پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۲
۰ نفر

گاهی هرچه بیشتر برای رسیدن به چیزی تلاش می‌کنیم، بیشتر به نبودنش فکر می‌کنیم؛ انگار ذهن به‌جای خواسته، مدام کمبود را تکرار می‌کند. اما یک بازی ذهنی ساده و فقط دو دقیقه‌ای ماجرا را عوض می کند.

ابراهام هیکس

همشهری آنلاین - مریم شیرافکن : به جای اینکه مدام بگویید «من این را می‌خواهم»، فقط یک سؤال ساده از خودتان بپرسید.

گاهی عجیب‌ترین بخش رسیدن به چیزی که می‌خواهیم این است که هرچه بیشتر به آن فکر می‌کنیم، بیشتر احساس می‌کنیم از آن فاصله داریم.

می‌گوییم:

«پول بیشتری می‌خواهم.»

«یک رابطه خوب می‌خواهم.»

«می‌خواهم شغل بهتری داشته باشم.»

«می‌خواهم سالم‌تر و پرانرژی‌تر باشم.»

اما پشت جمله «می‌خواهم» ممکن است یک پیام پنهان وجود داشته باشد: «هنوز ندارمش.»

آبراهام هیکس (نویسنده) برای عبور از این احساس، یک بازی ذهنی بسیار ساده پیشنهاد می‌کند که نام آن «Wouldn’t It Be Nice If…?» است؛ یعنی:

«چه خوب می‌شد اگر…؟»

ایده اصلی این است که به جای تلاش برای متقاعد کردن خودمان که چیزی همین حالا اتفاق افتاده، فقط اجازه بدهیم احتمال آن را تصور کنیم. این تکنیک در کتاب Ask and It Is Given نیز مطرح شده است.

بازی دقیقاً چطور انجام می‌شود؟

فقط دو دقیقه برای خودتان وقت بگذارید.

یک موضوع را انتخاب کنید؛ مثلاً پول، عشق، کار، سلامتی یا آرامش.

حالا به جای اینکه بگویید:

«من یک رابطه فوق‌العاده می‌خواهم.»

بگویید:

«چه خوب می‌شد اگر وارد رابطه‌ای می‌شدم که در آن احساس امنیت و آرامش می‌کردم.»

بعد جمله بعدی را بسازید:

«چه خوب می‌شد اگر کسی وارد زندگی‌ام می‌شد که واقعاً من را می‌فهمید.»

«چه خوب می‌شد اگر کنار کسی بودم که می‌توانستم کاملاً خودم باشم.»

«چه خوب می‌شد اگر رابطه‌ای داشتم که در آن عشق و احترام دوطرفه بود.»

لازم نیست خودتان را مجبور کنید باور کنید که این اتفاق همین حالا افتاده است.

فقط اجازه بدهید تصورش کنید.

بازی دو دقیقه‌ای برای رسیدن به خواسته‌ها!

چرا این روش برای بعضی افراد راحت‌تر است؟

گفتن جمله‌هایی مثل «من ثروتمندم» یا «من کاملاً خوشحالم» گاهی برای ذهنی که دقیقاً خلاف آن را تجربه می‌کند، مصنوعی به نظر می‌رسد.

اما «چه خوب می‌شد اگر...» ادعای قطعی نیست.

شما نمی‌گویید:

«این اتفاق افتاده.»

فقط می‌گویید:

«چه خوب می‌شد اگر اتفاق می‌افتاد.»

همین تفاوت کوچک می‌تواند مقاومت ذهنی را کمتر کند و به شما اجازه دهد بدون جنگیدن با افکارتان، به سمت تصویری مطلوب‌تر حرکت کنید. در آموزه‌های آبراهام هیکس، هدف این بازی همین تغییر جهت توجه از «نبودن خواسته» به «تصور داشتن آن» است.

یک مثال برای پول

اگر نگرانی مالی ذهن شما را درگیر کرده، به جای اینکه مدام بگویید:

«چرا پول ندارم؟»

یا:

«کاش درآمدم بیشتر بود.»

دو دقیقه بازی را امتحان کنید:

«چه خوب می‌شد اگر پیدا کردن فرصت‌های جدید برای درآمدزایی برایم آسان‌تر می‌شد.»

«چه خوب می‌شد اگر یک پروژه خوب سر راهم قرار می‌گرفت.»

«چه خوب می‌شد اگر بابت کاری که دوست دارم، درآمد بیشتری دریافت می‌کردم.»

«چه خوب می‌شد اگر احساس امنیت مالی بیشتری داشتم.»

«چه خوب می‌شد اگر این ماه یک خبر مالی خوب می‌شنیدم.»

نکته مهم این است که بعد از آن، قرار نیست ساعت‌ها بنشینید و بررسی کنید «پس چرا هنوز اتفاق نیفتاده؟»

برای عشق هم می‌توانید بازی کنید

مثلاً:

«چه خوب می‌شد اگر کسی وارد زندگی‌ام می‌شد که برای بودن با من هیجان‌زده بود.»

«چه خوب می‌شد اگر رابطه‌ای داشتم که در آن مجبور نبودم مدام نگران از دست دادن طرف مقابلم باشم.»

«چه خوب می‌شد اگر عشق برای من ساده‌تر و آرام‌تر می‌شد.»

«چه خوب می‌شد اگر کسی را پیدا می‌کردم که ارزش‌هایش با من هماهنگ بود.»

اینجا اتفاق مهمی رخ می‌دهد: به جای اینکه تمام توجهتان را روی نبودن رابطه بگذارید، چند دقیقه درباره نوع رابطه‌ای که می‌خواهید تجربه کنید فکر می‌کنید.

دو دقیقه کافی است؟

آبراهام هیکس این تمرین را به شکل یک بازی ساده و نرم مطرح می‌کند و تأکیدش بر این است که فرد بدون فشار و اجبار، چندین جمله درباره چیزی که دوست دارد بسازد.

البته از نظر علمی، شواهدی وجود ندارد که نشان دهد صرفاً با فکر کردن یا «فرستادن ارتعاش» می‌توان رویدادهای بیرونی را مستقیماً جذب کرد.

اما می‌توان از این تمرین به شکل دیگری استفاده کرد:

به‌عنوان تمرینی برای جهت دادن به توجه، ایجاد احساس امید و پیدا کردن نگاه‌های متفاوت به یک مسئله.

وقتی ذهن دائماً روی «نداشتن» متمرکز باشد، پیدا کردن فرصت‌ها و راه‌حل‌های جدید دشوارتر می‌شود. یک تمرین کوتاه که ذهن را از «چرا ندارم؟» به «چه چیزی می‌خواهم؟» منتقل کند، می‌تواند نقطه شروع خوبی برای تغییر رفتار و تصمیم‌های بعدی باشد.

قانون مهم: دنبال «چطور» نگردید

یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های بازی همین است.

اگر گفتید:

«چه خوب می‌شد اگر درآمدم بیشتر می‌شد.»

لازم نیست بلافاصله بپرسید:

«اما چطور؟»

«از کجا؟»

«چه زمانی؟»

«اگر نشد چه؟»

برای همان دو دقیقه، فقط اجازه دهید ذهنتان گزینه‌های مطلوب را تصور کند.

بعد از پایان تمرین، زندگی واقعی همچنان سر جای خودش است: برنامه‌ریزی، کار، گفت‌وگو، یادگیری و اقدام.

تصور کردن جای اقدام را نمی‌گیرد؛ اما می‌تواند نوع نگاه شما قبل از اقدام را تغییر دهد.

حالا نوبت شماست

امشب فقط دو دقیقه وقت بگذارید.

یک موضوع را انتخاب کنید.

سپس بدون اینکه خودتان را مجبور به باور چیزی کنید، جمله را با این عبارت شروع کنید:

«چه خوب می‌شد اگر...»

و اجازه دهید جمله بعدی خودش بیاید.

چه خوب می‌شد اگر...

چه خوب می‌شد اگر...

چه خوب می‌شد اگر...

گاهی لازم نیست برای تغییر یک فکر، با آن بجنگیم. گاهی کافی است یک فکر کمی بهتر را امتحان کنیم.

منبع : https://medium.com/

کد خبر 1066747

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار مهارت‌های زندگی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha