عباس لقمانی: جهان با حیرت به عکسی چشم دوخته بود که خبرگزاری آلمان و تاس خبرگزاری رسمی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به جهان مخابره کرده بودند.

در قایقی کوچک در دریای سیاه دو مرد میانسال در حالی که پارو می‌زدند به گفتگومشغول بودند.

ویلی برانت صدراعظم آلمان و لئونید برژنف صدراعظم هیات رئیسه اتحاد جماهیر شوروی بالاخره یخ های باقیمانده از دوران صدارت صدراعظم های محافظه کار آلمان را شکسته بودند و در صدد احیای روابطی بودند که به عقیده رهبر حزب سوسیال دمکرات آلمان ویلی برانت می توانست سنگ راه تازه ای در روابط شرق وغرب باشد.

سیاست شرقی ویلی برانت در کوتاه مدت ثمره خود را در مبادله زندانیان سیاسی بین دو آلمان و همچنین آزادی محدود تردد شهروندان آلمان غربی  نشان داد.

دولت ویلی برانت که به خوبی واقف بود که سررشته تمام سیاست های آلمان شرقی در مسکو نهفته است با آغاز گفتگو با شوروی در حقیقت دست به ریسکی بزرگ نیز زده بود.

سال‌ها بود که در تبلیغات آلمان غربی دولت برلین شرقی به عنوان دولتی که هیچ مشروعیتی ندارد عنوان می‌شد وحال صدراعظمی از آلمان غربی می‌خواست به این حکومت منفور از نظر محافظه کاران مشروعیت ببخشد.

گفتگوهای ویلی برانت و برژنف سر آغاز دوره ای شد که یخهای بین دو بلوک شرق وغرب شروع به ذوب شدن کرد و بالاخره در دوران رونالد ریگان به فروپاشی کامل بلوک شرق انجامید.

بر خلاف تصور بسیاری از تحلیلگران حتی روی کار آمدن دولت محافظه‌کار هلموت کهل در آلمان هم مانع ادامه سیاست‌های دولت‌های سوسیال دمکرات در آلمان نشد.

در دوران هلموت کهل فروپاشی بلوک شرق سرعت بیشتری گرفت و در پایان دهه هشتاد میلادی موجی از پناهندگان آلمان شرقی که به سفارتخانه های آلمان غربی در شرق اروپا پناه می‌بردند نخستین علایم فروپاشی رژیم آلمان شرقی را به جهانیان نمایاند.

با فروپاشی آلمان شرقی که بدون نظر مساعد رئیس جمهور وقت شوروی گورباچف امکان‌پذیر نبود آلمانها بدون آمادگی قبلی به اتحادی رسیدند که همواره آرزوی آن را داشتند ولی در سالهای جنگ سرد امید آن را از دست داده بودند.

روابط آلمان با روسیه پایه در تاریخ طولانی اروپا دارد و روابط دولتهای پروس و دولتهای محلی آلمان با روسیه تزاری تا آن اندازه بود که حتی شاهزادگان آلمانی همانند کاترین به همسری تزاران روس در می‌آمدند وبه قدرت زیاد نیز در روسیه می‌رسیدند.

حتی در هنگامه جنگ جهانسوز دوم جهانی نیز روابط دوکشور ادامه یافت و به قرارداد مخفی بین هیتلرو استالین انجامید که نه فقط لهستان را در نهایت تقسیم کرد بلکه انگیزه ای شد تا در زمان خروشچف به سیاست های استالین نیز حمله شود.

آلمان در روسیه بازار مناسبی را می‌بیند که علاوه بر وسعت آن دارای منابع عظیم زیر زمینی نیزاست.

تکنولوژی آلمان به اضافه نیروی کار آزموده در روسیه به گفته اقتصاددانهای آلمانی بهترین ترکیبی است که برای هر دوکشور می‌تواند منافع دراز مدتی را به دنبال داشته باشد.

روند همکاری دو کشور در همه زمینه ها حتی با تغییر سران دوکشور نیز همچنان ادامه یافت و به قراردادهای اقتصادی درازمدتی انجامید که آخرین و مهمترین آن قراردادی بود که در پایان دوران صدارت گرهارد شرودر با روسیه منعقد شد و بر اساس آن لوله ای از زیر دریای شمال گاز روسیه را با دور زدن لهستان به آلمان منتقل می‌کرد.

قرار دادی که خشم دولت محافظه کار لهستان را نیز برانگیخت .

این قرارداد آن قدر برای آلمان حیاتی بود که پس از کنار رفتن گرهارد شرودر از مسند صدارت او ریاست شرکت مشترک گاز دوکشور را بعهده گرفت.

حجم تبادلات اقتصادی دو کشور از مرز ده میلیارددلار در سال جاری میلادی  فراتر رفته است.

دولت تازه آلمان به ریاست آنگلا مرکل نیز خود را پایبند اجرای این قرارداد می‌داند و حتی در صدد افزایش تبادلات اقتصادی دوکشور است.

دوستی شخصی گرهارد شرودر و ولادیمیر پوتین که پایه های دوستی و همکاری های اقتصادی دوکشور را بسیار مستحکم کرده است ریشه در شناخت پوتین از آلمان دارد که پنج سال در شهر درسدن آلمان در دوران حکومت آلمان شرقی به عنوان رئیس سازمان جاسوسی شوروی فعالیت کرده بود.

 پوتین که به خوبی آلمانی صحبت می‌کند در سفر اخیر خود به آلمان برای گفتگوهای دوجانبه وشرکت در جشنهای هشتصدمین سال بنیانگذاری شهر درسدن حتی عنوان کرد که او پیوستگی قلبی با این شهر دارد زیرا دختر اومتولد آنجاست.

هر چند این گفته پوتین را فقط به عنوان یک تعارف سیاسی می‌توان ارز یابی کرد ولی نشانگر اهمیتی است که روسیه هم برای روابط دوکشور قایل است.

سفراخیر پوتین به آلمان با واکنش منفی بسیاری از گروههای طرفدار حقوق مدنی و آزادی مطبوعات نیز مواجه شد زیرا در هنگامه دیدار او از آلمان روزنامه نگار منتقد سیاست های روسیه در چچن به دست افراد ناشناس در مسکو در مقابل منزلش به قتل رسید و گفته می‌شود که سرویس‌های مخفی روسیه در این قتل دخیل بوده‌اند.

همین موضوع تظاهرکنندگانی را در درسدن به خیابانها کشاند که علیه پوتین شعار می‌دادند. ولی باوجود این تظاهرات گفتگوهای دو کشور روند اصلی خود را ادامه داد.

روسیه به عنوان بزرگترین دارنده ذخایر گازی جهان و یکی از اصلی ترین تولیدکنندگان نفت اکنون این  حربه را به خوبی همانگونه که در مورد اوکراین دیده شد به کار گرفته است.

اروپای تشنه انرژی اکنون دریافته است که روسیه در دراز مدت می‌تواند بسیاری از نیازهای این قاره را برآورده کند و پوتین نیز خیر و صلاح دراز مدت روسیه را در همکاری گسترده با اتحادیه‌ای می‌داند که اکنون با بیش از سیصد میلیون شهروند مصرف کننده انرژی به نوعی در نظر دارد از قید وابستگی به فقط یک قطب تولید کننده انرژی رها شود.

حضور پوتین در درسدن به انگیزه ملاقات سران روسیه و آلمان در دوره گفتگوهایی است که از زمان صدارت گرهارد شرودر آغاز شد و به دیالوگ درسدن معروف است .

نخستین دور این گفت وگوها در سال 2001 میلادی در شهر درسدن شروع شدودر کنار آن تبادل آرای  سیاسی و اقتصادی  دیگری هم به عنوان دیالوگ پترزبورگ در شهر پترزبورگ روسیه برگزار می‌شود که  سالانه به طور ادواری یا در پترزبورگ و یا در درسدن ادامه می‌یابد.

دیالوگ پترزبورگ از سوی شرکتهای بزرگ پشتیبانی مالی می‌شود و همین موضوع میزان اهمیت روسیه و همکاری اقتصادی دراز مدت بین دو کشور را برای شرکتهای بزرگ اقتصادی آلمان به نمایش می‌گذارد.

روسیه اکنون و به خصوص در سالهای اخیر در صدد است وجهه از دست رفته خودرا به عنوان ابر قدرت پیشین بازپروری کند ودر همین راستا با به کارگیری اهرم هایی که در اختیار دارد از جمله اهرم انرژی سهم خودرا در سیاست گذاری جهانی طلب کند.

در این استراتژی آلمان که با جمعیت بیش از هشتاد میلیونی خود یکی از اصلی ترین کشورهای تاثیرگذار در اتحادیه اروپاست سهم خاصی در سیاست اروپایی روسیه دارد.
 روسیه روابط خود با فرانسه را نیز در سالهای اخیر بهبود بخشیده است.

در این میان کشور های اروپای شرقی که پس از رهایی از سلطه شوروی با سرعت رو به غرب آوردند نیز اکنون هیجان اولیه آزاد بودن مرزها را از دست داده اند و حتی پیوستن تعدادی از آنها به اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر مانع از این نشده است که دوباره نظری هم به متحد استراتژیکی قبلی خود بیاندازند و در صدد تجدید نظر در سیاست های نه چندان دوستانه خود با روسیه شوند.

پوتین با سیاست مقتدرانه ای که در روسیه در پیش گرفته است کنترل دولت بر شرکتهای نفتی را  تشدید کرد ودولت روسیه علی رغم خصوصی بودن آنها عملا تعیین کنده سیاست اقتصادی آنهاست.

روسیه دوباره با اقتدار به صحنه سیاست جهان باز گشته است و برخورد چند ماه پیش این کشور با اوکراین نشان داد که حتی جبهه بندی غرب نیز تغییری در مسیر درپیش گرفته شده روسیه برای باز گشتن به صحنه سیاست جهانی ندارد.

در این مسیر روسیه برای بکارگیری وزنه سیاسی خود به هم‌پیمانانی نیاز دارد که به نظر می‌آید آلمان اصلی ترین آنهاست. تغییر حکومت ها در آلمان نیز تاثیری در این روند ندارد.

روسیه در کنار اتحادیه اروپا می‌تواند سایه گسترده آمریکا بر اروپا را به آرامی به کنار زند و خود بار دیگر یکی از اصلی‌ترین بازیگران جهانی شود.مهره آلمان در این صفحه شطرنج روسیه یکی از اصلی ترین مهره هاست.

کد خبر 6132

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار