فرهاد حسن‌زاده: صد بار نه، نه؛ هزار و صد بار، نه؛ بلکه هم صد هزار بار به این نیم‌سوت عرض فرمودیم پسره موش بریده سوت به سوت شده، بکش بالا آن دماغ بی‌خاصیت را تا بکشی بالا آمارها و ارقام‌ها و بیلان‌ها و جولان‌ها و هاهاها را!

گوش نمی‌کند که. راه خودش را می‌رود و عینهو الاغ بی اگزوز می‌ماند که سیستم میستم حالی‌اش نیست و سیستم خودش را فقط فقط می‌شناسد.

صد بار، نه؛ هزار و صد بار، نه؛ بلکه صد هزار بار به این نیم‌شوت عرض فرمودیم، موجود گیس بریدة تن پرورده ناز نازی خواب‌آلود! محض رضای بعضی ها هم که شده، کمی، فقط کمی از آن مغز نازنین کار بکشید و از تمام ظرفیت‌های آن استفاده ببرید. آخر مغز آکبند به چه درد می‌خورد؟ گوش نمی‌کند که نمی‌کند. مثل این آدم‌های ندید بدید که وقتی ماشینی، پنکه‌ای، جارو برقی‌ای می‌خرند، تا مدت‌ها پلاستیک‌شان را باز نمی‌کنند که خراب نشود. باور بفرمایید حتی پلاستیک روی مغزش را باز نکرده که مبادا مغزش هوا بخورد و از آن استفاده شود.

باور بفرمایید ما خجالت می‌کشیم وقتی آمار مطالعه در کشورمان را مطالعه می‌فرماییم. بعضی‌ها می‌گویند دو دقیقه، بعضی‌ها می‌گویند پنج دقیقه، بعضی‌ها هیچی نمی‌گویند. بعضی‌ها سعی می‌کنند با آوردن آمار مطالعة کتاب‌های درسی و کمک درسی و جزوه‌های مدرسه، این آمار را تا ده دقیقه بالا بکشند. بعضی‌ها می‌کوشند برای بالا کشیدن سرانة مطالعه، خواندن تابلوی مغازه‌ها و زیرنویس آگهی‌های تلویزیونی و عددهای تقویم دیواری و مطالعة تاریخ مصرف شیر و ماست و خوراکی‌ها را هم به حساب بیاورند و می‌گویند ایرانی‌ها در روز 26 ساعت و 36  دقیقه مطالعه می‌فرمایند.

تصویرگری : لاله ضیایی

شاعر شیرین سخن در غزلی پست مدرن فرموده:

هر کس به طریقی می‌کند مطالعه
بیگانه جدا، دوست جدا، مطالعه
روزنامه، کتاب، درس یا نامة دوست
قبض آب و گاز و برق و تلفن، مطالعه

از آنجایی که ما چند روز پیش مریض تشریف داشتیم و دکتر پس از مطالعة نتیجة آزمایش و نوار قلب و مغز ما گفت به خاطر بی‌اشتهایی مریض شده‌ایم و برایمان مقدار زیادی آمپول، قرص و شربت تجویز کرد ، نیم‌سوت هم به این نتیجه رسید که...

البته این حرف‌ها از نیم‌سوت بعید نبوده و نیست. ولی از قدیم گفته‌اند عقل هر چیز بهتر از عقل آدمی است. ما فکر می‌کنیم اگر مسئولان و یا مسئولین این پیشنهاد را جدی بگیرند، آمارها به شدت بالا می‌رود. پیشنهاد نیم‌سوت این بود که مسئولین یا مسئولان کتاب‌ها را به صورت قرص و کپسول در بیاورند؛ این‌طوری هم درخت‌های زبان بسته به خاطر چهار تا کتاب قطع نمی‌شوند، هم مستاجرها مشکل خریدن و انبار کردن کتاب و اسباب‌کشی ندارند، هم... خلاصه، خیلی خوب است دیگر.  کتابخانه‌ها هم تغییر کاربری داده و به داروخانه‌ تبدیل می‌شوند.

خوشتان آمد؟ به این می‌گویند حل مشکلات در سه سوت!

کد خبر 79465

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار