شعر>

پر و دو شعر دیگر

پر

مرغ دریایی دریا زده‌ام

بال‌های تر من

خسته از پروازند

دیگر از اوج برایم خبری نیست كه نیست

به سرم زد بپرم

با دو بال و پر خیس

پر زدم من؟

آری

با نسیم خنكی

در هوا پر زد و رفت

آب از بال و پرم!

باز می‌خواهم

بروم بالاتر

برنگردم دیگر

به دل سنگی آب

آه... شاید این‌جا

در همین حال و هوا

مرگ من سربرسد

و بیفتد یكی از پرهایم

روی موج دریا

و ببیند ماهی

 رد پرواز مرا

خسته از دریاها

بكشد آه بلند

باز هم چند حباب

به پر من برسند

مریم دانشور، ۱۷ساله

خبرنگار افتخاری هفته‌نامه‌ی دوچرخه از تهران

* * *

طرح

دور دلش

دیواری بلند كشید

بعد

از دیوار مردم بالا رفت

دزد!

الهه صابر

خبرنگار جوان هفته‌نامه‌ی دوچرخه ز تهران

* * *

باد

باد

خیسی لباس‌های روی طناب را می‌برد

تو

 دل مرا

گلنار حسینعلی

از تهران

 

همشهری، هفته‌نامه‌ی دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۵۳

عكس: سپیده طاهرخانی، ۱۵ساله، خبرنگار افتخاری هفته‌نامه‌ی دوچرخه از تهران

کد خبر 268194

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 6 =

دیدگاه خوانندگان