شعر طنز > رضا احسان‌پور: رباعی اول: آقای پزشک! حال و احوال شما؟ چاق است دماغتان؟ چه‌طورید آقا؟

دوچرخه شماره ۸۵۸

من چاکر دربست شمایم، لطفاً

آمپول به من نده شما را به خدا

  • رباعی دوم

جا داشت به‌جای این‌همه خون‌سردی

یک‌بار به رسم خوشگل هم‌دردی

تا درک کنی چه می‌کشم از دستت

یک چوب به حلق خود فرو می‌کردی!

  • رباعی سوم

آقای پزشک! مشکل، آخر میز است؟!

یا کاغذ دفترچه‌ی بنده لیز است؟

این‌قدر بهانه‌های بی‌خود نتراش

اقرار بکن که دست‌خطت «چیز» است!

  • رباعی چهارم

گنج است مگر دوای ما دکتر‌جان؟!

یا گم‌ شده نسخه‌های ما دکتر‌جان؟!

اندازه‌ی یک دشت، علف سبز شده

تا خرخره زیر پای ما دکتر‌جان!


تصويرگري: شادي هاشمي

کد خبر 355474

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار