صبح است و دلم هوای قدم‌زدن و نرمش صبحگاهی در هوای لطیف و پرانرژی طبیعت کرده است. برای همین با پدرم همراه می‌شوم و با هم به پارک می‌رویم.

این‌جا چه خبر است؟

قبل از اینکه به پارک برسیم، در ذهنم خودم را در هوای پرنشاط، میان انبوهی از درختان سرسبز و گل و بلبل تصور میکنم، اما وقتی به بوستان میرسیم... وای! اینجا چه خبر است؟ همهجا پر از آتوآشغال است؛ از پوستتخمه تا پاکت خوراکیها و کیسههای پلاستیکی که مثل پرنده در هوا معلقاند.

هوای دلم پکر میشود. به فکر فرو میروم که چرا بعضی از ما اینقدر بیفرهنگ و بیملاحظه شدهایم؟

همهی ما هنردوست هستیم و هیچ هنردوستی نباید به طبیعت بیاحترامی کند. وظیفهی همهی ماست که به محیطزیست و طبیعت محلیمان احترام بگذاریم و اگر زبالهای را از روی زمین و دست و پای درختان برنمیداریم، آشغالی روی زمین نیندازیم. اگر برای خودمان ارزش قائل نیستیم، به حق دیگران تجاوز نکنیم.

خودمان را به خواب نزنیم و مراقب باشیم با هرکس و هرچیزی که شوخی میکنیم، با آسیبزدن به طبیعت خداحافظی کنیم.

 نوید صنعتی، ۱۵ساله

خبرنگار افتخاری نشریه‌ی دوچرخه از ملارد

عکس: پریسا شادکام، ۱۶ساله از نجفآباد

کد خبر 430885

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =