دلم گرفته از دست بزرگ‌ترها! از دست این خاله‌ها و عموها! دیروز چندتایشان مهمانمان بودند و داشتند درباره‌ی نظافت خانه حرف می‌زدند، این‌که از چه سفیدکننده و جرم‌گیری استفاده می‌کنند و چه‌طور جرم‌گیر به جانشان بسته است!

دوچرخه شماره ۸۲۷

وقتی بهشان گفتم اين‌ها برای طبیعت مضر است، برايشان اهمیتي نداشت. حتی بهشان گفتم که می‌توانند از شوینده‌های سالم‌تري مثل جوش‌شیرین و سرکه استفاده کنند، ولی گفتند خوب  تمیز نمی‌کند! انگار هرکس از مواد شوینده‌ی شیمیایی بيش‌تري استفاده کند، تمیز‌تر تلقی می‌شود!

اصلاً برايشان مهم نبود كه محيط‌زيست امانتي در دست‌هايشان است و  بايد روزی این امانت را به ما تحویل بدهند.  

دور نیست زمانی که  ما می‌مانیم و طبیعتی که جز اسم چیزی از آن باقي نمانده است. طبیعتي كه قرباني نظافت وسواسی همين خاله‌ها و عموها شده است.

چرا کسی فکر نمی‌کند سلامتی نسل آینده، سلامتی ما، سلامتی همه به محیط‌زیست وابسته است. فكر نمي‌كند که طبيعت خيلي حالش بد است. به‌قول شاعر بغض دارم در گلو، دستم به دامانت...

 

زینب عطایی

16ساله از سنقر

 

دوچرخه شماره ۸۲۷

تصويرگري: آتوسا درويشي، خبرنگار افتخاري، 15‌ساله از كرج

کد خبر 330743

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =