دوشنبه ۳ دی ۱۳۹۷ - ۲۲:۳۷
۰ نفر

طنز > علی مولوی: لابد توی دلتان می‌فرمایید مکافات هم مکافات‌های قدیم! «یلدا» که دیگر مکافات نمی‌شود. این «مکافات‌نامه» هم دیگر شورش را درآورده. یلدا جشن است و سرور و شبی است که دور هم در آن می‌خوریم و می‌آشامیم و فال می‌گیریم و کیفش را می‌بریم.

یلدا و مکافات

اما به‌قول استاد بنایی، در همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد! یعنی شاید یلدا برای شما گل‌گفتن و گل‌شنیدن و گل‌خوردن (البته نه از نوع فوتبالی‌اش) باشد، اما برای ما، یعنی برای خانواده‌ی ما، کاملاً مکافات است.

آخر هرسال مامانمان با بابایمان سر این‌که خانواده‌ی مامانمان در شب یلدا بیایند خانه‌ی ما یا خانواده‌ی بابایمان، بحثشان می‌شود. سر و صدایشان یک مکافات است و دیالوگ‌هایشان مکافاتی دیگر. آخر تمام تلاششان را می‌کنند که از کلمه‌های لطیف و زیبا استفاده کنند که مثلاً ما بچه‌ها متوجه نشویم دارند دعوا می‌کنند.

مثلاً بابا می‌گوید: «همسر عزیزتر از جانم... مگه یادت رفته پارسال مامان‌اینای شما که الهههی قربونشششون برم اومدن خونه‌مون!؟ خب نوبتی هم که باشه، نوبت مامان و ‌بابای منه دیگگگه!»

آن‌وقت مامان می‌گوید: «این چه حرفیه همسر عزیزم؟ مگه آسیابه؟ خودت که می‌دونی من خودم رو دختر مامان و بابای شما می‌دونم. یه‌جوری می‌گی که انگار من عروس بدی هستم. اتفاقاً خیلی هم دوست دارم که قدم مبارکککشون رو بذااارن روی تخخخم چشم من... اما به امید خدا، سال بعد!»

معمولاً این بحث شیرین و شنیدنی از اواسط آذر شروع می‌شود و تا شب یلدا هم ادامه دارد. یعنی برای شبی که فقط یک دقیقه از بقیه‌ی شب‌ها طولانی‌تر است باید دست‌کم دو هفته مکافات بکشیم! آخر این یک دقیقه طولانی‌تر بودن تا حالا چه فایده‌ای برای ما داشته جز مکافات؟

البته چون به قول استاد بنایی، هرسال همین آش است و همین کاسه، ما دیگر عادت‌ کرده‌ایم. اما امسال دیگر رکورد مکافات یلدایی ما شکسته شده. معمولاً در نهایت با سکه‌انداختن یا قرعه‌کشی یکی از دو طرف برنده‌ی این دعوا می‌شد، اما امسال چون قیمت دلار و پسته و کشمش بالا رفته، با شب یلدایی عادی طرف نیستیم و هیچ‌یک از دو طرف دعوا کوتاه نمی‌آید و می‌گوید حالا که باید این‌همه خرج بکنیم، حتماً باید مامان و بابای من بیایند خانه‌مان.

حالا ما مانده‌ایم و انارهای دان‌نشده، آجیل‌های نخریده، میوه‌های نَشُسته، خانه‌ی تمیز نشده، هندوانه‌ای در شرف ترکیدن و شیرینی هم که بی‌شیرینی. آخر مامان‌جان، باباجان، بگذارید لااقل این شب یلدا برای ما بماند. با تشکر!


تصویرگری: محمدرضا اکبری/ آرشیو عکس روزنامه‌ی همشهری

کد خبر 425779

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha