دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ - ۱۹:۲۴
۰ نفر

جی بویر: زنی که سر میز مشرف به خیابان نشسته بود، به ضرب گلوله ناشناسی کشته شد. یادداشتی روی میز بود. دنبال قاتل نگردید.

بیماری لاعلاج داشتم. می‌خواستم خودکشی کنم؛ جرأت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نداشتم. پول دادم تا مرا بکشند.

پاسبان‌ها با بازپرس قتل آمدند. بازپرس گفت خودش است. چه‌قدر دنبالش گشتیم. کیف زن را گشتند. کارت ویزیت زن بیرون افتاد. هر کس را که بخواهید می‌کشیم، با نازل‌ترین قیمت.

این بار نوبت خودش بود.

ترجمه اسدالله امرایی

کد خبر 20345

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز