دوچرخه: سفر آنها دو روز طول کشید. «دیما» و پدرش مسیری سه هزار کیلومتری را از میان جنگل‌های انبوه با قطار طی کردند.

آنها از شهر «اورگنج» در ازبکستان، زادگاه دیما، به «سنت‌پترزبورگ» روسیه سفر کردند؛ سفری پر از هیجان!

اما سفر آنها برای گردش و گذراندن تعطیلات نبود. پدر و مادر دیما از چند سال پیش‌ در این شهر بزرگ کار می‌کنند. برای آنها پول درآوردن در سنت‌پترزبورگ راحت­‌تر از ازبکستان است؛ نیمی از جمعیت ازبکستان زیر خط فقر زندگی می‌­کنند.

حالا دیما با این سفر طولانی پیش مادر و پدرش آمده و قراراست از این پس با آنها در این شهر که دومین شهر بزرگ روسیه است، زندگی کند. او می­‌گوید: «تا پیش از این فقط دوبار در سال مادر و پدرم را می­‌دیدم. ولی حالا خوشحالم که می­‌توانم با آنها زندگی کنم.»

اما شادی او از سفر به این شهر خیلی زود به احساس شدید تنهایی تبدیل می‌شود. دیما نمی‌­تواند با کسی صحبت کند و حرف­‌های بقیه بچه‌­ها را نمی­‌فهمد. او زبان روسی بلد نیست. همه کلمه‌ها برای او آهنگی غریب دارند. روسی و ازبکی دو زبان کاملاً متفاوت‌اند. حتی الفبا و خطشان هم با هم  فرق می‌کند. زبان روسی با الفبای سیریلیک نوشته می‌‌شود، اما زبان ازبکی با الفبای لاتین، مثل زبان انگلیسی.

به همین دلیل است که این پسر نوجوان اغلب به شهر زادگاهش در ازبکستان فکر می­‌کند و به یاد دوستانش می‌افتد و همین‌طور به یاد اعضای خانواده‌­اش که هنوز آنجا زندگی می‌‌کنند. او احساس دلتنگی می­‌کند، به خصوص برای خواهرها و مادربزرگش.

دیما خوشحال است که با مادر و پدرش زندگی می­‌کند. روزهای تعطیل که پدرش درخانه است، بیشتر وقت‌ها با او شطرنج بازی می‌­کند

روزهای اول که به شهر تازه آمده بود، خرید کردن برایش دشوار بود، چون نمی‌توانست حروف سیریلیک را بخواند

درساعت نقاشی دیما می‌­تواند به زبان رنگ‌­ها حرف بزند

دیما و هم‌کلاسی‌هایش که همه شان تازه به این شهر آمده‌اند، درحال بازدید از دیدنی‌­های شهر سنت‌پترزبورگ‌اند. دیما مدام عکس می­‌گیرد. برای او همه چیز تازگی دارد

دیما عاشق اسکیت‌سواری است و با سرعت در خیابان ­های محله جدیدش اسکیت‌سواری می ­کند

او در سنت­ پترزبورگ، با مادرو پدرش در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌­کند و بیشتر وقت‌ها تنهاست. او در مدرسه هم احساس خوبی ندارد. دیما در ازبکستان دانش‌آموز خوبی بود، اما حالا مجبورشده کلاس پنجم را دوباره بخواند. او از این بابت عصبانی است.

دیما می‌­داند که باید زبان  تازه را یاد بگیرد. او نمی‌­تواند به کلاس‌‌های خصوصی فکر کند. هزینه  درس خصوصی و تقویتی خیلی زیاد است و درآمد پدرو مادر آن قدر نیست که بتوانند این هزینه را بپردازند. مدیر مدرسه دیما، کلاس­‌های زبان صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) و صلیب سرخ را به او معرفی کرده. این کلاس­‌ها رایگان و ویژه کودکان ونوجوانان است. او روزهای شنبه به کلاس زبان می‌­رود. سخت تلاش می‌­کند تا هرچه زودتر زبان جدید را یاد بگیرد.

دیما ساعت‌­های زیادی را برای تمرین خط سیریلیک، حفظ کردن لغت­‌های روسی و یاد­گرفتن دستور زبان صرف می­‌کند.

او کلاس­‌های روز شنبه را دوست دارد و حالا با نوجوان­‌های دیگری از کشورهای افغانستان، رواندا و  قزاقستان آشنا شده‌است. آنها هم به این کلاس می‌­آیند تا زبان روسی یاد بگیرند.
شاگردان این کلاس گاهی هم بعد از درس زبان نقاشی می­‌کنند یا کاردستی می‌سازند. بعضی وقت‌ها هم دسته‌جمعی به گردش می‌­روند. این کلاس به دیما کمک کرده در درس‌های مدرسه هم پیشرفت کند. تغییر مهم‌تری که برای این پسر نوجوان اتفاق افتاده این است که دوستان زیادی پیدا کرده، از جمله پسری که با هم فوتبال و بسکتبال بازی می‌‌کنند. دیما خوشحال است که می­‌تواند با دوستش حرف بزند و حرف‌های او را بفهمد.

منبع: ژئولینو

کد خبر 102095

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار