همشهری آنلاین: تار و سه تار را نزد علی بیانی و تنبور را نزد داوود عزیزی فرا گرفته است. در کنار این سازها با دوتار شمال و جنوب خراسان نیز آشنایی کامل دارد و آنها را نزد بیانی و سرور احمدی و مرحوم حاج قربان سلیمانی آموزش دیده است.

sadegh mahdavi

به گزارش روز یکشنبه خبرنگار موسیقی ایرنا، صادق مهدوی تمام سازهایی که می‌نوازد را می‌سازد و در این زمینه از شیوه جواد چایچی اصفهانی بهره برده است. وی اجراهای بسیاری در داخل و خارج از کشور برگزار کرده و از نمونه‌های اخیر آنها می‌توان به کنسرت گروه موسیقی در فرهنگستان هنر و اجرا در اکسپو میلان اشاره کرد.

  • دنیای پیرامون ما عوض شده و البته ما هم عوض شده‌ایم، در حقیقت باید گفت که عالم و آدم تغییر کرده‌اند، این سوال را از آنجایی می‌پرسم که می‌دانم شما در آموزش و اجرا بر همان فرم اصیل پایبند و وفادارید یعنی فرمی که اتصال به پیش از این تغییر عالم و آدم دارد.

- اتفاقا دنیای امروز بازگشتی به سوی عرفان ایرانی داشته و حداقل به ظاهر، بزرگانی مانند عطار و مولانا بیش از پیش مورد توجه دنیای امروز قرار گرفته‌اند . امیدوارم وقت آن فرا رسیده باشد که موسیقی ایرانی که در ارتباط تنگاتنگ با طرز تفکر و عرفان ما است نیز در توجه همگان بیاید .به نظر من فرم اصلی آموزش موسیقی ایرانی همانند اشعار حافظ و مولانا و ... چون به سرشت انسان نزدیک است همواره تا وقتی که انسان هست، چیزی تازه و نو است. همانگونه که اشعار حافظ کهنه نمی شود و هر کسی با مقدار فهم خود با آن ارتباط برقرار می کند، موسیقی قدیم ایران نیز این خصوصیت را دارد. وجد و سروری فطری و طبیعی را می توان در آنها حس نمود که همجنس با ادبیات عمیق و روحانی ایران است. همانطور که فطرت ما دچار کهنگی نمی شود، هر چیزی که بر اساس آن خلق می شود تازه و نو می ماند. حال به عهده ما است که چگونه فرهنگ و عرفان خود را به جهانیان و ملت خود عرضه کنیم اگر امروز شاهد مهجوری این نوع موسیقی در جامعه هستیم بهتر است با دیده باز و روشن به اشکالات خود بنگریم و با آسیب شناسی درست بتوانیم مقدمات همه گیر شدن آن را در جامعه امروز فراهم کنیم .
نکته، چگونگی آوردن توجه نسل امروز بر روی این موسیقی است، نسلی که توجهش سرعت گرفته است ومیل به جذب سریع مطلب دارد و با وجهی از موسیقی ایران بیشتر آشناست که کمتر توانسته است وجد و سرور این نوع موسیقی را به او بنمایاند.البته منظور بنده از وجد هیجان نیست. همینطور امروزه بیش از حد به وجه احساساتی و غمگنانه در موسیقی اصیل پرداخته شده آموزش در دنیای کنونی دگرگون شده آنچنان که در موسیقی نیز این دگرگونی 150سال است که رخ داده است.

  • شما وضع آموزش موسیقی ایرانی را چگونه می‌بینید و اساسا چگونه شیوه‌ای را در آموزش این نوع موسیقی موثر می‌دانید؟

- باز هم تاکید می کنم که شیوه آموزشی قدما به دلیل شناخت والایی که از انسان داشتند شیوه ای بسیار عملی و کارایی است و مزایای زیادی دارد . همانطور که می دانید به این شیوه آموزش سینه به سینه می گویند در این شیوه شاگرد با نگاه کردن به حرکات دست استاد و تکرار آنها بر روی ساز خود ذره ذره و بدون واسطه (علم حضوری در مقابل علم حصولی) با نغمات آشنا و عجین می شود و در ناخودآگاه او این نقوش اصیل شکل می بندند همانگونه که کودک از مادر خود زبان می آموزد. این فرآیند بسیار پیچیده و شگفت انگیز است و زبان شناسان هنوز مشغول بررسی این فرآیند هستند کودک به صورت ناخودآگاه کلمات، قوانین دستوری و جمله سازی را می آموزد و البته بعد ازچندین سال تمرین زبان خود ، خواندن و نوشتن را در مدرسه فرامی گیرد. در قدیم هم آموزش موسیقی همینطور بوده بعد از چندین سال ممارست نزد استاد خط نت موسیقی ایرانی را می آموختند حتما می دانید که قدیمی ترین نگاشته های موسیقی جهان در ایران پیدا شده که مربوط به تمدن ایلام است اما آموزش موسیقی ابتدا از طریق سینه به سینه و سپس با خط نت موسیقی انجام می شده درست همانند یادگیری زبان توسط کودک.
این شیوه تا دوره صفویه ادامه داشته پس از دوره صفویه و یا اواخر آن متاسفانه استفاده از خط نت موسیقی ایرانی کم کم رو به فراموشی گذاشت و در دوره قاجار با فراموشی آن به طور کامل ،خط نت اروپایی وارد ایران شد و جایگزین آن شده که البته خط نت اروپایی دقیقا نمی تواند بیانگر و ثبت کننده موسیقی ایرانی باشد (توجه شما را جلب می کنم به مقاله ای که ژان دورینگ در ابتدای کتاب نت ردیف میرزا عبدلله به روایت نورعلی خان برومند نوشته است) همانگونه که با خط لاتین نوشتن اشعار سعدی تقریبا غیر ممکن است! و اگر غیر ممکن نباشد با اشکالات فراوان همراه خواهد بود . شاید یکی از مهمترین کارهایی که می تواند بصورت پروژه های تحقیقاتی مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد ، احیای خط قدیم موسیقی ایرانی است. اما شیوه های نوین آموزشی و امکانات فراگیری همچون اینترنت و شبکه های اجتماعی اتفاقا فرصت بسیار مناسبی جهت رشد و معرفی موسیقی ایرانی می تواند باشد. استفاده از این امکانات و شیوه های نوین به شرطی که با جوهره ذاتی موسیقی ما در تضاد نباشد فرصت مناسبی در جهت گسترش آن در اختیار ما قرار می دهد. در سالهای اخیر بنده آموزش اینترنتی را نیز آزموده ام و شاگردانی در کشور های مختلف از این طریق آموزش می بینند و پیگیری می کنند. ایده های بسیار متنوعی می تواند مطرح شود که استفاده از آنها می تواند خیلی موثر باشد.

  • شما چه موسیقی را موسیقی خوبی می‌دانید چه معیاری برای خوب بودن یک موسیقی وجود دارد؟ 'لذت' و 'لذت بردن' مخاطب و شنونده چه جایگاهی در خوب بودن یک موسیقی دارد؟

- پاسخ دادن به این سوال بسیار مشکل است با توجه به اینکه ارزش های قدیم در جوامع امروزی زیر سوال رفته اند پیدا کردن جواب برای این سوال در شرایط حاضر بسیار پیچیده است . به طور کلی می توان گفت که به نظر بنده هر کاری که در جهت رشد و تعالی انسان باشد و سوق دهنده به سمت 'انسان بهتری شدن' باشد می تواند معیار خوب بودن قرار گیرد. موسیقی هم از این مضمون مستثنی نیست. صد البته موسیقی که به جسم و جان آسیب برساند یک موسیقی خوب نیست چون طبق تحقیقاتی که انجام شده از طرف سازمانهای جهانی بعضی از انواع موسیقی برای جسم هم حتی مضر است و باعث بیماری هایی نظیر تنگی عروق و افرایش فشار خون و ... می شود . بهتر است به جای پاسخ دادن به این سوال این سوال جایگزین را مطرح کنیم که چرا موسیقی ایرانی موسیقی خوبی است ؟. در جواب باید بگویم موسیقی اصیل ایرانی پلی ارتباطی بین انسان و بزرگان ادب و هنر و عرفان ایران است. بدین طریق این موسیقی همانند مرکبی برای آشنایی بیشتر و شناخت حقیقی این بزرگان و در نتیجه شناخت حقیقی از خود و جهان پیرامون مان می تواند باشد . لذت بردن در این موسیقی یک وجهه معنوی(اسپریچوآل ) است همانند لذتی که در مراقبه (مدیتیشن) و مکاشفه انجام می پذیرد. تمامی هنر موسیقی ایرانی می تواند معطوف این وجه گردد وجهی که امروز خیلی کمتر به آن پرداخته می شود .باز هم توجه شما را جلب می کنم به این نکته که این وجه احساساتی شدن ، غمگین شدن و یا هیجان زده شدن نیست بدین سان اینگونه لذت و سرور معنوی که در مخاطب و شنونده ایجاد می شود می تواند معیار بسیار مهمی برای خوب بودن یک موسیقی باشد.

  • بسیاری اوج موسیقی ایرانی را در بداهه نوازی و تکنوازی می‌دانند، این مسئله با روح اجتماعی هنر در تضاد نیست؟ این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید و اساسا نظرتان درباره بداهه نوازی و ارکستر چیست؟

- بداهه نوازی و تک نوازی همانند ارائه یک نمایشگاه تک نفره نقاشی توسط یک هنرمند نقاش است . فرض کنید که شما به یک نمایشگاه نقاشی فلان استاد دعوت شده اید. انتظار دارید تمام تابلوهایی که در آنجا می بینید اثر همان استاد باشد! اگر ملاک همان ارتباط معنوی مخاطب و ارتقاء وی از یک ساحت معنوی به یک ساحت معنوی بالاتر قرار گیرد در این صورت نه تنها با روح اجتماعی هنر در تضاد نیست بلکه هم سو و هم جهت با آن است. بگذارید مثال دیگری بزنم بزرگانی چون حافظ و مولانا دیوان اشعارشان را همانند بداهه نوازی و تک نوازی خودشان سروده اند آیا این با روح اجتماعی هنر در تضاد است ؟! قطعا اینطور نیست. ارتباطی که دیوان حافظ و یا غزلیات شمس در طی قرون و اعصار با مخاطبان برقرار کرده و این چنین توانسته است دلهای زیادی را بیدار نماید، همان روح اجتماعی هنر است . اما مسئله ارکستراسیون باید بدانیم که موسیقی ایرانی تفاوت های جوهری با موسیقی غربی دارد اجازه بدهید مثال دیگری عرض کنم؛ شما دیوار سفیدی را در نظر بگیرید که بر روی آن تابلوهای مختلفی نصب شده است، فرض کنید که شما از ابتدای این دیوار تا انتهای دیوار را تماشا کنید، و در طول این مشاهده تابلوهای متنوعی می بینید، این تابلو ها جزء دیوار نیستند. یک هنرمند می تواند جای تابلوها را عوض کرده و چینش های متنوعی ایجاد کند. این تابلو ها همانند سازهای مختلف در زمینه کلی ارکستر هستند. این چیزی شبیه ارکستراسیون در موسیقی کلاسیک اروپاست. حال یک قطعه فرش را در نظر بگیرید تمام زیبایی و ظرافت ها و نقوش جزیی از فرش هستند است و شما نمی توانید یک تکه از نقش یک فرش را بکنید و بدون آنکه به اصل آن آسیب نرسد .تزیینات و نقوش، جزیی از ساختار اصلی فرش هستند که توسط یک هنرمند به نمایش در می آید مضاف براین، گروه نوازی در موسیقی ایرانی به شکل متفاوتی در طول تاریخ شکل گرفته است مثلا شادروان حاج قربان سلیمانی و پسرشان می تواند نمونه قابل توجهی در زمان حاضرباشند . این بستگی به نحوه برخورد ما با موسیقی خودمان دارد که آیا بخواهیم ادای ارکسترهای کلاسیک را در بیاوریم و یا با استفاده از جوهره درونی موسیقی ایران گروه نوازی کنیم . شما به یک گروه قوالی بنگرید (می دانید که قوالی به نقل از نصرت فاتح علی خان یکی از قوالان نامی معاصر، گونه ای از موسیقی قدیم ایران است) گروه نوازی در آنجا به شکل ارکستراسیون نیست . در حین اینکه بداهه نوازی و بداهه خوانی در آن موج می زند و جمع هنرمندان به گونه قابل توجهی با هم همراهی می کنند . این شکل از موسیقی تقریبا در همه جای ایران فرهنگی است هنوز رایج است. در خراسان بزرگ در جنوب ایران ، در سیستان و بلوچستان ، آذربایجان و ...

  • با نگاه اصالت محوری که شما دارید جایگاه آهنگسازی را در موسیقی ایرانی چگونه می‌بیبنید؟ آیا آهنگسازی جایگاهی در این نوع نگاه به موسیقی ایرانی دارد؟

- صد البته خلق و خلاقیت در هنر حرف اول را می زند اما نباید به بهانه خلاقیت هر چیزی را نوآوری و خلاقیت بنامیم به قول جناب سعدی: ولی خلاف بزرگان که گفته اند مکن/بکن هرآنچه بشاید نه هرچه بتوانی .......
مثلا بیاییم بگوییم تا به حال غذا را روی میز می خوردیم از امروز بیاییم خود میز را بخوریم البته کار شگفت انگیزی است و جدید هم هست اما نوآوری نیست! و یا اینکه مثلا به جای گوشت در قرمه سبزی ژامبون بوقلمون استفاده کنیم!! نوآوری یعنی اینکه بتوانیم مثلا یک غذای جدیدی با طعم ایرانی تولید کنیم که اگر بهتر از قرمه سبزی نباشد هر کس که آن را بچشد بگوید طعم ایرانی دارد . اسطوره دو تار نوازی معاصر حاج قربان سلیمانی چند مقام ساختند که با گوش دادن آن امکان ندارد بفهمیم که این کار به تازگی ساخته شده است. خود بنده گمان می بردم که این ساخته ها از مقام های خیلی قدیمی هستند در عین حال که نو هستند ولی از نظر محتوا بسیار شبیه مقام های قدیمی دوتار شمال خراسان هستند. اینگونه آهنگ سازی اگر در موسیقی ما رایج شود نه تنها جالب توجه است بلکه باعث حفظ و گسترش فرهنگ موسیقی ما می‌شود.

  • برخی از کارشناسان هنر موسیقی ردیف را محصول ذوق و سلیقه شخصی خانواده فراهانی می دانند و معتقدند که آنچه اکنون به عنوان ردیف موسیقی ایرانی ارائه شده است خیلی کمتر و محدود تر از آن واقعیت اصلی ردیف موسیقی ایرانی است. برای نمونه گوشه های بیشتری را می خوانند یا می نوازند که در ردیف میرزاعبدالله اشاره ای به آنها نشده است. شما در این باره ردیف را چگونه ارزیابی می کنید؟

ردیف میرزا عبدالله یکی از ردیف های باقی مانده از موسیقی قدیم ایران است خود جناب میرزا بعضی از نغمات را به ردیفی که از عموی خود فرا گرفته بودند، اضافه کردند. همانطور که می دانید راویان ردیف در زمان میرزا عبد الله منحصر به ایشان نبوده و استادان دیگری نیز ردیف دان بوده اند و شاید گوشه های دیگری کمتر یا بیشتر از جناب میرزا عبدالله در ردیف می‌خوانده و می‌نواخته‌اند. به هر روی تمامی اینها جزء میراث معنوی موسیقی ایرانی هستند با این حال ردیف میرزا عبدالله می تواند یکی از شاخصه های برجسته موسیقی ایرانی باشد که بسیار غنی و در عین حال موجز و گزیده گوی است. ردیف موسیقی ایرانی یک چهار چوب خشک نیست بلکه راهنمای هنرجو به درون مایه اصلی موسیقی ایرانی است به طور مثال قطعه ماهوری که استاد ابوالحسن خان صبا با سه تار نواخته اند تفاوت های ظاهری زیادی با ردیف ماهور نواخته شده نورعلی خان برومند و یا ردیف آوازی ماهور عبدالله خان دوامی دارد. اما به طور قطع جوهر و درونمایی اصلی این سه یکی است . همانند وصف مثلا صفت خوبی به وسیله سه هنرمند متفاوت اما هم فکر است که از جملات متفاوتی استفاده می کنند اما منظور نظرشان یک چیز است.

  • شما غیر از موسیقی ردیف دستگاهی در موسیقی نواحی به نوازندگی تنبورو دوتار خراسانی شناخته می‌شوید. موسیقی نواحی چگونه می‌تواند با دنیای امروز ما نسبتی بر قرار کند؟ آیا ما به عنوان یک شهروند فارسی زبان امکان فهم موسیقی نواحی مختلف (مثلا تنبور کرمانشاهی) را داریم؟ اگر داریم این فهم چگونه به دست می‌آید؟

- اتفاقا موسیقی نواحی شاید یکی از مهمترین راههای جذب دوباره مخاطبین به موسیقی ایرانی باشد. باید عرض کنم که منظور من از موسیقی ایرانی فقط موسیقی ردیف نیست. انواع موسیقی ایرانی باید مورد توجه قرار گیرد . در قدیم هم برای مقاصد مختلف ، موسیقی مختلفی استفاده می شد. همانند موسیقی عزا داری ،موسیقی بزم، جنگ، قول و غزل و ... موسیقی نواحی مختلف ایران همانند طعم های مختلف از میوه هایی گوناگون درختان باغ پر ثمر فرهنگ و هنر ایرانی است .اتفاقا ارتباط برقرار کردن با موسیقی نواحی شاید برای ما خیلی راحت تر از ارتباط برقرار کردن با موسیقی ردیف باشد . تجربه بنده در این زمینه چنین بوده است که هنرجویان هم خیلی راحت با سازهای موسیقی نواحی ارتباط برقرار می کنند و مشکل خاصی در فهم آن به وجود نمی آید ندارند. حال هرچه بیشتر به موسیقی های مناطق مختلف گوش فراداده شود ارتباط عمیق تری هم با آن حاصل می گردد .

  • اساسا موسیقی نواحی چگونه می‌تواند بیرون از اقلیم خودش حیات داشته باشد؟

- اگر منظورتان خارج از ایران فرهنگی است، مثلا آمریکا یا چین ! که خیلی مشکل است .اما در محدوده ایران فرهنگی به نظر بنده بسیار راحت است چون بن مایه های فرهنگی مشترک باعث ادامه حیات این نوع موسیقی می تواند باشد . مضاف بر این استادان بسیار زیادی در قدیم موسیقی ایرانی را به اقصی نقاط جهان گسترش دادند. برای مثال زریاب که شاگرد ابراهیم و اسحاق موصلی و ابو منصور زلزل از بزرگان موسیقی ایرانی در دوران عباسی بوده است ، موسیقی ایرانی را در شمال آفریقا گسترش داده و از آنجا به اندلس در اسپانیا رفته و پایه گذار مکتب اندلسی بوده است.جالب است بدانید که مقام های موسیقی شمال آفریقا که امروز به آن عربی می گویند اکثرا اسامی فارسی دارند مثل سجا (سه گاه) بیات ،کرد(kord) ، ماهوری ، نهاوند ، رست (راست) و ... اگر قبلا این اتفاق افتاده اکنون نیز گسترش و معرفی این موسیقی با این قابلیت های جالب توجه به کشورها و فرهنگ های دیگر دور از ذهن نیست.

  • آیا ارتباطی میان موسیقی نواحی و موسیقی ردیف دستگاهی وجود دارد؟ اگر دارد، این ارتباط چگونه ارتباطی است؟

- راستش را بخواهید به نظر من موسیقی نواحی و موسیقی ردیف یکی هستند. ملودی ها و نغماتی که در موسیقی نواحی مناطق مختلف ایران می شنویم به صورت موجز در ردیف گردآوری شده اند. جالب است که هنوز اسامی خیلی از گوشه ها در ردیف نامهای مناطق مختلف و یا اقوام مختلف ایرانی همانند گوشه های گیلکی ، زابل ، نهاوند ، کردی بیات ، توسی و ... هستند.یا مثلا گوشه حاجیانی در بوشهر با نی انبان نواخته می شود اینجا با تار و سنتور تفاوت ماهوی وجود ندارد .

  • ما در نقاشی ایرانی مکاتب مختلف داریم مثلا مکتب هرات یا مکتب تبریز و یا اصفهان. در موسیقی ایرانی نیز شنیده می‌شود که از برخی مکاتب نام می برند. آیا شما قائل به این مکاتب هستید و اگر هستید چگونه این مکاتب در موسیقی (که به هر حال هنری به شدت انتزاعی است)از هم تمیز داده می‌شوند؟ چه ویژگی هایی آنها را از هم متمایز می‌کند؟

- بله این مکاتب در موسیقی ایرانی نیز وجود دارد. تشخیص آن در بعضی مواقع بسیار ساده و در بعضی مواقع بسیار پیچیده است . در بعضی جاها که نغمات نشان می‌دهند که عطر و بوی منطقه خاصی را دارند تشخیص آن بسیار ساده است مثلا اگر کسی ردیف موسیقی آذربایجان را بخواند یا بنوازد به راحتی می توانیم تشخیص بدهیم که این مکتب موسیقی آذری است . همینطور یک هنرمند خراسانی و یا بختیاری و ... اما اگر بخواهیم مثلا آواز استاد طاهر زاده را تشخیص دهیم که مکتب اصفهان یا تهران است تشخیص آن نیازمند بحث فنی است . که مثلا تحریر را بدین نحو بعد از بیت آورده و یا اینکه در خود کلمات بیت، از تحریر استفاده می کند؟ بدین سان ویژگی های مختلف یک مکتب را می توان مورد بررسی قرار داد که البته هنوز بسیار جای تحقیق و کار دارد و متاسفانه خیلی که چه عرض کنم می توان گفت به حدی در این زمینه کم تفحص و تحقیق شده که می‌توان گفت در مقابل آنچه وجود دارد، اصلا هیچ کاری صورت نگرفته است.

  • از: علیرضا مرادی
کد خبر 325139

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =