پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۵ - ۱۴:۲۹

سعید مروتی: سینمای ایران سال هاست که شهرتی بین المللی یافته است.

 سینمایی که از اواخر دهه هشتاد حضور پررنگی را در عرصه های بین المللی تجربه کرد و در دهه نود کشف بزرگ شاخص ترین جشنواره های سینمایی دنیا بود.در سال های اخیر اما، این سینما افت و خیزهایی را تجربه کرده است. مثلاً بلافاصله پس از حضور پررنگ و بی سابقه سینمای ایران در جشنواره برلین، هیچ راهی به جشنواره کن نمی یابد. در مجموع هم اگر بخواهیم حضور بین المللی سینمای ایران را در سال های اخیر با دهه طلایی نود میلادی مقایسه کنیم باید اذعان کنیم که با افتی محسوس مواجه شده ایم.

این البته تنها یک سوی ماجرا است و وقتی از صرف حضور در عرصه های بین المللی و نمایش و درخشش در جشنواره ها گذر کنیم و بخواهیم سهم سینمای ایران در بازارهای جهانی را جست وجو کنیم به نتایج غم انگیزتری هم می رسیم؛سینمایی که بسیاری از فیلم های افتخار آفرینش در جشنواره های بین المللی وقتی نوبت به اکران عمومی می رسد تنها چند سالن محدود و کوچک را (تازه آن هم در زمانی کوتاه) در اختیار می گیرند.

حضور سینمای ایران در عرصه های بین المللی همواره با چالش هایی مواجه بوده است. از وقتی مدیران جشنواره های جهانی، به راحتی از کنار فیلم های خوب فیلمسازان برجسته گذر کرده و دل به برخی سیاه مشق های کارگردانان جوان بستند، این پیش فرض در میان برخی از کارشناسان و اهالی سینما قوت گرفت که در بسیاری از جشنواره ها، ملاک حضور فیلم خوب نیست، آنها به دنبال فیلم هایی هستند که با سلایق شان همخوانی داشته باشد.

مسعود کیمیایی که در اوایل دهه نود میلادی با فیلم های دندان مار و گروهبان تجربه حضور و دریافت جایزه از جشنواره هایی چون برلین و ونیز را در کارنامه خود ثبت کرده، معتقد است در بسیاری از مواقع مدیران فستیوال ها سلیقه خود را به فیلمسازان تحمیل کرده اند.

برنده جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره برلین (1990) می گوید: سینمای فستیوال پسند ایران بر اساس سفارش و تقلید شکل گرفته است؛ سفارش از مدیران فستیوال های خارجی و گاهی اوقات هنربانان داخلی و تقلید از سیاق فیلمسازی عباس کیارستمی.

کیمیایی، از عباس کیارستمی به عنوان یک استثنا نام می برد و می افزاید: کیارستمی از هیچ جریانی سفارش نپذیرفته و از همان روزهایی که فیلم کوتاه می ساخت همین سلیقه و دیدگاهی را داشت که امروز در فیلم هایش می بینید. کیارستمی قطعاً کارش را خوب بلد است و می داند که چکار می کند.

کیمیایی در کنار کیارستمی، به حضور شوق آفرین برخی از فیلمسازان جوان اشاره می کند که کوشیده اند مستقل باشند و راه خود را بروند. او در خصوص راه یافتن برخی فیلم ها به جشنواره های جهانی به نکته جالبی اشاره می کند: تصورش را بکنید، مدیر یک فستیوال، فیلم ناصر تقوایی را کنار می گذارد و فیلم کسی را انتخاب می کند که هنوز بلد نیست جای دوربین را درست انتخاب کند؛ یعنی شخصی که حتی بدیهیات فیلمسازی را هم نمی داند ولی راه و رسم به دست آوردن دل مدیر فلان فستیوال اروپایی را بلد است به کارگردانی مثل تقوایی ترجیح داده می شود. این جا دیگر واضح است که ملاک حضور هر چه باشد، قطعاً سینما نیست.

وقتی فیلم های کیارستمی مورد توجه جهانیان قرار گرفت بسیاری از فیلمسازان به سودای جهانی شدن، سبک فیلمسازی او را در پیش گرفتند. نمونه واضحش محسن مخملباف است که از سلام سینما به بعد کوشید تا کیارستمی دیگری باشد و در مقاطعی هم حضور موفقی در جشنواره های جهانی داشت ولی نه تنها این ماجرا دوام نیافت که حتی محبوبیت داخلی اش را هم از کف داد.

چنان که پیش بینی می شد دامنه تقلید از سینمای کیارستمی چنان گسترش یافت که کم کم مدیران برخی جشنواره هاهم، صدایشان درآمد و فیلم های ایرانی را ملال آور و تکراری خواندند.
جدای از این ها وقتی وارد مقوله بازارهای جهانی شویم سهم سینمای ایران را بسیار ناچیز می بینیم.

جز چند استثنا مثل اکران موفق فیلم های مجید مجیدی در کانادا و آمریکا و نمایش عمومی برخی از آثار کیارستمی در اروپا؛ نکته چشمگیر دیگری در این زمینه به چشم نمی خورد. علی معلم، تهیه کننده و منتقد سینما در این زمینه می گوید: سهم سینمای ایران از بازارهای جهانی چیزی در حد صفر است و این معضل نتیجه فقدان یک مدیریت واحد در سینما، نداشتن استراتژی تبلیغاتی صحیح و نگاه بعضاً سیاسی به جشنواره های جهانی است.

او می افزاید: حضور سینمای ایران در جشنواره جهانی، مانند حضور تیم ملی در جام جهانی فوتبال قطعاً امر مثبتی محسوب می شود اما مسئله غیبت سینمای ما در جشنواره کن امسال، باعث سوء تعبیرهای در بین اهالی سینما و مخاطبان شد.

 متأسفانه ما ملت افراط و تفریط هستیم. همان طور که یک روز حضور چند فیلم ایرانی در جشنواره های جهانی را سیاسی تلقی می کنند و می گویند رابطه ای در میان است و وقتی این اتفاق نمی افتد، مانند امسال، باز می گویند سینمای ایران تمام شده و چون سیاست اتحادیه اروپا در قبال مسائل سیاسی ایران چنین و چنان بوده، سینمای ایران را از این جشنواره حذف کردند.


معلم که به عنوان تهیه کننده گاو خونی در جشنواره های بین المللی متعددی حضور یافته معتقد است سینمای ایران نیازمند حضور جهانی است. او می گوید: حدود 22 سال پیش سینمای پس از انقلاب ما، به واسطه خود انقلاب توجهی که سراسر دنیا به مسائل ایران داشت، موفق به حضور در جشنواره های معتبر شد.

اولین تصویر جامعه پس از انقلاب ایران ابتدا توسط امیر نادری و بعدها عباس کیارستمی به آن سوی آب ها رفت و به تدریج در مورد سینمای ایران کنجکاوی به وجود آمد. به طوری که زمان زیادی طول نکشید که جهان، سینمای ایران را به رسمیت شناخت. همین موضوع ادامه پیدا کرد تا جایی که سینمای ایران امروز در اغلب جشنواره های دنیا با هر رتبه ای، یک نماینده دارد.

سال ها پیش یک منتقد قدیمی جمله ای را گفت که حالا کاربردی تر از هر زمان دیگر به نظر می رسد: سینمای ایران اگر خواهان پیشرفت در عرصه های بین المللی است باید از دایره تقلید خارج شود. فیلمساز جوانی که رویای جهانی شدن دارد و از روی دست کیارستمی فیلم می سازد، ممکن است به صورت مقطعی به توفیقاتی در برخی از جشنواره ها دست پیدا کند ولی در نهایت به فراموشی سپرده خواهد شد و باید به حضور در جشنواره هایی دل خوش کند که اعتبار چندانی ندارند.

سینمای ایران با خروج از دایره تقلید می تواند همچنان در عرصه های بین المللی حضوری درخشان داشته باشد و با برنامه ریزی درست در درازمدت می توان امیدوار بود اتفاقی که
درخصوص برخی از فیلم های ایرانی در بازارهای کانادا و آمریکای شمالی رخ داده، نهادینه شود.

کد خبر 935