به گزارش همشهری آنلاین اما گاهی اوقات، غم و اندوه افرادی که دچار فقدان شدهاند، ادامه پیدا میکند و آنها «سوگ درازمدت» را تجربه میکنند.
افرادی که یکی از عزیزانشان را از دست میدهند، به طور طبیعی سطوح مختلفی از غم، خشم، گناه، ترس و تنهایی را احساس میکنند. اینها نشانههای سوگ حاد هستند.
این واکنش ابتدایی به تجربه کردن فقدان عزیزان است که هم شدید و هم محدود به زمان است. شکل این واکنش با گذشت زمان تغییر میکند و از فردی به فرد دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت خواهد بود.
در نهایت، سوگ حاد به پسزمینه میرود و احساسات مرتبط با فقدان در زندگی بازماندگان ادغام میشود.
با این حال، برای حدود ۷ درصد از کسانی که سوگوار هستند، سوگواری به شیوهای عمیقاً دردناک باقی میماند و مانع از حرکت به جلو و بهبودی آنها میشود. این سوگواری درازمدت که به آن سوگواری پیچیده نیز میگویند، افراد را در حلقهای از ناامیدی گرفتار میکند که نمیتوانند از آن فرار کنند.
این سوگواری درازمدت عموماً با ناتوانی در سازگاری با فقدان همراه است.
افرادی که سوگواری درازمدت را تجربه میکنند، دچار افکار سرزنشآمیز، قضاوت در مورد سوگواری و فاجعهسازی آینده است و رفتارهایشان شامل دوریگزینی، کنارهگیری اجتماعی، مصرف مواد روانگردان و رفتارهای منفی در مورد سلامتی است.
این افراد گاهی اوقات خود را سرزنش زیادی میکنند و تمایل دارند سناریوهای «چه میشد اگر» را تکرار کنند و سناریوهای جایگزینی را تصور کنند که در آن عزیزشان نمیمرد. همه اینها در ابتدا طبیعی و حتی مفید است، اما در نهایت افراد باید بتوانند این احساسات را کنار بگذارند یا بفهمند که چگونه آنها را حل کنند.
در حالی که قواعد سفت و سختی در مورد اینکه چه کسی بیشتر احتمال دارد دچار سوگواری درازمدت یا پیچیده شود، وجود ندارد. به طور کلی، افرادی که یک رابطه هویتبخش - والدین، فرزند، همسر - را از دست میدهند، بیشتر مستعد ابتلا به این عارضه هستند. اگر جدایی و فقدان به دنبال یک سانحه تکاندهنده رخ داده باشد، مانند خودکشی یا تصادف غمانگیز این سوگواری میتواند به ویژه دشوار باشد.
زنان در چنین مواردی بیشتر از مردان به جستجوی درمان برای این عارضه میروند. در محیطهای بالینی، بیش از ۸۰ درصد از بیماران مبتلا به سوگواری پیچیده زنان هستند. دلیل این تفاوت ممکن است به تفاوت در جایگاه روابط عاطفی در زندگی زنان مربوط باشد.
نظر شما