نیلوفر نیک‌بنیاد: امکان ندارد نوجوانی کتاب‌خوان باشید و حداقل یکی از کتاب‌های «حمیدرضا شاه‌آبادی» را نخوانده باشید؛«لالایی برای دختر مرده»، «وقتی مژی گم شد»، «هیچ‌کس جرئتش را ندارد»، «اعترافات غلامان» و سه‌گانه‌ی «دروازه‌ی مردگان»، بعضی از کتاب‌های او برای نوجوانان‌اند که همگی تا حالا جوایز زیادی کسب کرده‌اند.

تمام زندگی تکرار نوجوانی اسـت

اما چیزی که باعث شد در این گفت‌وگو به‌سراغ شاه‌آبادی برویم، موضوع دیگری بود. به‌تازگی حمیدرضا شاه‌آبادی از طرف انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و هم‌چنین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به‌عنوان نامزد جایزه‌ی جهانی آسترید لیندگرن در سال ۲۰۲۱ میلادی معرفی شده و همین رویداد، مناسبتی شد برای گفت‌وگوی دوچرخه با این نویسنده و پژوهشگر تاریخی‌ و ادبی.

  • نخستین‌بار است که شما نامزد این جایزه می‌شوید. وقتی خبر را شنیدید چه حسی داشتید؟

خوشحالی! بعد از خوشحالی به این فکر کردم که این اتفاق شروع یک راه سخت است. حالا باید بتوانم به‌خوبی جلو بروم و نتیجه‌ی قابل قبولی بگیرم.

  • شاید موقعیت فعلی شما آرزوی خیلی‌ها باشد. آرزوی خودتان چیست؟

آرزویم این است که برنده بشوم، اما جدای از شوخی مسئله این است که همه‌ی ما وقتی مسیری را طی می‌کنیم و جلو می‌آییم، دوست داریم وقتی برمی‌گردیم و پشت سرمان را نگاه می‌کنیم حس کنیم که راه را اشتباه نیامده‌ایم. این احساس که مسیرم را درست طی کرده‌ام و باعث شده‌ام عده‌ای مرا شایسته‌ی این عنوان بدانند، حس خوشایندی است و باعث می‌شود برای ادامه‌ی راه امیدوارتر باشم و با اطمینان بیش‌تری فعالیت کنم.

  • به نظر شما چرا ایران تاکنون برنده‌ای در این جایزه نداشته است؟

من مطمئنم که آثار ادبیات کودک و نوجوان ایران در حدی هستند که حداقل یک‌بار برنده‌ی چنین جوایزی بشوند، اما بزرگ‌ترین دلیل برنده‌نشدنمان این است که نتوانسته‌ایم به‌خوبی آثار و نویسندگانمان را به خارج از کشور معرفی کنیم. نداشتن کپی‌رایت، دوربودن از چرخه‌ی جهانی صنعت نشر و وجود بعضی از محدودیت‌های فرهنگی، برخی از دلایل ناموفق‌بودن در زمینه‌ی این معرفی است. فکر می‌کنم چنین جوایزی امکان خیلی خوبی فراهم می‌کنند تا دست به دست هم بدهیم و چهره‌ی خوبی از نویسندگان و ادبیات کشورمان به دیگران نشان بدهیم.

  • برای نوجوان‌هایی که دوست دارند روزی به جایگاه شما برسند، چه پیشنهادی دارید؟

به‌نظرم تمام زندگی تکرار نوجوانی ماست. یعنی هرتصویری که در نوجوانی‌مان درباره‌ی زندگی‌ پیدا می‌کنیم تا آخر عمر تکرار می‌شود، البته با تغییراتی. نوجوان‌ها اگر آرزو یا هدفی دارند، باید در دوره‌ی نوجوانی آن را در خود تثبیت کنند و باورش داشته باشند. این باور باعث می‌شود صبح با همان تصویر بیدار شوند و شب با همان تصویر به خواب بروند. به‌عنوان مثال اگر می‌خواهند یک نویسنده‌ی موفق بشوند، مثل یک نویسنده‌ی موفق بخوابند و بیدار شوند و با همان نگاه دنیا را ببینند. و البته فراموش نکنند که مهم‌ترین نکته در این راه تلاش است.

  • رشته‌ی تحصیلی شما تاریخ بوده. فکر می‌کنید خواندن ادبیات برای کسانی که می‌خواهند نویسنده شوند، ضروری است؟

ادبیات یک ظرف است. گاهی باید در داخل این ظرف چیزی بریزیم که برخواسته از تجربیات غیرادبی ما باشد. برخی از کسانی که اهل نوشتن‌اند می‌گویند ما خیلی داستان می‌خوانیم. این کار خوب است اما باید آثار غیرداستانی هم بخوانیم. باید در زمینه‌های مختلف مطالعه داشته باشیم تا خودمان، آدم‌های دیگر و دنیای اطرافمان را بهتر بشناسیم. در این صورت چیزی برای ریختن در ظرف ادبیات داریم.

  • با توجه به وضعیت پیش آمده و خانه‌نشینی اجباری، چه پیشنهادی برای نوجوان‌ها دارید؟

کسی با سن و سال من باید از انزوای خواسته یا ناخواسته‌ای که پیش آمده برای عمیق‌شدن در خودش استفاده کند، در اطرافیانش و در جهان پیرامونش. در حال حاضر فرصت خوبی پیش آمده برای دیدن، تمرکزکردن و فکرکردن. همین اتفاق در مورد نوجوانان هم صدق می‌کند. خوب است که از این فرصت برای آرامش بیش‌تر، فکرکردن، نگاه‌کردن و عمیق‌شدن استفاده کنند.

کد خبر 511206

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 15 =