ترجمه مهرزاد فتوحی: معدن‌های بولیوی در دل کوه جای گرفته‌اند و فقط نوجوانان، با جثه‌های کوچک‌شان می­توانند از میان تونل‌های باریک و غبارآلود آنها، چهار دست و پا بگذرند.­

«لوکاس»، چهارده ساله و برادر کوچک‌ترش، «بایم»، ده ساله، هر روز ده ساعت در یکی از این معدن‌ها کار می­کنند. آنها کلاه­های ایمنی را که رویشان چراغی نصب شده، بر سر می­گذارند و تیشه در دست، وارد تونل تاریک می­شوند؛ آن‌وقت ازمیان سنگ­هایی که در دل زمین پنهان شده‌اند، قطعه­های نقره، قلع و سرب را جدا می‌کنند و به سطح زمین می‌آورند.
تونل­های باریک زیرزمین، پر از خطر است: تراکم گازهای سمی و  ریزش دیواره‌ها و گرفتار شدن درمیان سنگ و خاک، بخشی از خطرهایی است که جان این دو برادر را تهدید می‌کند.

معدن «سیرو ریکو» در ارتفاع چهار هزار‌ متری و درمیان کوه­های «آند» قرار گرفته است. بیش از شش هزارو پانصد کودک و نوجوان هفت تا هجده سال، مانند لوکاس و بایم، در این معدن بزرگ کار می­کنند. این معدن خیلی قدیمی است و گاهی در میان سنگ‌هایی که با واگن از درون آن به سطح زمین منتقل می­شوند، فلزی پیدا نمی‌شود، به همین دلیل کارگران معدن مجبور می‌شوند بیشتر به اعماق زمین بروند، به جایی که  دمای هوا به 40 درجه سانتی‌گراد می­رسد و نفس کشیدن دشوار است. برای همین هم بیشتر کارگران معدن به بیماری‌های تنفسی خیلی شدید دچار می­شوند.

بایم، واگن بزرگ را از میان تونل تاریک به سطح زمین می­کشاند: «روشنایی چه خوبه!»

لوکاس، دستمالی مقابل صورتش بسته و فکر می­کند با این دستمال می‌تواند ریه‌هایش را از گاز های سمی در امان نگه دارد، برخی از کارگران معدن به بیماری‌های تنفسی شدید دچار می­شوند و خیلی زود می‌میرند

لوکاس هم، مثل خیلی از کارگران معدن، می­گوید که در اعماق معدن موجودی شرور وجود دارد به نام «تیو» که هروقت عصبانی می­شود تونل‌ها ریزش می­کنند. حتی خیلی ازکارگرها برای تیو، تکه‌های نان در تونل‌ها می‌گذارند تا از آنها عصبانی نباشد.

بحران اقتصادی جهان برای کارگرهای معدن شرایط سخت تری به‌وجود آورده است؛ به دلیل پایین آمدن قیمت انواع فلز، دستمزد آنها کمتر و زندگی برایشان دشوارتر شده است .با وجود زندگی دشوار، لوکاس وبرادرش، هفته­ای دوشب به مدرسه می­روند. لوکاس می­گوید: «باید خواندن و نوشتن یادبگیریم تا شاید بتوانیم زندگی سختمان را تغییر بدهیم.» اما مثل  خیلی از کودکان کار، ادامه تحصیل بسیار دشوار و گاهی ناممکن  است.

سال­هاست سازمان‌های طرفدارحقوق کودک در بولیوی، برای بهتر شدن شرایط کارگران نوجوان معدن تلاش می­کنند. یکی از این سازمان­ها، 008 نوجوان معدنچی را زیر پوشش کمک­هایش گرفته؛ لوکاس هم یکی از این نوجوان­هاست. یک وعده غذای گرم و برگزاری کلاس‌های هنری و ورزشی از برنامه هایی است که این سازمان‌ برای نوجوانان معدنچی برگزار می‌‌کند.

لوکاس عاشق بازی فوتبال در هوای باز و آفتابی است.

منبع: ژئولینو

کد خبر 85011

برچسب‌ها