چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸ - ۰۷:۰۱
۱ نفر

فریبا خانی: از دنیای برعکس خوشم ‌می‌آید. از دنیایی که شبیه دنیای هیچ‌کس نیست. من دوست دارم در اینستاگرام از خودم عکس‌های سروته بگذارم.

دنیای وارونه!

وقتی بچه بودم کتاب «‌خفاش دیوانه» را خواندم. در آن کتاب، خفاشی از پا آویزان بود و دنیا را برعکس می‌دید. باران می‌بارید و او می‌گفت: «کاش چتر داشتم  تا باران، پاهایم را خیس نکند.» یا می‌گفت: «اگر باران شدید ببارد آب رودخانه بالا می‌آید و گوش‌هایم خیس می‌شود.» و حیوانات جنگل به او می‌خندیدند.

بچه شیر می‌غرید: «آب رودخانه پاها را خیس می‌کند، نه گوش‌ها را». خفاش جهان را سروته می‌دید. این کتاب را «جین ویلس» نوشته و «معصومه انصاریان» ترجمه کرده بود. کتاب می‌خواست بگوید آدم‌ها با هم متفاوت‌اند. زاویه‌ی دید هرموجودی در این جهان با دیگری فرق دارد. بعضی‌ها همه‌چیز را شیرین و بعضی همه‌چیز را تلخ می‌بینند. بعضی‌ها فکر می‌کنند بدشانس‌ترین و بعضی فکر می‌کنند خوش‌شانس‌ترین‌های جهان‌اند. در دنیای برعکس باید همه چیز برعکس شود؛ مثلاً به ما بگویند به‌جای درس‌خواندن،   ایکس‌باکس‌ بازی کن دخترم تا روحیه‌ات خوب شود. یا مثلاً بگویند مفید‌ترین چیز در جهان فست‌فود است! به آنتی‌اکسیدان‌ها که در سبزی‌ها و میوه‌ها  به‌وفور یافت می‌شوند؛ بی‌توجه باشید! آنتی‌اکسیدان می‌خواهید چه‌کار؟

دنیای برعکس، دنیایی شبیه خفاش دیوانه است. مثلا ً وقتی جغد دانا از خفاش می‌پرسید: «درخت  را چگونه می‌بینی!؟» می‌گفت: «درخت، یک تنه دربالا دارد و برگ‌هایی در پایین...» یا می‌گفت: «کوه، یک دامنه در بالا دارد و یک قله در پایین...» تصمیم ‌بگیریم خودمان باشیم، سعی نکنیم شبیه کسی باشیم. بگذاریم مثل خفاشِِ کتاب، جهان را سرو ته بیینیم. متفاوت‌بودن خیلی ‌هم خوب‌است. معلق باشیم بین زمین و آسمان و  آرزو کنیم باران ببارد تا کف پاهامان خیس شود.

کد خبر 463311

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha