عزیز شاه‌محمدی: نتایج انتخابات آمریکا هر معنایی داشته باشد، بی‌شک به معنی فقدان اجماع در جامعه آمریکا نیز هست.

امروز میان دولت و ملت آمریکا و میان نخبگان آمریکا (سیاستمداران کنگره، اعضای دولت، دانشگاهیان و نظامیان) اتفاق نظر وجود ندارد. گروه نومحافظه‌کار که در سال 2000 با رأی دادگاه، جرج‌بوش را به کاخ سفید فرستادند، چند ویژگی مشترک دارند، اولاً الگوی ریاست جمهوری آنان رونالد ریگان است، ثانیاً جملگی در کابینه ریگان و بوش پدر سمت داشتند و در دوره جرج‌بوش پدر ارتقا یافتند و ثالثاً اغلب از چهره‌های ضدکمونیست و متخصص در امور شوروی بودند. این گروه معتقدند که کار نیمه‌تمام ریگان را باید تمام کنند. نومحافظه‌کاران معتقدند کار ریگان در فروپاشی شوروی و تأسیس امپراطوری آمریکا فقط طی نیمی از راه بوده است و باید برای اتمام کار، یک رقیب اقتصادی
(اروپای واحد) و یک رقیب فرهنگی (اسلام) را نیز از میدان بدر کرد.
حادثه یازده سپتامبر سه ماه قبل از به‌جریان‌افتادن پول واحد اروپایی اتفاق افتاد و نومحافظه‌کاران در صدد برآمدند با اشغال خاورمیانه از این فرصت برای یکسره ‌کردن کار رقبای اقتصادی و فرهنگی خود استفاده کنند. ابتدا به بهانه مقابله با طالبان به افغانستان حمله کردند و پس از آن،  به بهانه برچیدن سلاح‌های کشتار جمعی عراق را به اشغال درآوردند. برای توجیه کار اسم عملیات خود را «جنگ با تروریسم» گذاشتند و «ایجاد خاورمیانه بزرگ» نیز به عنوان هدف تعیین شد. گروه نومحافظه‌کاران در حالی ایجاد خاورمیانه بزرگ را نوید دادند که اگر همه‌شان جمع می‌شدند، قادر نبودند یک جمله صحیح به عربی سخن بگویند.
این طرح را چهار نفر پشتیبانی می‌کردند:
-1  دیک‌چنی، معاون فعلی رئیس جمهور آمریکا که وزیر دفاع دوره بوش پدر بود، وی هدایت عملیات نظامی- اطلاعاتی و کلیه امور اجرایی طرح را بر عهده داشت.
2  - دریادار برنت اسکو کرافت مشاور امنیت ملی جرج‌بوش پدر، که خانم رایس مشاور امنیت ملی در دوره اول ریاست جمهوری بوش پسر و وزیر امور خارجه فعلی آمریکا، دانشجوی اسکو کرافت بوده است.
3 - جرج شولتز وزیر امور خارجه دولت ریگان و استاد اقتصاد دانشگاه کلمبیا. در اوج جنگ لبنان،  تونی‌بلر نخست‌وزیر انگلیس در خانه شخصی شولتز با وی مذاکره کرد.
4 - برنارد لوئیس، یهودی، انگلیسی- آمریکایی متخصص در امور خاورمیانه و اسلام.
 در شش سال اخیر،  چهره‌های مشهور اما اجرایی نومحافظه‌کاران، به تدریج از صحنه خارج شده‌اند که استعفای دونالد رامسفلد از مهمترین آنان است، بعد از رامسفلد،  لوئیس لیبی، رئیس دفتر دیک‌چنی که عملاً وزیر امنیت ملی آمریکا بود براثر رسوایی فاش‌کردن نام مأمور سیا و انواع خلاف‌های دیگر اعلام نشده، تحت محاکمه است. افرادی مثل ریچارد پرل معاون امور استراتژیک پنتاگون و پل ولفوویتز معاون دیگر وزارت دفاع آمریکا، پیش از این سمت‌های خود را از دست داده‌اند. احتمالاً جان بولتن نماینده آمریکا در سازمان ملل و استفان هدلی مشاور امنیت ملی آمریکا که زمانی معاون رایس بود نیز در این جهت جا به جا خواهند شد.
 نومحافظه‌کاری در آمریکا یک طرح اجرایی و عملیاتی است نه یک ایده‌ جدی سیاسی.  از این رو،  نتایج انتخابات آمریکا بیش از هر چیزی شکست این طرح را فریاد می‌زند.
کد خبر 7953

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار