فاطمه ترجمان: خیلی چیزها هست که نمی‌دانیم. خیلی چیزها هست که پیشِ روی ما یا پشت سر ما اتفاق می‌افتد و سایه‌اش در جای دیگری دیده می‌شود.

آن سوی ديوار مرگ

چیز‌های زیادی که انگار پشت دیواری بلند و نامرئی، شاید از جنس زمان، پنهان شده‌اند. دیواری که مجید، پسری از روزگار ما را به رضا در دوران قاجار و واقعیت‌های عجیب زندگی او وصل می‌کند.

مجید پدر هنرمندی دارد. او برای تصویرسازی تابلوی تازه‌اش، صفحات یادداشتی خیلی قدیمی، از دوره‌ی قاجار را به‌دست آورده است. در آن یادداشت‌ها، خاطرات کودکی رضاقلی میرزا ثبت شده؛ روایتی از کودکی او، که از یک قالی‌باف‌خانه در تهران سر در می‌آورد. قالی‌باف‌خانه پیش از این عمارتی بوده متعلق به معتمدالدوله، داروغه‌ی تهران. اما نه عمارتی معمولی؛ عمارتی با دیوارها و حوض عمیقی که در دلشان مجرمان بخت برگشته‌ای برای همیشه دفن شده‌اند. برای همین این قالی‌باف‌خانه بیش‌تر شبیه قبرستانی عمودی است!

پسربچه‌هایی که‌ در آن‌جا کار می‌کنند روزگار خوشی ندارند. زندگی برای آن بچه‌ها آن‌قدر سخت و آزاردهنده است که رضا به‌همراه دوستش شکور، تصمیم می‌گیرند فرار کنند و پیش خانواده‌ها‌یشان برگردند. اما یک شب شکور توی حوض عمارت می‌افتد و می‌میرد و تمام امید رضا برای فرار، ناامید می‌شود.

شاید تا این‌جای کتاب چیز زیادی از ترس و هیجان در داستان دیده نشود و فقط پسر بچه‌های بی‌نوایی را ببینیم که زیرِ دست برادرزاده‌ی بی‌رحم داروغه، دور از خانه و خانواده به قالی‌بافی مشغول‌اند. اما آن سوی دیوار نامرئی تاریخ، مجید دارد داستانشان را می‌خواند و همراه پدر و خواهرش در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله‌های قدیمی تهران به دنبال نشانه‌های روایت رضا به واقعی بودن ماجرا مطمئن می‌شود... داستانی که اگرچه جالب است، ولی تا این‌جا بدون رنگی از ترس و وحشت، در مسیرخودش پیش می‌رود.

اما کم‌کم با مرگ شکور در حوض عمارت حال و هوای داستان تغییر می‌کند و معلوم می‌شود چرا این کتاب در دسته‌بندی رمان وحشت قرار گرفته! آخر شکور فردای شبی که در حوض عمارت غرق می‌شود، با صورتی کبود و چشمانی بی‌تفاوت به جمع بچه‌های قالی‌باف‌خانه باز‌می‌گردد! و دوباره کنار رضا می‌نشیند و به بافتن قالی مشغول می‌شود. رضا تنها کسی است که بدون ترس با شکور معاشرت می‌کند و هنوز از رفتن با او حرف می‌زند. اما این تنها ارتباط رضا با دنیای مردگان نیست. او با کمک شکور پا به دنیای مردگان عمارت نویان‌خان می‌گذارد و با کمک آن‌ها برای فرار مصمم می‌شود...

اگرچه در نهایت و پس از این‌که ماجراهایی سخت و پراسترس از سر می‌گذراند، به کنار خانواده‌اش، جایی کیلومترها دورتر از عمارت نویان‌خان، برمی‌گردد، اما ظاهراً این پایان داستان آن‌ها نیست. دروازه‌ی مردگان هنوز گشوده است و مجید و رضا قلی میرزا هم‌چنان درگیر آن هستند.

باید دید در جلد دوم این کتاب که قرار است تا شروع نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، یعنی همین روزها، به دست مخاطبان برسد، چه روی ‌می‌دهد.

  • دروازه‌ی مردگان

(جلد اول: قبرستان عمودی)

نویسنده: حمیدرضا شاه‌آبادی

ناشر: نشر افق(۰۲۱۶۶۴۱۳۳۶۷) قیمت: ۲۰هزار تومان

کد خبر 438189

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha