دوچرخه: گفت‌وگوی رویا ستوده خبرنگار افتخاری «دوچرخه» با اردشیر رستمی و یادداشت نقادانه سردبیر «دوچرخه» درباره این گفت وگو

خبرنگاری یعنی حضور ذهن و استفاده از فرصت‌هایی که به دست می‌آید. مثل همین کار رویا ستوده، خبرنگار افتخاری دوچرخه.داستانش هم این است که یکی از روزهای نمایشگاه اردشیر رستمی، کاریکاتوریست، مهمان غرفه دوچرخه شد، همان وقتی که خبرنگار افتخاری دوچرخه هم سری به ما زده بود. او از فرصت استفاده کرد و گفت‌وگوی کوتاهی با اردشیر رستمی انجام داد. این گفت‌وگو و نقد گفت‌وگو را بخوانید.

همه شما امسال شاهد نمایش فیلم شهریار، شاعر معاصر ایرانی از تلویزیون بودید که بازیگر نقش جوانی‌های شهریار نظر همگان را به خود جلب کرده بود. به همین دلیل تصمیم گرفتیم با بازیگر این نقش، یعنی آقای اردشیر رستمی مصاحبه‌ای کوتاه داشته باشیم:

1- لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

من اردشیر رستمی هستم، متولد سال 1349.

2 - چی شد که شما را برای فیلم شهریار انتخاب کردند؟

یک اتفاق، یک تصادف بود.

3- تا حالا کار بازیگری انجام داده‌اید؟

خیر.

4- کار اصلی شما چیست؟

کاریکاتوریست هستم.

5- به جز نقاشی، کار دیگری هم انجام می‌دهید؟

من 20 سال است که روزنامه‌نگار هستم و تاکنون در حدود 120 نشریه فعالیت داشته‌ام.

6- الان نیز در نشریه‌ای مشغول فعالیت هستید؟

خیر، فعلاً نقاشی می‌کشم و کتاب می‌نویسم.

7- در چه زمینه‌ای کتاب می‌نویسید؟

کتاب‌هایی که فرهنگ جامعه‌ و خوبی‌ها و بدی‌های آن  را نشان می‌دهد.

8- تاکنون کتابی از شما به چاپ رسیده است؟

بله، کتاب‌های دیگ دودزده، اردشیرنامه، تلنگرو  شهروند خط صفر.

9- آیا شعر هم می‌گویید؟

خیر.

10- آیا تاکنون نمایشگاهی از آثارتان گذاشته‌اید؟

بله، 2 نمایشگاه خیابانی و 10 گالری کاریکاتور.

11-  باز هم کار بازیگری را ادامه می‌دهید؟

من هیچ وقت فکر نمی‌کنم که بعداً چه کار می‌کنم. من در زمان تصمیم می‌گیرم. هرگاه احساس کنم نقاشی بکشم، نقاشی می‌کشم. از قبل به سراغ جهان نمی‌روم. با جهان مرده برخورد نمی‌کنم.

12 - حرف آخر.

از بچه‌های عزیزم می‌خواهم به رویاهایشان ایمان داشته باشند. هرجا که می‌رسیم همان جایی است که از بچگی می‌خواستیم به آن برسیم.

هیچ چیزی بعداً رخ نمی‌دهد، همه چیز در بچگی رخ می‌دهد. این جمله بیشتر برای بزرگ‌ترهاست تا برای بچه‌ها: یک خاطره خوب از بچگی می‌تواند تمام عمر انسان را نجات دهد.

13- یعنی هر چیزی که الان به آن رسیده‌اید همان چیزی است که از بچگی می‌خواستید به آن برسید؟

بله، هر چه که الان به آن رسیده‌ام چیزهایی است که از هفت ، هشت سالگی تا نوجوانی می‌خواستم به آن برسم و هیچ رویایی بعداً به آنها اضافه نشد، زیرا وقتی آدم بزرگ می‌شود رویاهایش خراب می‌شود. ذهن کودک چون پاک است رویاهای خوب وارد آن می‌شود، می‌ماند و چون می‌خواهد که به آنها برسد، می‌رسد.

رویا ستوده، خبرنگار افتخاری، تهران 

هنرمندی که دوستش داریم

اردشیر رستمی را دوست داریم در «شهریار»؛ وقتی زیباترین شعرهای شهریار را طوری می‌خواند که انگار هیچ‌کس نمی‌تواند به جز او سراینده این کلمه‌های آهنگین و پرطنین باشد. با اردشیر همراهیم در طرح‌های زیبایی که در تقویم‌های سالیانه‌اش در کنار شعرهای زیبای شاعران جهان، گندم و خورشید و مهربانی را هدیه تحویل سالمان می‌کند. و خلاصه که اردشیر رستمی را صادق و صمیمی می‌شناسیم در کتاب‌هایش و در برخوردهایش. با او پیشتر گفت‌وگو کرده‌ایم و باز هم به بهانه‌های روز میزبان او در دوچرخه خواهیم بود؛ اما این بار حضور اردشیر رستمی در غرفه دوچرخه در پانزدهمین نمایشگاه مطبوعات و گفت‌وگوی رویا ستوده- یکی از خبرنگاران افتخاری دوچرخه- با او بهانه‌ای است برای حرف‌هایی که می‌خوانید؛ حرف‌هایی که نوعی نگاه نقادانه به کار رویا ستوده در صفحه خبرنگار افتخاری است. خبرنگاران افتخاری با ما همراه شوید!

از برگ‌های تقویم اردشیر رستمی

* لید (شروع مطلب و جمله‌های آغاز قبل از گفت‌وگو) می‌توانست جذاب‌تر از این باشد.

می‌دانید که لید باید خواننده را برای خواندن گفت‌وگو جذب کند. البته لید این گفت‌وگو به یک نکته جذاب اشاره کرده که برای خواننده بسیار ملموس و به او نزدیک است؛ بازی  اردشیر رستمی در نقش شهریار در مجموعه تلویزیونی به کارگردانی کمال تبریزی.

* سؤال یک، بدترین سؤالی است که یک خبرنگار در گفت‌وگو با یک چهره سرشناس می‌تواند بپرسد. این اشتباهی است که خیلی از خبرنگاران تازه کار و حتی بعضی وقت‌ها کهنه کارها مرتکب می‌شوند. ما باید شخصی را که با او گفت‌وگو می‌کنیم خوب بشناسیم.

* سؤال 2، پاسخ کوتاهی دارد که باید با سؤال دیگری پی‌گیری می‌شد. پاسخ رها شده است.

* سؤال 3، نامفهوم است؛ باید دقیق‌تر طراحی می‌شد. ما در سؤال قبل از او در باره بازیگری پرسیده‌ایم، پس جای این سؤال منطقی نیست.

* سؤال 4، نشان می‌دهد که شناخت مصاحبه کننده از مصاحبه شونده کافی نیست. سؤال «کار اصلی شما چیست؟» یعنی اینکه ما چیز زیادی از مصاحبه شونده نمی‌دانیم.

* تا اینجای کار، سؤال‌ها جدا جداست و هنوز شکل مصاحبه دارد. سؤال‌ها هر یک حرف جداگانه‌ای می‌زند و به وحدت نمی‌رسد. این بی‌ارتباطی سؤال‌ها و
رها شدن جواب‌ها باعث می‌شود که «مصاحبه» به «گفت‌وگو» تبدیل نشود. (می‌دانید که «مصاحبه» و «گفت‌وگو» با هم فرق دارند.)

* بین سؤال‌های 5، 6 و 7 ارتباط منطقی وجود دارد.

* سؤال 8، باز هم نشانه شناخت کم مصاحبه کننده از مصاحبه شونده است.

* سؤال 9، به همین شکلی که مطرح شده قابل قبول نیست؛ می‌توانست کامل‌تر شود تا خواننده توجیه منطقی این سؤال را دریابد.

* سؤال 10 ، می‌توانست نباشد؛ ولی حالا که هست باید به جواب مصاحبه شونده توجه می‌شد. او به نمایشگاه خیابانی اشاره کرده که داشتن اطلاعاتی در این باره می‌توانست برای مخاطب نوجوان جذاب باشد.

* سؤال 11 ، می‌توانست شکل کامل‌تری داشته باشد و اطلاعاتی در سؤال به مخاطب بدهد.

* در سؤال 12، «حرف آخر» تکراری است؛ اگر چه جواب آن‌قدر زیبا هست که ما ممنون باشیم از رویا برای پرسیدن سؤالی که جوابش حرف اصلی مصاحبه است.

* پرسیدن سؤال 13 نشانه ارتباط خوبی است که پرسش‌گر با حرف‌های مصاحبه شونده برقرار کرده. نبض مصاحبه در سؤال 12 می‌زند و ادامه این سؤال در سؤال بعدی، گفت‌وگو را جذاب‌تر و پربارتر می‌کند.

* مهم‌ترین ویژگی رویا و گفت‌وگویش، جسارتی است که رویا نشان داده برای گفت‌وگو با اردشیر رستمی. اگرچه رستمی هم با پذیرش پاسخگویی جدی به او، تفاوتش را با بعضی هنرمندان پرادعا روشن کرده.

* دومین ویژگی این گفت‌وگو سؤال‌هایی است که خوشبختانه وارد حوزه‌های خیلی ابتدایی و فضولی‌های مرسوم نشده است.

* تنها چیزی که در گفت‌وگوی رویا ستوده با اردشیر رستمی تغییر کرده، تیتر گفت‌وگو‌ست. تیتر رویا این بود:

«چیزی که الان هستم همان چیزی است که از بچگی می‌خواستم به آن برسم.» تیتر رویا با آنکه از بخش‌های جذاب و مهم پاسخ‌های مصاحبه شونده انتخاب شده، ولی بسیار طولانی است، کلمه‌های تکراری دارد و...

سردبیر همه شکلی

کد خبر 69875

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار