قرارها ساده بود. ریش و قیچی دست بزرگ‌ترها بود. ماجرا، حکایت نقل و شاخه‌نبات بود. برای شادی محفل و شیرینی کام، نقل و نبات کفایت می‌کرد.

ازدواج

همشهری آنلاین_ بهاره خسروی:‌  ازدواج در تهران قدیم بر عکس امروز که کلی مانع و دست‌انداز برای شروع زندگی مشترک وجود دارد، کار ساده‌ای ‌بود. شاید چون ساده می‌گرفتند زندگی برایشان شیرین می‌شد. در این بخش نگاهی به همین آیین‌های ساده شروع زندگی مشترک در تهران قدیم داریم.  
تهران سر جمع ۳ یا ۴ محله داشت. قدیم‌ها روابط اجتماعی و دایره ارتباطات آدم‌ها بزرگ بود و گاهی اهالی یک محله با یکدیگر فامیل چند جانبه سببی و نسبی بودند. پس در واقع غریبه‌ای در میان نبود و اهالی یکدیگر را می‌شناختند. کلید بخت‌گشایی در اجتماعات زنانه مانند حمام، سر قنات و نذری‌پزان و سفره‌های دعا و مراسم عروسی و عزا بود. در این اجتماعات تا چشم کار می‌کرد دختر دم‌بخت با فضل و کمالات وجود داشت. به همین دلیل اغلب پسردارها و کسانی که در نزدیکی خود پسر دم بختی داشتند، با چشم تیزبین همه وجنات و کمالات دخترهای مجلس را بررسی می‌کردند.  

  •  ساعت خوش خواستگاری 

حالا وقت شال و کلاه کردن خانواده داماد برای خواستگاری رفتن است. اما این مراسم هم برای خانواده داماد کلی کار داشت. قبل از خواستگاری یکی از بزرگان خانواده سراغ طالع‌بین یا دعانویس محله می‌رفت تا وقت و ساعت خوش خواستگاری را برای دق‌الباب خانه عروس انتخاب کند. بعضی از خانواده‌ها با واسطه روز و ساعت خواستگاری را به خانواده عروس اطلاع می‌دادند. بعضی‌ها هم برای محک زدن عروس و خانواده‌اش سرزده خواستگاری می‌رفتند. در مرحله نخست مادر داماد همراه جمعی از زنان خویشاوند راهی خانه دختر می‌شدند و کلون در خانه عروس خانم را می‌زدند و می‌گفتند: «مهمون اومده، برکت آورده» و مادر دختر هم در پاسخ با گفتن «باد آمده، گل آورده» آنها را به خانه دعوت می‌کرد.  

  •  تعیین مهریه 

قدیم‌ها سکه به ‌اندازه امروز ارج و قرب نداشت تا تعیین‌کننده ساده‌ترین روابط بشری باشد. برای خانواده‌ها مهم نبود مهری که داماد برای علاقه به عروس تعیین می‌کند، سکه یا پول باشد. البته بعضی از سر چشم و همچشمی دوست داشتند صفرهای مبلغ مهریه زیاد باشد، اما با ریش‌سفیدی بزرگ‌ترها غائله ختم به خیر می‌شد و وصلت سرانجام می‌گرفت. طبق رسم معمول یک جلد کلام‌الله‌ مجید، یک جام آینه، یک زوج لاله و شمعدان، لباس به مقدار توافق‌شده، طلا و جواهر، یک عقیق پنج‌تن، یک شاخه یا حبه نبات و لباس عروس مهریه رایج در تهران قدیم بود که در روز بله‌بران تعیین می‌شد.  

  •  خرید جهیزیه و عروسی و جهازکشان

از شب بله‌بران تهیه جهیزیه دختر شروع می‌شد. به همین دلیل بعد از مراسم بله‌بران نوبت پدر و مادر دختر بود تا با سرعت اسباب اولیه شروع زندگی دخترشان را آماده کنند و او را با سربلندی راهی خانه بخت کنند. خانواده داماد هم در این فاصله کار خرید عروسی را انجام می‌داد. نخستین خرید کلام‌الله مجید، آینه و شمعدان، چادر نماز و چادر سیاه بود. اما برسیم به مراسم پر سر و صدای جهازکشان که باید در هر خانواده به بهترین شکل برای حفظ شأن خانوادگی اجرا می‌شد. به گفته یکی از اهالی قدیمی‌پایتخت، دویدن کنار طبق‌های جهیزیه یکی از سرگرمی‌های کودکانه در تهران قدیم بود. اغلب چند روز پیش از مراسم عروسی چند نفر از نزدیکان دختر جهیزیه را طبق‌بندی و راهی خانه داماد می‌کردند. قاعده حرکت طبق‌ها هم به این شکل بود که اول طبق آینه و شمعدان یا آینه و چراغ یا آینه و قرآن و نقل و گل جلوتر از بقیه حرکت کند و بعد هم به‌ترتیب نوبت بقیه طبق‌ها می‌رسید. به این‌ شکل جهیزیه در مراسمی ‌شاد و با هلهله به خانه داماد می‌رسید.  

  •  نقل دعوت به عروسی 

مقدمات شروع زندگی مشترک در تهران قدیم از خواستگاری تا ازدواج شاید به چند هفته هم نمی‌رسید. اما با همدلی و مشارکت اهل فامیل و همسایه‌ها همه کارها به سرعت پیش می‌رفت. به گفته «فاطمه ربیعی» از اهالی قدیم خیابان ربیعی برای دعوت به عروسی یکی از اقوام نزدیک عروس و داماد با یک کاسه نقل راهی خانه دوستان و آشنایان می‌شد و همه را برای حضور در عروسی دعوت می‌کرد.  

  •  خنچه‌بران عقد

چیدن سفره و خنچه از ملزمات مراسم عقد بود. بر اساس یک باور قدیمی‌خنچه عقد را برای دوام زندگی و عاقبت به خیری خوش‌یمن می‌دانستند. خنچه عقد معمولاً چند روز قبل از عروسی با تشریفات ویژه به خانه عروس فرستاده می‌شد. این لوازم شامل آینه، چراغ یا شمعدان، خنچه و طبق‌های نان، اسپند، رخت عروس، نقل و کاسه نبات، کله‌قند، میوه، شیرینی، گیروانه (بسته چای و کبریت)، شیشه‌های گلاب، قوطی هل، کیسه‌های حنا و صابون بود.  

  •  سرکشیدن آش رشته در حنابندان

بعد از فراهم شدن مقدمات جهیزیه و خرید عروسی نوبت به آماده کردن سور و سات عروسی و رسوم پیش از عروسی می‌رسید. یکی از این مراسم حنابندان بود که ۳ یا ۴ روز مانده به مراسم عقد و عروسی خانواده عروس برپا می‌کردند. در این مراسم همه اقوام و دوستان در خانه عروس جمع می‌شدند تا رشته خوشبختی و زندگی دست عروس باشد. برای ناهار آش‌رشته طبخ می‌شد. عروس هم بعد از آماده شدن باید برای به دست گرفتن رشته بخت و زندگی آش را با نعلبکی هورتی سر می‌کشید. بعد از آش‌خوران نوبت نیت کردن و حنا در دست عروس گذاشتن بود. در این مراسم حنایی را که داماد از چند روز قبل به خانه عروس فرستاده بود، در ظرف مسی، خیس و لنگ‌های قرمز را روی فرش پهن می‌کردند. جایگاه عروس بالای اتاق بود. یکی از افراد خانواده داماد لگن را دور می‌چرخاند و مهمانان که حنای عروسی را برای زندگی و بخت‌گشایی خوش‌یمن می‌دانستند، با نیت کردن مقداری حنا از ظرف مخصوص بر می‌داشتند. درپایان چند نفر از بزرگان در دست عروس حنا می‌گذاشتند.  

  •  اجرای نمایش روحوضی 

ایستگاه پایانی روز عروسی و ضیافت شام بود که اغلب در حیاط خانه یکی از اقوام و فامیل عروس یا داماد برپا می‌شد. اگر عروسی در فصل زمستان بود، سقف حیاط را با چادر می‌پوشاندند. بیشتر خانه‌ها هم حوض داشتند که اغلب روی آن را با الوار می‌پوشاندند و فرش پهن می‌کردند. برای شادی مهمانان گروه‌های نمایشی، نمایش روحوضی اجرا می‌کردند و دیگ پخت‌وپز شام هم در خانه همسایه‌ها به راه بود.  
 

کد خبر 531830

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار