جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۵:۳۰

مصطفی چترچی: مردی با ظاهر آراسته وارد رستورانی خلوت شد، غذایی سفارش داد و شروع به نوشتن کرد.

صاحب رستوران از آمدن مشتری خوشحال شد و پنداشت او نویسنده مشهوری است.

مرد پس از صرف غذا، به جای پرداخت مبلغ صورتحساب، نوشته‌اش را تقدیم صاحب رستوران کرد: در این شهر غریب هستم، به علت بدشانسی در شغلم، ورشکست شده‌ام و... لذا پولی برای پرداخت صورتحسابم ندارم و تقاضا می‌کنم مبلغی نیز کمک کنید. مطمئن باشید در آینده جبران خواهم کرد.

صاحب رستوران نخستین نوشته‌های نویسنده خیالی‌اش را خیلی غم انگیز و بسیار تاثیرگذار توصیف کرد.

کد خبر 23413

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار