شعر طنز > عبدالرضا صمدی: خیابان دوباره پر از گربه بود پر از گربه‌های بزرگ و خرفت

دوچرخه شماره ۸۴۴

نگاهم همانند عکاس شد

از آن‌ها دوتا عکس جالب گرفت

 

یکی رفته بود زیر یک کامیون

بدون تکان و صدا و میو

یکي داشت آهسته می‌زد قدم

به سمت من از کوچه‌ی روبه‌رو

 

یکی داشت خط ونشان می‌کشید

برای رفیقش در آن صبح زود

در آن لحظه غیر از من و گربه‌ها

کس دیگری در خیابان نبود

 

خلاصه خیابان پر از گربه بود

پر از گربه‌های خوش و بی‌خیال

من از دیدن گربه‌ها می‌شدم

در آن لحظه سرشار شعر و خیال

 

دوچرخه شماره ۸۴۴

تصويرگري: شادي هاشمي

کد خبر 345038

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 3 =