثل پینوکیو دماغش دراز شود...؟!

کد خبر 94374

برچسب‌ها