فریبا خانی: این روزها در موزه‌ی گرافیک نمایشگاهی از پوسترهای تئاتر خارجی و ایرانی با عنوان «خاطرات کاغذی» برپاست؛ نمایشگاهی که تا یک‌شنبه ۳۰ تیر دایر خواهد بود.

خاطرات كاغذي در موزه‌‌ی گرافيك

 این پوسترها، به تئاترهای دهه‌های ۴۰ و ۵۰ (۱۶۶۰و ۱۹۷۰ میلادی) تعلق دارند و با تکنیک‌ها و شگردهای متفاوتی خلق شده‌اند. بعضی از این پوسترها ساده‌اند و بعضی هم پیچیدگی‌های جالبی دارند. پوستر نمایش ایوانف، از کشور سوئیس طرح شلوغی دارد  که از فاصله‌ی دورتر نمای سر مردی است، اما اگر به آن نزدیک شوی آن چهره مخدوش می‌شود. این کار،   اثر بروز کوپریوا کوودلکا است. پوستر نمایش‌های دیگری از جمله کارخانه‌ی مطلق‌سازی و چرخ و فلک (از آربی آوانسیان) را هم در این نمایشگاه می‌توان دید که در قاب‌های ساده‌ی زیبا درموزه‌ی گرافیک به روی دیوار نشسته‌اند.

فریبا سلیمانی، مدیر موزه‌ی گرافیک درباره‌ی این آثار می‌گوید: «در این نمایشگاه، ۳۷ پوستر خارجی به نمایش درآمده که بیش‌تر آن‌ها متعلق به پرویز پورحسینی هنرمند کشورمان هستند. این پوسترها را طراحان به نام روزگار خود طراحی کرده‌اند و پرویز پورحسینی هم طی سال‌ها و سفرهایی که به خارج از ایران داشته این پوسترها را جمع‌آوری کرده است. شماری از کارها را رضا بابک و عباس سارنج در اختیار موزه گذاشته‌اند و تعدادی از آثار هم به گنجینه‌ی موزه‌ی گرافیک تعلق دارند. بیش‌تر پوسترهای خارجی این نمایشگاه به تئاترهای کشور لهستان و اروپای شرقی اختصاص دارند.»

او درباره‌ی مهم‌ترین ویژگی پوسترهای تئاتر می‌گوید: «پرویز پورحسینی تعبیر جالبی دارد که وقتی تئاتر اجرا می‌شود، زمان اجرا کاملاً تمام می‌شود و تنها یادگاری که از تئاتر باقی می‌ماند همین پوسترها هستند. کسی که پوستر را طراحی می‌کند برداشتش را از نمایش به تصویر می‌کشد. در گذشته از عکس بازیگران استفاده نمی‌شد و تنها برداشت هنرمندان از نمایش‌نامه   و متن در پوستر نمود پیدا می‌کرد.»

به گفته‌ی سلیمانی «در این نمایشگاه پوستر دو نمونه از نمایش هملت را داریم؛ یکی ایرانی و دیگری خارجی، و جالب است که محتوای این دو پوستر خیلی به‌هم شبیه‌اند.»

مدیر موزه‌ی گرافیک می‌گوید: «بعد از این نمایشگاه، هرمز هدایت هم بروشورها و پوسترهای تئاتری را که طی سال‌ها جمع‌آوری کرده‌ است، به موزه‌ی گرافیک اهدا کرد.»

پوسترها پنجره‌هایی باز می‌کنند تا ما را به صحنه‌ی تئاتر ببرند. جایی که شخصیت‌های نمایش با هم می‌جنگند، زندگی می‌کنند و داستانی را بیان می‌کنند. پرده‌های نمایش بسته و نمایش‌ها تمام می‌شوند. تماشاچیان سالن‌های نمایش را خالی می‌کنند و فقط پوسترهای نمایش که بر دیوارهای سالن نمایش قرار گرفته‌اند، باقی می‌مانند؛ یادگاری از زندگی روی صحنه؛ یادگاری از آدم‌هایی که در نقش‌های خود فرو رفته و شاید غرق شده باشند. تصویر کف زدن‌ها و گریه‌ها و شادی‌ها و غم‌هاست.  

اگر به گرافیک و طراحی پوستر علاقه دارید، حتماً از این نمایشگاه دیدن کنید. البته ساعت کار موزه‌ی گرافیک در تابستان متفاوت است و موزه از ساعت ۱۲ تا ۲۰ دایر است.

آدرس موزه‌ی گرافیک: بزرگ‌راه بابایی، خیابان استخر، خیابان استقلال، خیابان توحید، بخش شمالی پارک پلیس

ولادیسلاوا. لالیسکی،   کوزا(گیسو/مو)   صربستان
بروم کوودلکا، ایوانف اثر چخوف، از سوئیس
و. مارکه ویچ، سومین گردهمایی مناظره ی شعر
فریدون آو(۱۳۲۴) جان نثار، ۱۳۵۳، ایران

ناشناس، داستان واسیلیسا، آلمان
کد خبر 444453

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =