گاهی خودم را دانلود می‌کنم؛ گاهی «جانی ‌دپ» تحویل می‌گیرم، ‌گاهی «جرج کلونی». می‌خواهم ببینم چهره‌ام چه تغییری می‌کند اگر هم‌سن مادرم شوم یا چه‌قدر جذاب می‌شدم اگر مثل پدر، ته‌ریش داشتم!

چهره‌ی مرا می‌گیرد جرج کلونی تحویل می‌دهد!

همشهری آنلاین- نفیسه مجیدی‌زاده: هی خودم را دانلود می‌کنم تا بالأخره نرم افزاری مرا زیباتر کند. این نرم‌افزارها به من آموزش می‌دهند که چه‌طور و در چه حالتی زیباترم؛ به‌نظرم می‌توانم بینی‌ام را هم عمل کنم...

نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های تغییرچهره، بسیار محبوب‌اند و بیش‌تر افراد آن‌ها را امتحان می‌کنند؛ بعضی‌ها عکس‌هایشان را به اشتراک می‌گذارند و برخی در گوشی‌هایشان ذخیره می کنند. بعضی معتقدند دقیق عمل می‌کنند و بعضی‌ها عکس دست و پایشان را می‌گذارند و تصویر نهایی‌شده‌ی فردی مشهور را تحویل می‌گیرند تا ثابت کنند؛ این نرم افزارها قابل اعتماد نیستند!

از «سجاد علی‌محمدی»، کارشناس نرم‌افزار می‌پرسیم: بعضی از این برنامه‌ها با فناوری جدید مبتنی بر شبکه‌های عصبی و با استفاده از هوش مصنوعی کار می‌کنند. منظور از شبکه‌های عصبی چیست؟

او پاسخ می‌دهد: «دانشمندان با الهام از شبکه‌ی عصبی مغز انسان، شبکه‌های عصب را در کامپیوترها ایجاد کرده‌اند که شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با هم دارند.

تفاوت اصلی این دو شبکه‌ی عصبی طبیعی و مصنوعی، در نوع زنده یا دستگاه‌بودن آن‌ها نیست، بلکه در نوع ارتباط واحدهای سازنده‌ی آن‌هاست. در شبکه‌ی عصبی طبیعی، واحدهای تشکیل‌دهنده‌ی آن، یعنی نورون‌ها با تعداد زیادی (شاید تا ۱۰هزار) نورون دیگر در ارتباط‌اند. در پردازنده‌های نسل جدید هم با این‌که شاهد افزایش تعداد واحدهای تشکیل‌دهنده‌ی پردازنده (ترانزیستورها) در ابعاد کوچک هستیم، اما تعداد ارتباط هرکدام از واحدهای آن خیلی محدود است و نحوه‌ی تحلیل کامپیوتر و مغز متفاوت است.

فرآیند یادگیری مغز، آهسته‌ و با روش میدانی است که ماه‌ها یا سال‌ها طول می‌کشد تا چیزی پیچیده را کاملاً درک کند. این قسمت از این سرویس، به شکلی از شبکه‌های عصبی استفاده می‌کند که در ابتدای امر، برنامه‌ی مذکور با استفاده از یک‌سری اطلاعات صحیح و غلط، یاد می‌گیرد فرم‌ها و حالت‌چهره را چگونه شناسایی کند. یعنی درواقع با گذر زمان و تأیید یا رد نتایج حاصله از نرم افزار، توسط توسعه‌دهنده و کاربران، به مرور زمان می‌آموزد که چهره‌ی موردنظر را چگونه پیدا کند.

و این هم سؤال همه‌ی ما: این نرم‌افزارها شباهت برخی چهره‌ها را درست تشخیص می‌دهند. آیا شانسی و اتفاقی است؟

علی‌محمدی می‌گوید: «اتفاقی یا شانسی نیست، اما در برخی موارد مشاهده شده که این برنامه در مواجه با اطلاعات غلط، مثلاً قاشق یا تصویر زمین یا آرم شرکت‌ها، باز هم اقدام به پیداکردن چهره‌ی سلبریتی‌ها کرده است. پس این ایرادی در برنامه است که به احتمال زیاد می‌توانند آن را در نسخه‌های بعدی رفع کنند. البته شاید هم تعمدی در برنامه قرار داده شده و قصد به‌وجود آوردن چالش جدیدی را داشته است!»

  • بدون شرط خودت را بپذیر

دوستی می‌گفت ما راضی نیستیم حتی یکی از رفتارهایمان را عوض کنیم و معمولاً در جواب اعتراض‌ها می‌گوییم: «همینه که هست»! ولی عاشق تغییرچهره‌ایم و همه‌ی برنامه‌های جدید را دانلود می‌کنیم تا چهره‌ی تازه‌ای از خودمان ببینیم.

«بصیرمقدسیان»، کارشناس توانمندی نوجوانان به هفته‌نامه‌ی دوچرخه می‌گوید: «در روان‌شناسی، وقتی به موضوعی می‌پردازند و دنبال آسیب مشکل یا ناهنجاری آن هستند، عاملی را در نظر می‌گیرند و آن هم تکرار وقوع آن اتفاق است؛ فارغ از این‌که این نرم‌افزارها چه هستند، می‌شود نگران آن بود که بیش از حد نرمال استفاده شوند. چون موضوع‌های مشابه این زیاد شده؛ مثل همین جراحی‌های متعدد برروی چهره. به این ترتیب این حساسیت زیاد شده که نکند این اتفاق برای دیگر افراد هم رخ بدهد. در حالی که تا حد طبیعی هرکدام از ما با این نرم افزارها کار می‌کنیم و ممکن است برایمان هم جذاب باشد. این کاملاً طبیعی است، اما اگر زیاد شود و فرد را از کارکرد طبیعی خودش دور کند و بیش‌تر وقت او را بگیرد، جای بررسی دارد.»

او ادامه می‌دهد: «البته در مطالعات روان‌شناسی، موضوع مهمی مطرح است و آن هم پذیرش بدون قید و شرط خود است؛ یعنی فردی که به بلوغ و رشد روانی رسیده باشد، خودش را می‌پذیرد.  

واقعیت این است که سلبریتیها و مدلها، نسبت به بقیهی افراد، جذابیت بصری بیشتری دارند و این تفاوتها در همهی آدمها وجود دارد و نمیشود انکار کرد. اما وقتی فردی به رشد روانی رسیده باشد، خودش را همانطور که هست میپذیرد و میگوید این من هستم با این چهره، با این میزان استعداد و توانمندی. پس خودش را دوست دارد و تلاش میکند با توجه به همینهایی که دارد زندگیاش را بسازد، آرامش داشته و شاد باشد.»

می‌پرسیم: چه‌طور خودمان را بشناسیم؟

و مقدسیان می‌گوید: «هرکدام از نوجوانان خودشان را ارزیابی کنند و ببینند استفاده از این برنامه‌ها چه‌قدر برایشان جنبه‌ی سرگرمی دارد و چه‌قدر این موضوع مهم است که خودشان و چهره‌شان را دوست ندارند و می‌خواهند شبیه فرد دیگری باشند. اگر حالت دوم است، باید روی خودشان کار کنند، تمرین کنند و به رشد فکری برسند تا آن پذیرش به‌وجود بیاید. هرچند کار چندان راحتی هم نیست و گاه نیاز به مشاوره دارد.

البته اگر نوجوانی چنین حسی به خودش دارد جای نگرانی نیست، چون در بسیاری از بزرگ‌ترها هم هنوز پذیرش خود، وجود ندارد. اما نوجوان، برای رسیدن به بلوغ روانی به این رشد نیاز دارد و وقتی به آن نقطه برسد، زندگی‌اش تغییر می‌کند.

  • فقط تفریح نیست

بعد از مدتی بالأخره خسته می‌شویم و به عنوان یک نرم‌افزار کهنه و به‌دردنخور از گوشی‌هایمان پاک می‌کنیم. اما آیا این برنامه‌ها فقط برای تفریح و سرگرمی ساخته می‌شوند؟

علی‌محمدی می‌گوید: «با توجه به حجم عظیمی از هزینه‌ی تبلیغات که شرکت‌ها برای پخش‌شدن و دیده‌شدن نرم‌افزار انجام داده‌اند، به‌هیچ‌وجه فقط یک سرگرمی نیستند. جالب است بدانید که در حال حاضر بحثی که وجود دارد، هزینه‌ی بالای این نرم‌افزارهاست. در واقع شما در اولین استفاده‌ی خود تأیید می‌کنید که از اشتراک یک‌ماهه یا یک ساله با شانس سه روز اول به صورت رایگان استفاده می‌کنید و اکثر کاربران فراموش می‌کنند آن را لغو کنند و پس از سه روز، ۲۰ دلار از حساب آن‌ها کسر می‌شود.»

و در آخر می پرسیم این برنامه‌ها، کاربرد حرفه‌ای هم دارند؟ مثلاً در صنعت سینما و...؟

علی‌محمدی می‌گوید: «با رشد روزافزون هوش‌مصنوعی، شاهد بهبود فناوری‌های مبتنی بر آن هستیم. برای مثال در سال اخیر، شاهد نرم‌افزاری هستیم که با استفاده از عکس تابلوی مونالیزا، تصویر آن را متحرک می‌کند و شخصیت داخل عکس شروع به حرف‌زدن یا گاهی حرکت‌کردن در تصویر می‌کند.»

ما: شاید با تکیه به این نرم‌افزار است که نقش اصلی یک فیلم را برای «جیمز دین»، بازیگر فقید آمریکایی در نظر گرفته‌اند که ۶۴ سال قبل فوت کرده است...

کد خبر 463320

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =