همشهری آنلاین-سید ابوالحسن مختاباد: موسیقی و ظرفیت‌هایی که می‌تواند داشته باشد، همانند کوه یخی است که ما تنها بخشی بیرون آب آن را شاهدیم؛

 ظرفیت‌هایی که در صورت تعمق درآن می توان وجوه گوناگونش را بر شمرد و بر روزن افکند. در سخنانی که دست اندرکاران نخستین نمایشگاه موسیقی و‌آثار شنیداری در نشست خبری خود بیان کردند، حداقل در بعد نظری قضیه گوشه‌ای از این ظرفیت بیان شده است.[گزارش همشهری آنلاین از نشست خبری نخستین نمایشگاه موسیقی و‌آثار شنیداری تهران]

تعمق در این سخنان نشان می‌دهد که وزارت ارشاد در صدد ورود به حیطه‌ای‌است که تا کنون کمتر به آن پرداخته شده و آن هم حیطه حمایت از آثارو صنوف و نهادهای حقیقی و حقوقی تولید موسیقایی است.

اگر بخواهیم در تعریفی کوتاه این گونه نهادها را معرفی کنیم باید بگوییم  موسساتی که درکار موسیقی سرمایه گذاری می کنند و یا  موسساتی که خدمات جانبی آنها دربه موسیقی ارتباط پیدا می کند.

در یک تقسیم بندی ابتدایی تولید کنندگان آلبوم ها و سی دی های موسیقی،ناشرانی که کتاب موسیقی تولیدوعرضه می کنند،صدابرداران و استودیو های صدابرداری و تهیه کنندگان کنسرت های موسیقی و نشریات و رسانه های موسیقیایی .... را می توان در طبقه بندی نخست این مجموعه قرار داد.

اگر چه در کنار این مجموعه و در طیف دوم می توان صنعت‌های بزرگی چون تولید کنندگان تلفن همراه، سازندگان سی دی و نوار خام، دی وی دی و شرکت های معظمی چون ال جی، سونی و توشیبا و .... را هم به نوعی دراین سامانه قرار داد، اما به دلیل آنکه سخن محوری نگارنده پیرامون حمایت از همان دسته نخست است، لذا از بازگشایی ابعاد هنر- صنعت موسیقی (مثل هنر صنعت سینما) خودداری می‌کنم و تنها به همان محور اول بسنده می‌کنم.

برای آنکه تصویری از حمایت دولت به دست آوریم باید ابتدا به نوع حمایتی که دولت از بخش‌های دیگر فرهنگ به عمل می‌آورد نگاهی بنیدازیم و سهم موسیقی را در این حمایت‌ها ارزیابی و مقایسه کنیم.

اگرچه بودجه فرهنگ را باید در چند نهاد رسمی و غیر رسمی تقسیم بندی کرد(صداو سیما، سازمان تبلیغات، وزارت علوم و فن آوری و...) اما با توجه به این که متولی رسمی حوزه فرهنگ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، پس به سهم موسیقی در این بودجه نظر می افکنیم.

برابر آماری که از سوی معاون فرهنگی وزیر اعلام شده است،‌ بودجه پیشنهادی وزارت ارشاد برای سال 87  دوبرابر شده  و رقم 450 میلیارد تومان برای آن درنظر گرفته شده است.

بر چنین بینادی باید پذیرفت که بودجه سال گذشته وزارت فرهنگ وارشاد 225 میلیارد تومان بوده است.طبیعی است که بخش اعظم این بودجه به معاونت فرهنگی وزارت ارشاد اختصاص یابد، به دلیل آنکه این معاونت امور کتاب ونشر را عهده دار است و از سال جاری هم که یارانه بخش کاغذ حذف شده است،‌ به گفته دست اندرکاران این معاونت، بودجه ای 86 میلیارد تومانی به سهم بودجه آنها اضافه شده است.بر این رقم ها بخش نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و هفته کتاب و دیگر امور این معاونت را هم که بیفزاییم ، به نظر می رسد بیش از نیمی از این بودجه 225 میلیاردی به معاونت فرهنگی اختصاص پیدا کند.

بخش دیگر از این بودجه به معاونت مطبوعاتی و بخش دیگر هم به معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اختصاص یافته است. برابر آماری که از سال 82 در دست داریم بودجه موسیقی در آن دوره ارتقای مناسبی ( در مقایسه با دوره های قبل) پیدا کرد و به رقم 3ونیم میلیارد تومان رسید.

این پیشرفت البته در دوره های بعد یا متوقف شد و یا عقب گرد داشت . اما اگر بپذیریم که بودجه کنونی موسیقی همان رقم باشد و یا حتی 5 میلیاد تومان درسال( که بسیار بعید است)  این یعنی بودجه و حمایتی که ارشاد از موسیقی به عمل می آورد یک چهل و پنجم حمایتی است که از انواع دیگر هنر و فرهنگ حمایت می کند.

حال اگر بودجه پیشنهادی ارشاد به تصویب برسد ( ما نمی دانیم که بودجه بخش موسیقی چقدر پیشنهاد شده است)و بر فرض محال که بودجه موسیقی هم دوبرابر بشود، یعنی 7 میلیارد تومان یا 10 میلیارد تومان، همان نسبت برقرار است. یعنی یک چهل و پنجم بودجه کل حوزه فرهنگ و هنر.

بر این موارد بیفزایید که از دوسال قبل حضور ناشران موسیقی درنمایشگاه کتاب به نوعی دچار توقف شده است و این گروه از تولید کنندگان عملا محلی برای عرضه کالا ها و کارهای خود ندارند.

ضمن آنکه اصولا دولت برای این که موسیقی در سبد کالای مصرفی خانواده ها قرار بگیرد یا نه نیز فکر و اندیشه ای نکرده است.

در حالی که به اعتقاد اکثر برنامه‌ریزان فرهنگی، از جمله نکاتی که برنامه ریزان و مدیران فکری و فرهنگی باید به فکرآن باشند و برایش برنامه‌ریزی کنند، ‌همانا داشتن تعریفی از نوعی هنری است که به مردم ارائه می‌دهند و به خصوص موسیقی که حتی فیلسوفی مثل افلاتون معتقد است پله های نخست تغییر فرهنگی از موسیقی شروع می شود واین موسیقی است که زمینه را برای پذیرش دیگر تغییرات فرهنگی آماده و مهیا می کند.

هم اکنون وزارت ارشاد برای بن کتاب بودجه های هنگفتی را صرف می کند که تاثیر گذاری یا عدم تاثیر گذاری آن  واین که این بودجه چه کمکی به گسترش فرهنگ کتابخوانی می کند، محل بحث این نوشته نیست،‌ اما می‌توان این پرسش را با برنامه ریزان فرهنگی و به خصوص مدیران کنونی وزارت ارشاد درمیان گذاشت که سهم موسیقی دراین سبد چیست و چرا نباید برای مصرف کنندگان موسیقی هم حد اقل یک دهم آنچه را که برای مصرف کنندگان کتاب د رنظر گرفته اید، اختصاص دهید.

همین پرسش را هم با نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی( به خصوص کمیسیون فرهنگی مجلس) نیز می توان در میان گذاشت که وقتی 75 درصد برنامه های صدا و سیما باموسیقی پر می شود، به نظر شما سهم موسیقی د رفرهنگ این مرز و بوم چقدر تعیین کننده است و اگر که هست،‌ چه مقدار باید بودجه و امکانات دولت دراختیار این بخش قرار گیرد و آیا اصولا اعتقادی به حمایت از موسیقی دارید؟

پاسخ به این پرسش ها می تواند برخی گره هایی را که در کار موسیقی وجود دارد بر طرف سازد.

شاید برگزاری نخستین نمایشگاه موسیقی و آثار شنیداری توجه برخی از دست اندرکاران حوزه فرهنگ ( از دولت و مجلس) را به این نکته جلب کند که موسیقی تنها برای دیدن و شنیدن و اوقات فراغت نیست، بلکه در پس و پشت این کنسرت ها کوهی از آدمیان فعالند که ضمن ایجاد اشتغال مدد رسان ترویج فرهنگ موسیقایی این مرز و بومند.

کد خبر 39609

برچسب‌ها