به مناسبت هفته بسیج، سراغ چهار تن از اهالی قلم و ادب رفتیم تا بخشی از خاطراتشان را برایمان منعکس کنند.

عشق

همشهری آنلاین _ فرشاد شیرزادی : به مناسبت هفته بسیج، سراغ چهار تن از اهالی قلم و ادب رفتیم تا بخشی از خاطراتشان را برایمان منعکس کنند. عبدالرحیم سعیدی‌راد، درباره نوجوانی خود گفت که در مغازه خیاطی کار می‌کرد. رضا اسماعیلی از شاعری یاد کرد که در محضر رهبر معظم انقلاب، عاشقانه خواند و رهبری با تبسم پاسخ او را داد. اکبر خلیلی، نویسنده دفاع‌مقدس که به بسیجی بودن خود افتخار می‌کند، یادآور شده است که قلب نویسندگان جنگ و دفاع‌مقدس را باید به دست آورد و این مهم کار چندان سختی نیست. محمود تاری از جمله شاعران و مداحانی است که به لسان خود می‌گوید به عشق امام حسین(ع) شعر می‌سراید و مداحی می‌کند. با نگاهی به بخشی از خاطرات جبهه جنگ آنها و خاطرات انقلاب اسلامی، بی‌ تردید و بلافاصله این قطعه در خاطرمان زنده می‌شود که «بسیجی دیده بیدار عشق است/ بسیجی پیر میدان‌دار عشق است»   

محمود تاری/ شاعر و مداح اهل بیت(ع)

  • به عشق حسین(ع) می‌سرایم

محمود تاری، شاعر و مداح اهل‌بیت نیز یکی دیگر از بسیجیان فعال است. او نیز خاطرات متعدد و پر فراز و فرودی دارد.
می‌گوید: «به عشق امام حسین(ع) است که شعر می‌گویم و گام در عرصه هنر برمی‌دارم. هیچ‌گاه فکرش را نمی‌کردم که روزی بتوانم قلم دست بگیرم و شعر بنوسم.»
می‌گوید: «من از نوجوانی مداحی را دوست داشتم. اما اگر بخواهم به‌طور دقیق بیان کنم از سه سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مداح اهل‌بیت (ع) شدم. سال ۱۳۶۰ رسماً وارد حوزه هنری شدم و به عضویت فعال بسیج در آمدم. شعرهای بزرگانی مانند سید حسن حسینی، قیصر امین‌پور، استاد حمید سبزواری، محمود شاهرخی، مهرداد اوستا، علی معلم و دیگر بزرگان را خواندم و هم محظوظ شدم و هم از قلم و وجود ذی‌جودشان بهره‌ها بردم.»


 وی ادامه می‌دهد: «باور کنید اغلب مداحان واقعی که به امام حسین(ع) عشق دارند و بسیجی واقعی هستند، ساده زیستند. بسیاری را می‌بینم که بعد از عمری مداحی هنوز اجاره‌نشین‌اند و اصلاً اهل پول و خودرو و وسایل رفاهی زندگی نیستند. آنها با خدا معامله کرده‌اند و خدا نیز به ندای درونی‌شان پاسخ خواهد داد.» او همچنین تدریس مداحی هم می‌کند اما باور کنید گزافه نگفته‌ایم که بسیاری از بسیجیان شاگردش همچنان در مداحی به پایش نمی‌رسد. او شعر و شعور را در هم می‌آمیزد.

اکبرخلیلی/  نویسنده

  • به بسیجی بودنم افتخار می‌کنم

یکی دیگر از چهره‌های ادبی که به اصطلاح با قلم و نثر خاص خودش، گُل هم کرده است و امروز نام و آثارش را گوشه و کنار و جسته و گریخته می‌شنویم، اکبر خلیلی است. اکبر خلیلی نویسنده انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس، و نویسنده رمان «ترکه‌های درخت آلبالو» یکی از چهره‌های موفق بسیجی است که بسیجی‌وار هم قلم می‌زند. قد بلند است و چهار شانه. با ریشی که دیگر این روزها به سفیدی می‌زند. می‌گوید: «یکی از تنها خواسته‌هایم این است که به نویسندگان جنگ بیشتر بها دهند. به قولی هوای بسیجی‌ها را داشته باشند و به قلم و توانشان احترام بگذارند. باور کنید که قلب نویسندگان جنگ تسخیر شدنی است.

وقتی که رهبری مانند امام خمینی(ره) داشتیم ایشان به مثابه بالاترین مفسر قرآن برای ما محسوب می‌شدند و در مقاطع حساس بهترین تصمیمات را می‌گرفتند. امام(ره) را عاشقانه دوست می‌داشتم و تنها اگر بخواهم بگویم که در حال حاضر چه آرزویی دارم، دوست می‌داشتم یکبار دیگر قامت سرو مانند او را می‌دیدم که برای مردم دست تکان می‌دهد و آحاد مردم با دیدنش تهییج می‌شدند و به شور می‌رسیدند. به گونه‌ای صحبت می‌کرد و زبانش را برای فهم اقشار فرو دست جامعه نیز پایین می‌آورد و به همین دلیل نیز کارگر و کارمند دوستش می‌داشتند. همواره به بسیجی بودنم افتخار کرده‌ام. دوست دارم یکبار دیگر آن روزها تکرار می‌شد و طعم شیرین آن روزگاران را یکبار دیگر بچشم. باور کنید حاضرم همه عمرم را می‌دادم و یک لحظه قبل برمی‌گشت. زندگی من سرشار از خاطرات ناگفته است.»

عبدالرحیم سعیدی‌راد/  شاعر

  • به جای تفنگ، قلم برداشته‌ام

عبدالرحیم سعیدی‌راد جزو چهره‌های شاخص شعر انقلاب و دفاع‌مقدس است. از زمانی که در جنگ تحمیلی حضور داشته، به عضویت بسیج درآمده است. سعیدی‌راد، بیش از ۲۰ عنوان کتاب در زمینه خاطره‌نگاری و شعر و نقد شعر و نثر ادبی منتشر کرده است. او از علاقه‌اش به پیوستن به بسیج می‌گوید: «از ابتدا دلبسته انقلاب بودم. حتی در زمان شاه، با وجود اینکه سن کمی داشتم، برای مبارزه با رژیم طاغوت اعلامیه چاپ می‌کردم و به در و دیوار می‌چسباندم.» او در فراز دیگری از خاطراتش می‌گوید: «وقتی صحبت از بسیج می‌شود، ضربان قلبم تند می‌زند. بفهمی نفهمی هیجانی در درونم نقب می‌کند.

پیش از انقلاب کتاب در زیر پیراهنم مخفی می‌کردم. در یک خیاطی کار می‌کردم. حدوداً سال دوم ابتدایی بودم. البته تا آنجا که ذهنیتم یاری می‌کند. هم درس می‌خواندم و هم کار می‌کردم. استاد کارم یکی از بچه‌های انقلابی بود. باور کنید که اعلامیه‌ها را همانجا دست به دست می‌کردیم و روی سینه دیوار می‌چسباندیم. گاهی به دلیل قریحه نوشتنم، کمی که بزرگ‌تر شدم، اعلامیه‌ها را به من می‌دادند که بنویسم. اعلامیه‌ها را می‌نوشتم و چند بار به چشم خودم دیدم که مأموران رژیم شاه، با سرنیزه اعلامیه‌های مرا پاره می‌کردند.» خودش می‌گوید: «حالا پس از سال‌ها، به جای تفنگ قلم دست گرفته‌ام. چون به قول معروف قلم علما از خون شهیدان بالاتر است.

من این مهم را به عینه در جبهه می‌دیدم. گاهی با یک سرود تهییج می‌شدیم و به دشمن یورش می‌بردیم و موفق می‌شدیم.» این شاعر چندین بار هم به دیدار رهبر معظم انقلاب رفته است. اغلب، هر سال نیمه رمضان مهمان رهبر انقلاب است و رهبر انقلاب نیز با «احسن» هایش، شعرها و نوشته‌های او را دنبال و تشویق می‌کند.

رضا اسماعیلی/ شاعر

  • تشویق رهبر معظم‌انقلاب مایه دلگرمی شاعران

یکی دیگر از شاعران سرآمد بسیجی که زندگی‌اش هم هنوز به همان شکل ساده اداره می‌کند، رضا اسماعیلی، شاعر است. او سال‌ها شاگردان زیادی را در عرصه شعر انقلاب پرورش داده و بسیاری به واسطه او رشد کرده‌اند و بالیده‌اند. او می‌گوید: «شاید باورتان نشود اما هنوز پیش از سرودن، سرودنی که به آن اعتقاد و ایمان دارم و مرا یاد خاطرات گذشته می‌اندازد، وضو می‌گیرم. بقیه راه را باید خودت پیدا کنی و پیش بروی.» به غایت مهربان است. قد بلند و سینه ستبر. از برف سفیدی که روی موهاهش نشسته است، می‌گوید: «از زمانی که رهبر معظم انقلاب، رئیس‌جمهور بودند، چندین بار توفیق زیارت مبارکشان را داشته‌ام.

افتخار می‌کنم که رهبر انقلاب مانند یک الگو، به درستی قدر و شأن و منزلت بسیجیان را می‌دانند و درمی‌یابند. وقتی شاعران بسیجی در محضر ایشان شعر می‌گویند، به اتفاق و بی‌ تردید می‌اندیشند که در محضر کسی شعر می‌گویند که خودشان کاملاً اهل فن‌اند و پیچیدگی‌های شعر را می‌شناسند. ایشان خود مانند یک بسیجی واقعی و الگو برای آحاد جامعه، در محافل شعرخوانی نیمه رمضان، حتی اگر شعری سطحی و کم‌مایه و میان‌مایه خوانده شود، به اصطلاح توی ذوق جوانان نمی‌زنند و اتفاقاً آنها را تشویق هم می‌کنند. یکی از سخنان معروف و درست ایشان هم این است که با توجه به هزینه اندکی که در شعر انقلاب کرده‌ایم، ثمره بسیار زیاد و مؤثری دریافت کرده‌ایم.

سعه صدر رهبر به قدری است که یکبار، آقای شاهمرادی(آسمان) گفتند می‌خواهم عاشقانه بخوانم. رهبر انقلاب لبخندی زدند و از گوشه چشم نگاهی مهربانانه به ایشان کردند و گفتند: «بخوان! عاشقانه بخوان!» در جلسات به قدری سعه صدر دارند که‌گاه درباره اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و احمد شاملو هم سخن به میان می‌آید و باور کنید رهبر انقلاب از هر بسیجی شاعری، واقعی‌تر و بهتر آثار آنها را می‌شناسد. از سوی دیگر نیز رهبر انقلاب یکی از بزرگ‌ترین مفسران حافظ است.»

کد خبر 567596

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار